فیلم “آمرزیدگان فراوان شهر نیوآرک” و حقایقی درباره آن که باید بدانید

بدون شک “سوپرانوز” (The Sopranos) یکی از بهترین سریال‌های تلویزیونی تاریخ است. این سریال جنایی ساخته “دیوید چیس” (David Chase) حتی بعد از پایان ناامیدکننده‌اش باز هم بر سر زبان‌ها بود. حدود 14 سال بعد از پخش سریال فیلم پریکوئل آن با نام “آمرزیدگان فراوان شهر نیوآرک” (The Many Saints of Newark) اکران شد. داستان فیلم درباره سال‌های نوجوانی تونی سوپرانو است و سال‌های 1960 و 1970 را نشان می‌دهد. بنابراین هم داستان تونی را می‌بینیم و هم با سال‌های جوانی شخصیت‌های دیگر مثل جانی سوپرانو، لیویا سوپرانو، سیل و بقیه آشنا می‌شویم. به علاوه به سریال هم ارجاعاتی می‌شود که خالی از لطف نیست. در اینجا می‌خواهیم حقایقی درباره فیلم “آمرزیدگان فراوان شهر نیوآرک” را به شما بگوییم. با پروشات همراه باشید.

هشدار اسپویل*


9. روح آینده تونی

اول از هر چیز باید بگوییم داستان فیلم توسط پسر دیکی یعنی کریستوفر روایت می‌شود. مسما کریستوفر در دوران حوادث فیلم نوزاد است، و در شروع فیلم متوجه می‌شویم داستان از درون قبر روایت می‌شود. شاید منظور این است که تونی هنوز از مرگ کریستوفر رنج می‌برد، چون در فصل 6 سریال او را کشت. این یک لحظه شاعرانه است که نمی‌شود نادیده گرفت.

همچنین بخوانید: رتبه‌بندی بهترین پایان‌های سریال سوپرانوز (The Sopranos) در هر قسمت


8. علاقه تونی به تاریخ

در سریال تونی به روانشناسش دکتر جنیفر ملفی می‌گوید که کانال تاریخ را دوست دارد. با این که علاقه او اصلاً در روند سریال اهمیت ندارد نباید نادیده گرفته شود. چون فیلم پریکوئل این نکته را به ما یادآوری می‌کند. در صحنه‌ای تونی را مشغول خواندن کتاب کمیک “ایوانهو” می‌بینیم. با این که این کتاب تاریخی نیست اما یک کتاب تخیلی تاریخی محسوب می‌شود. حتی وقتی مادرش برای او کتاب‌های تاریخی می‌خواند تونی لذت می‌برد.


7. حرفه تونی در آینده

در فیلم “آمرزیدگان فراوان شهر نیوآرک” لیویا و جانی بر آینده و حرفه تونی با هم بحث می‌کنند و همزمان در خودرو با دیکی و همسرش هستند. جانی می‌گوید تونی دوست دارد بازیکن فوتبال شود، اما نه او و نه دیکی اصلاً تونی را مناسب این حرفه نمی‌دانند. عموی تونی هم در سریال همین را می‌گوید. از طرف دیگر مادر تونی فکرهایی دیگری در سر دارد و ترجیح می‌دهد پسرش در صنعت مبلمان کار کند. در صحنه‌ای که تونی با روانشناسش حرف می‌زند می‌گوید اگر پدرش اهل خلاف نبود زندگی او چطور می‌شد. با این حال خودش هم می‌داند در صنعت مبلمان فعالیت نمی‌کرد. با این که تونی آرزوهای والدینش را عملی نمی‌کند، اما تصور قرار گرفتن او در آن حرفه‌ها می‌تواند جالب باشد.


6. بگومگوی توی ماشین

در همین صحنه بحث در ماشین که درباره‌اش صحبت کردیم، صحنه‌ای را می‌بینیم که قبلاً در سریال شنیده بودیم. جنیس در فصل شش سریال گفته بود که مادرش همیشه حین برگشت از مراسم‌ها با پدرش بگو مگو می‌کرد. در عوض جانی هم اسلحه‌اش را در می‌آورد و لابلای مدل موی او شلیک می‌کند. ما در فیلم این صحنه را می‌بینیم. تنها فرقش این است که به جای عمو جونیور و همراهش دیکی و همسرش با آنها هستند. بنابراین تازه می‌فهمیم جنیس چه گفته بود.

همچنین بخوانید: 10 فیلم گانگستری جذاب و دیدنی شبیه سریال سوپرانوز (The Sopranos)


5. دستگیری در کارناول

یکی از لحظه‌های مهم زندگی تونی و جنیس دستگیری پدرشان در کارناول است. در صحنه اول سریال این موضوع را به صورت فلش بک می‌بینیم و در فیلم این صحنه بازسازی شده است. این اتفاق زندگی واقعی پدر تونی به عنوان یک خلافکار را به او معرفی می‌کند و می‌تواند یکی از دلایل کودکی سخت تونی باشد.


4. طفلکی!

در فیلم “آمرزیدگان فراوان شهر نیوآرک” نقش جوانی مادر تونی، لیویا، را “ورا فارمیگا” (Vera Farmiga) برعهده دارد. با این حال او به اندازه نسخه مسن‌تر خود در سریال رک و راست نیست. بیشتر از آن خانم‌هایی است که درگیر احساسات و بچه‌هایشان هستند. در صحنه‌ای از سریال که لیویا می‌خواهد با پسرش صحبت کند به او می‌گوید “طفلکی” که با شخصیت او در سریال همخوانی دارد.


3. گفتگوی راحت تونی

حتی وقتی تونی جلساتش را با دکتر ملفی شروع نکرده می‌بینیم که با مشاورش راحت صحبت می‌کند. همانطور که مشاور بعداً به مادرش می‌گوید یکی از بهترین خاطرات تونی زمانی بود که مادرش برای او کتاب تاریخ می‌خواند. با این حال وقتی بعداً در سریال دکترش همین سؤال را از او می‌پرسد نمی‌تواند جواب ندهد که این موضوع نشان دهنده شکاف رخ داده در مسیر زندگی اوست.

همچنین بخوانید: لیست بهترین فیلم‌های فمینیستی تاریخ سینما که باید تماشا کنید


2. سفری به نیوآرک

فیلم در سفری نوستالژیک ما را به نیوآرک می‌برد و با بسیاری از لوکیشن های کلاسیک سریال آشنا می‌شویم. یکی از این مکان‌ها جایی است که تونی و دارودسته اش همیشه در آنحا جمع می‌شوند. در پایان سریال دیکی تونی را دعوت می‌کند. شام آن شب همان شامی است که در پایان سریال تونی با خانواده‌اش خورده بود.


1. مرگ عجیب دیکی

یکی از صحنه‌های عجیب سریال افشای قاتل واقعی دیکی است. در سریال تونی به کریستوفر می‌گوید پلیسی به نام بری پدرش را کشت. با این حال قبل از این که کریستوفر بری را بکشد او می‌گوید اصلاً دیکی را نمی‌شناسد. بنابراین با خود می گوییم چرا او باید در لحظه مرگ دروغ می‌گفت، اما واقعیت این است که اصلاً او دروغگو نبود. در حقیقت عمو جونیور دیکی را کشت. با این حال این حقیقتی است که شاید بتوانیم با آن کنار بیاییم.


امیدواریم از مطالعه این مقاله لذت برده باشید. منتظر شنیدن نظراتتان هستیم!

                               

دیدگاه‌ها

بستن فرم