بهترین عاشق‌های دنیای انیمه که از سر عشق به شخصیت شرور تبدیل شدند

همه شخصیت‌های شرور برای بدی خود دلیلی دارند. یا گذشته بدی داشته‌اند یا از آشوب به پا کردن لذت می‌برند. اما بهترین شخصیت‌های شرور از سر عشق به شرارت رو آورده‌اند. این شخصیت‌ها اغلب فکر می‌کنند به خاطر عشق کار درست را انجام می‌دهند یا نیت خوبی دارند. موضوع فقط این نیست چون گاهی به خاطر عشق خود انتقام می‌گیرند یا به خاطر حمایت از عزیزان خود به بقیه آسیب می‌رسانند. بهترین عاشق‌های دنیای انیمه از سر عشق به شخصیت شرور تبدیل شدند و ما در اینجا آنها را به شما معرفی می‌کنیم. با پروشات همراه باشید.


10. یونو در “خاطرات آینده” (Future Diary – 2011-2013)

یونو از یوکیترو خوشش می‌آید و با این که دختر شیرینی است اما برای زنده نگه داشتن یوکیترو هرکاری می‌کند. حتی به خشونت و ظلم دست می زند. یوکیترو به خاطر گذشته تاریک خود آدم خوبی است، بنابراین یونو تصور می‌کند همه می‌خواهند او را از چنگش دربیاورند. یونو رفتار خوبی دارد اما برای رسیدن به خواسته خود هر کاری می‌کند.

همچنین بخوانید: بهترین انیمه های جادویی تاریخ انیمه سازی که باید تماشا کنید


9. هیمیکو در “آکادمی قهرمان من” (My Hero Academia – 2016)

هیمیکو با خوردن خون یک نفر می‌تواند به او تبدیل شود. به همین دلیل عاشق خون شده. این میل در کنار علاقه طبیعی‌اش به مردم باعث شده دوست داشته باشد به مردم موردعلاقه‌اش تبدیل شود. او که نمی‌تواند مثل یک دختر معمولی رفتار کند فهمیده که بهتر است مثل یک شرور خون کسانی را که دوست دارد ببلعد.


8. ملکه بریل در “کریستال ملوان ماه” (Sailor Moon Crystal – 2014)

ملکه بریل در اصل ساکن زمین بود و به شاهزاده اندیمیون علاقه یک طرفه داشت. با این حال شاهزاده عاشق پرنسس سرنیتی بود. این موضوع باعث حسادت بریل شد و تحت تأثیر ملکه متالیا به قلمروی ماه حمله کرد. او که می‌خواست به سرنیتی حمله کند تصادفاً شاهزاده را کشت. بریل تا آخر تحت تأثیر متالیا بود.


7. آنوس در “تناسخ ارباب شیاطین” (The Misfit Of Demon King Academy – 2020-2022)

آنوس با این که یک شاه اهریمن واقعی است که مردم هم به او احترام می‌گذارند و هم از او می‌ترسند، اما در اصل شرارتی ندارد. البته مردم هم او را یک شخصیت شرور نمی‌دانند چون بیشتر آشوب و نابودی به پا کرده‌اش تصادفی بود. او نسبت به کسانی که او و خانواده و دوستانش را تهدید کردند ظالم بود. همچنین طی یک نبرد دیگر دانش آموز دیگری را کشته و زنده می‌کند.


6. سایاکا میکی در “مادوکا مجیکا” (Puella Magi Madoka Magica – 2011)

سایاکا عاشق کیوسوکه بود، اما کیوسوکه نگران مشکل دست‌هایش بود که نمی‌گذاشت ویولون بنوازد. سایاکا برای کمک به او به یک دختر جادویی تبدیل شد تا دست او را سالم کند. البته سایاکا فداکاری نکرد چون دلیلش از انجام این کار نزدیک شدن به کیوسوکه بود. در نهایت کیوسوکه با دختر دیگری آشنا شد و از آنجاییکه سایاکا روح خود را از دست داده بود به جادوگر تبدیل شد. بنابراین می توان او را یکی از بهترین عاشق‌های دنیای انیمه دانست.

همچنین بخوانید: بهترین انیمه ها با هیولای هفته که باید آنها را تماشا کنید و لذت ببرید


5. وجیتا در “دراگون بال زد” (Dragon Ball Z – 1996-2003)

وقتی وجیتا جوان بود شاهزاده به گروگان فریزا درآمد. وجیتا برای این که نگذارد فریزا بلایی سر پدرش بیاورد، مجبور بود تمام دستورات فریزا را اطاعت کند. گرچه ظاهراً وجیتا از نابودی‌هایش لذت می‌برد، اما وقتی درباره گذشته با گوکو صحبت کرد انگار پشیمان بود. با وجود تمام تلاش‌های وجیتا، وقتی فریزا تصمیم گرفت سیاره او را نابود کند او همه چیز را از دست داد.


4. آکازا در “شیطان کش” (Demon Slayer – 2020)

آکازا به عنوان یک انسان برای حمایت از پدرش از دیگران دزدی می‌کرد. پدرش که فهمید با پول دزدی زندگی می‌کند خودش را کشت. آکازا که نمی‌دانست چکار کند تحت سلطه کیزو درآمد و از دختر او کیوکی نگهداری کرد. اما آنها عاشق هم شدند. آکازا یکی از بهترین عاشق‌های دنیای انیمه است که برای عشق خود هرکاری می‌کند.


3. زرف در “فری تیل” (Fairy Tail – 2009-2019)

زرف از همان ابتدا شرور نبود. او هم جاودانه بود و هم می‌توانست هر موجودی اطراف خودش را بکشد. موجودات مرگبار او برای نابودی او خلق شده بودند، اما هیچکدام پیروز نشند. با این وجود زرف عاشق میویس شد که او هم مثل او طلسم شده بود. وقتی آن دو همدیگر را بوسیدند دخترک در آغوش او جان داد. این موضوع قلب زرف را شکست و او تصمیم گرفت امپراتوری اسیر را برپا کند.


2. لئو در “دی گری-من” (D. Gray Man – 2006-2008)

لئو با این که می‌دانست درخواست برای زنده کردن دوباره مادرش توسط ارل هزاره چه پیامدی داشت این کار را کرد. مادرش برگشت اما در عوض به دستور ارل هزاره جسم لئو را تسخیر کرد. او به عنوان لئو دوست لئو جن را به سمت ارل کشاند تا جانش را بگیرد. آلن واکر به موقع رسید، بچه را آزاد کرد و مادر لئو را هم از شر ارل نجات داد.

همچنین بخوانید: انیمه‌های خسته کننده تاریخ که اصلاً قابل تماشا کردن نیستند


1. کانامه در “بلیچ” (Bleach – 2004-2012)

دوست کانامه آرزو داشت یک شینیگامی باشد تا دنیای آرامی خلق کند. متاسفانه وقتی توسط یک شینیگامی کشته شد رویایش به کابوس تبدیل شد. بدتر این که آن شینیگامی حتی تنبیه هم نشد. کانامه از دنیا متنفر بود. او آیزن را خوب می‌شناخت و می‌دانست که آیزن برای رسیدن به سول کینگ حاضر بود هزاران نفر را قربانی کند.


امیدواریم از مطالعه این مقاله لذت برده باشید. منتظر شنیدن نظراتتان هستیم!

                               

دیدگاه‌ها

بستن فرم