5 فداکاری به یادماندنی در دنیای انیمه

انیمه‌های ژانر شونن (Shounen)، به خاطر طبیعت ساده و سکانس‌های اکشن سریع خود، شناخته می‌شوند. از مبارزه بین گوکو (Goku) و فریزا (Frieza)  تا اولین باری که ایچیگو (Ichigo)، بانکای خود را منتشر کرد، لحظات نمادین زیادی در انیمه وجود دارد که برای همیشه در ذهن ما زنده خواهند‌ماند.

با‌این‌حال، اتفاقات به یادماندنی دیگری نیز در انیمه وجود دارد که برای سال‌های آینده هم در ذهن ما باقی خواهندماند. البته، کاملاً برعکس لحظات هیجان‌انگیزی است که در پاراگراف قبل گفتیم. امروزه، در انیمه صحنه‌های مرگ زیادی را می‌بینیم؛ به‌ویژه، صحنه‌هایی که در آن یک شخصیت، جان خود را فدا می کند تا دیگری زنده بماند. در میان صحنه‌های بی‌شماری که صحنه‌ی نمایش را زیبا کرده‌اند، در اینجا  راجب 5 تا از به یادماندنی ترین فداکاری‌ها در انیمه صحبت می‌کنیم. با پروشات همراه باشبد.

هشدار: این مقاله حاوی اسپویل است!


5.اٌرگا ایتسوکا (Orga Itsuka) از “Mobile Suit Gundam Iron-Blooded Orphan”

اٌرگا ایتسوکا، رهبر یک شرکت امنیتی خصوصی به نام تِکادان (Tekkadan)  است و مانند سایر اعضای تِکادان، اٌرگا ایتسوکا نیز یتیمی است که مجبور شده به عنوان برده در مریخ کار کند. تِکادان، راه او برای دادن انگیزه و آینده به دوستان یتیمش است که فراموش شده‌اند. با این حال، شغل آنها باعث می‌شود که هر روز دوستان و دشمنان جدیدی پیدا کنند. نه‌تنها این، بلکه باید به دقت در دنیای پیچیده‌ی سیاستی که در اطرافشان اتفاق می‌افتد مانور دهند. متاسفانه، یکی از آن دشمنان در نهایت به اندازه‌ای از همه جا نا امید است که در مقابل مقر تِکادان توقف می‌کند و شروع به شلیک کردن گلوله به سمت اٌرگا می‌کند که اتفاقاً در آن زمان با یک کودک یتیم دیگر، در حال قدم‌زدن بود. اٌرگا به طور غریزی، پشتش را به سمت مهاجم می‌کند و جلوی کودک یتیم می‌ایستد تا از او محافظت کند. در نتیجه، اٌرگا ایتسوکا گلوله باران می‌شود و در دم جان خود را از دست می‌دهد. مرگ او، یکی از مهم‌ترین لحظات انیمه است و صادقانه بگویم، هیچ کس هرگز فکر نمی‌کرد که شخصیتی به مهمی ارگا بمیرد و این دقیقاً همان چیزی است که آن را به یک لحظه‌ی به‌یادماندنی، تبدیل می‌کند.


4. سون گوکو (Son Goku) از “دراگون بال” (Dragon Ball Z)

وقتی سِل (Cell) به شکل کامل خود می‌رسد، اغراق نیست اگر بگوییم او قوی‌ترین موجود روی زمین است. همانطور که میدانیم، گوکو معتقد است که پسرش گوهان (Gohan)، بسیار قدرتمندتر از دیگران، از جمله خودش است. به همین دلیل، او تصمیم گرفت به گوهان اجازه دهد تا با سِل مبارزه کند و همانطور که انتظار میرفت، گوهان موفق می‌شود این موجود وحشتناک را از خودش دور کند. ولی، یک لحظه‌ی کوتاه بی‌احتیاطی به سل فرصت می‌دهد تا قدرت باقی مانده‌ی خود را جمع کند و به یک بمب ساعتی تبدیل شود که می‌تواند فوراً همه چیزِ روی زمین را نابود کند. نه تنها این، کوچک ترین لمس هم می‌تواند باعث انفجار شود و هیچ‌کس نمی‌تواند جلوی منفجر شدنش را بگیرد. گوکو که نمی‌تواند راه حل دیگری پیدا کند، تصمیم می‌گیرد تا سِل را به سیاره‌ی کوچک کینگ کای (King Kai) انتقال دهد. فقط چند ثانیه بعد، سِل منفجر می‌شود و گوکو  و همه ی افرادی که آن اطراف بودند را می‌کشد. گوکو از قربانی کردن خود دریغ نمی‌کند زیرا می‌داند پسرش آنقدر قوی است که در غیاب او از زمین محافظت می‌کند.


3. اروین (Erwin) از “اتک آن تایتان” (Attack on Titan)

اعضای گروه شناسایی در نزدیک شدن به تایتان‌ها و بریدن گردن آن‌ها استاداند. با این حال، آن تکنیک خاص در برابر تایتان حیوانی که می‌تواند از دور آوارهای بی‌شماری را پرتاب کند، بی فایده است. اساساً شبیه تلاش برای مبارزه با شمشیر، جلوی یک واحد توپخانه‌ی سنگین است. اگرچه، هنوز هم ذره‌ای امید برای پیروزی وجود دارد: لیوای آکرمن (Levi Ackerman)، در قالب قوی‌ترین سرباز بشریت. فرمانده گروه شناسایی اروین اسمیت (Erwin Smith)، و بقیه‌ی اعضای گروه شناسایی می‌دانند که لیوای می‌تواند تایتان جانور را وقتی به آن نزدیک شود، از بین ببرد. پس این همان کاری بود که اروین تصمیم گرفت انجام دهد. اروین با صدایی تلخ و در عین حال آتشین از سربازانش می‌خواهد که طعمه باشند تا هواس تایتان جانور را پرت کنند و لیوای در سکوت به آن نزدیک شود. بنابراین، اروین به همراه سربازانش به سمت مرگ حتمی خود رفت در حالی که آوارهای بی‌شمار ی به اندازه ی یک کمد بر روی سر آنها میریخت و همه را کشت از جمله خودِ اروین. این به عنوان یکی از قهرمانانه‌ترین مرگ ها در کل انیمه، باقی می‌ماند.


2. میناتو نامیکازه (Minato Namikaze) و کوشینا اوزوماکی (Kushina Uzumaki) از “ناروتو” (Naruto)

وقتی کوشینا(Kushina)، ناروتو را به دنیا می‌آورد، در همان زمان روباه نه دم در حال حمله به کونوها است. برای نجات کونوها، میناتو (Minato) فوراً روباه نه دم را به نزدیک‌ترین مکانی که علامت جا‌به‌جایی‌اش روی روباه نه دم بود، می‌فرستد که اتفاقاً کلینیک کوچکی است که کوشینا و پسر تازه متولد شده شان، یعنی ناروتو، آنجاست. روباه نه دم هرچیزی که در آن اطراف بود را ویران کرد. اما زمانی که روباه می‌خواهد پنجه‌اش را روی ناروتو بگذارد، میناتو و کوشینا جلوی پسرشان می‌پرند و به‌جای او آسیب می‌بینند. میناتو در لحظه مرگش، نیمی از چاکرای روباه نه دم را در خودش و نیمی دیگر را در پسرش مهر و موم کرد. در همان زمان، او مقداری از چاکرای خود و کوشینا را هم در مُهر قرار داد تا زمانی که ناروتو در آینده سعی می‌کند چاکرای روباه نه دم را کنترل کند، هر دو ظاهر شوند. این فقط یک خط داستانی ساده در طرح کلی مسائل است اما به راحتی یکی از احساسی‌ترین لحظات، در کل انیمه است.


1. پُرتگاس دی ایس (Portgas D. Ace) از “وان پیس” (One Piece)

پُرتگاس دی ایس (Portgas D. Ace) ، برادر قسم خورده لوفی (Luffy)  و فرمانده لشکر دوم دزدان دریایی ریش سفید است.هنگامی که ایس در جنگی در برابر خائنی به نام ریش سیاه شکست می‌خورد، اسیر می‌شود و به دولت جهانی سپرده می‌شود که قصد دارد او را در ملاء عام اعدام کند. نیازی به گفتن نیست که لوفی و کل ناوگان بزرگ دزدان دریایی ریش سفید می‌آیند تا ایس را از تیغ جلاد نجات دهند. آنها باید در دورترین قسمت از ستاد نیروی دریایی در مانیفورد بجنگند تا ایس را نجات دهند درحالی که همزمان توسط افسران نیروی دریایی از جمله سه دریاسالار، به آنها حمله میشود.

مهم نیست چطور به این قضیه نگاه کنید، این کار غیر ممکن است اما لوفی به نوعی موفق می‌شود از این میدان جنگ پر هرج و مرج عبور کند و ایس را آزاد کند؛ ولی درست زمانی که آنها قصد فرار به دریا را دارند، ناگهان یکی از دریاسالارها به نام آکاینو در برابر آنها ظاهر می شود. درست قبل از اینکه مشت ماگمایی آکاینو (Akainu) به لوفی برسد، ایس جلوی برادرش ایستاد و بیشترین آسیب را از آن حمله ی مرگبار دریافت کرد. مرگ ایس، شوک وحشتناکی را نه تنها به کاراکترهای دیگر بلکه به بینندگان هم وارد می‌کند.


سخن پایانی

انیمه خوب می‌تواند با سکانس‌های اکشن هیجان‌انگیز خود، لبخندی بر لبان شما بیاورد و شما را هیجان زده کند. با این حال، یک شخصیت خوب هم می‌تواند شما را غمگین کند و  وقتی که یک شخصیت محبوب، مجبور است که جان خود را فدا کند، گریه کنید. این پنج نمونه، برای خلق چنین لحظات خاطره انگیزی بهترین هستند.

آیا لحظات مشابه دیگری میشناسید که شایسته ی حضور در این لیست هستند؟ پس بهمون در بخش نظرات، بگید.

                               

دیدگاه‌ها

بستن فرم