رتبه‌بندی بهترین گره‌های داستانی در سریال “وایر” (The Wire)

سریال “وایر” در پنج فصل ماجراجویی‌های شخصیت‌های داستان در خیابان‌های بالتیمور و جنگ با مواد مخدر را نشان می‌دهد. این سریال به خاطر متن هوشمندانه و شخصیت‌های فراموش نشدنی به یکی از بهترین سریال‌ها بدل شد.

سریال “وایر” برخلاف سریال‌های دیگر با تکیه بر صحنه‌های شوکه کننده بیننده را مجذوب نگه می‌دارد. با این حال روایت هوشمندانه هم عنصر دیگر سریال است. برخی از این گره‌های داستان بهتر از بقیه عمل می‌کنند و لحظات فراموش نشدنی خلق می‌کنند. در اینجا این صحنه‌ها را به شما معرفی می‌کنیم. با پروشات همراه باشید.

هشدار اسپویل


10. مرگ “چیز”

“چیز واگستاف” که تنها یک شخصیت مکمل است، ویلن جالبی بود که برای رسیدن به قدرت حاضر بود هرکسی را بفروشد. در پایان سریال و کنار رفتن مارلو استنفیلد، شخصیت‌های جنایی باقیمانده باید کنترل اوضاع را برعهده بگیرند. چیز قدم جلو گذاشته  و طوری رفتار می‌کند که انگار رهبر جدید اوست. وقتی مشغول سخنرانی است “اسلیم چارلز” به سرش شلیک کرد و عمر رهبری‌اش را کوتاه می‌کند.

همچنین بخوانید: رتبه‌بندی شخصیت‌های اصلی سریال وایر (The Wire) براساس میزان محبوبیت


9. داستان‌های “تمپلتون”

هر فصل سریال به جنبه‌ای از بالتیمور نگاهی انداخته و ارتباط آن با مواد مخدر را نشان می‌دهد. فصل پایانی سریال با تجارت روزنامه سروکار داشته و شخصیتی به نام “اسکات تمپلتون” را نشان می‌دهد.

این شخصیت برای معروف شدن داستان‌هایی را سرهم  می‌کند تا بیشتر مورد توجه قرار بگیرد. ویراستار روزنامه به او شک کرده و او را زیرنظر قرار می‌دهد. اما در پایان خود ناشرین هم به داستان‌های تمپلتون جذب می‌شوند. ویراستار اخراج شده و تمپلتون هم معروف می‌شود.


8. “مک نالتی” به دروغ مرگ قاتل سریالی را طراحی می‌کند

“جیمی مک نالتی” نزدیک‌ترین شخصیت به شخصیت اصلی است. یک کاراگاه متعهد که به دردسر می افتد. در پایان سریال مک نالتی خودش دردسرساز است و می‌خواهد محدودیت‌ها را کنار بزند. او که از خوب پیش نرفتن تحقیق درباره مارلو خسته شده، مرگ یک بی خانمان را به عنوان مرگ قاتل سریالی قلمداد می‌کند تا بودجه بیشتری دریافت کند.


7. مارلو قدرت را به دست می‌گیرد

در فصل سوم سریال “مارلو استانفیلد” معرفی شده و به یکی از بهترین ویلن‌های سریال تبدیل می‌شود. مرد جوانی که بیرحمانه می‌خواهد به اوج قدرت در دنیای زیرزمینی بالتیمور دست یابد.

او پس از ملحق شده به مواد فروشان دیگر رفته رفته قدرت را به دست می‌گیرد. با رابط‌ها ارتباط برقرار می‌کند، پلیس‌ها را می‌کشد، و به قدرتمندترین شخصیت جنایی شهر تبدیل می‌شود.


6. استرینگر دنجلو را می‌کشد

“دنجلو باکسدل” برادرزاده “آون باکسدل” یکی از قدرتمندترین مجرم‌های بالتیمور است که گرچه ابتدا برای آون کار می‌کرد، با مشاهده کارهای بد گروه از آنها فاصله می‌گیرد.

دست راست آون یعنی “استرینگر بل” دنجلو را ریسک می‌داند چون او در زندان است. سرانجام به سراغش رفته و او را در زندان به قتل می‌رساند.

همچنین بخوانید: رتبه‌بندی 10 سریال انیمیشن طولانی


5. دابلز پاک  می‌شود

این سریال شخصیت‌هایی که بتوان با آنها همدردی کرد ندارد، اما نمی‌توان با بابلز همدردی نکرد. او معتادی است که توی خیابان زندگی کرده و برای زندگی‌اش تقلا می‌کند. اما با سرنوشت معتادان دیگر نمی‌توان تصور کرد سرنوشت خوبی در انتظار بابلز است.

با این حال در پایان بابلز قدرتش را نشان می‌دهد، خود را پاک می‌کند و اعتماد عزیزانش را جلب می‌کند. او در قسمت پایانی با نقطه ضعف‌هایش مبارزه کرده و به رستگاری می‌رسد.


4. “مایکل” عمر جدید است

فصل چهارم سریال چندین شخصیت مهم را نشان می‌دهد، از جمله مایکل. مرد جوان باهوش ومسئولیت پذیر که انگار تقدیرش بوده به دنیای جرم و جنایت وارد شود.

مایکل سرانجام به دسته مارلو ملحق شده اما هیچوقت خودش را یکی از آن‌ها نمی‌داند. زمانی که بقیه او شک می‌کنند می‌خواهند او را بکشند. مایکل هم فرار کرده و ناپدید می‌شود. فصل آخر سریال مایکل را در حالی نشان می‌دهد که از چند خلافکار دزدی کرده و راه عمر کوچولو را دنبال می‌کند.


3. “کیما” علیه “مک نالتی” و “لستر” جاسوسی می‌کند

“لستر فریمن” مستعدترین پلیس سریال است که می‌خواهد همه مجرمین را شکار کند. وقتی مک نالتی نقشه‌اش درباره قاتل سریالی را آغاز می‌کند، لستر آن را فرصتی برای گرفتن “مارلو استانفیلد” می‌دانند.

با این حال وقتی همکارشان “کیما گرگز” از نقشه باخبر می‌شود، آن را یک قمار خطرناک می‌بیند. پس از همه اتفاقات کیما آنچه را که فکر می‌کند درست است انجام می‌دهد. مک نالتی و لستر اخراج شده و مارلو هم آزاد می‌شود.


2. استرینگر و آون روبروی هم قرار می‌گیرند

آون و استرینگر دو یاز جدانشدنی هستند که امپراتوری مواد مخدر را بهم نزدیک می‌کنند. با ادامه سریال رابطه آنها پیچیده‌تر شده و ثابت می‌شود که حتی دوستانی مانند آنها هم نمی‌توانند دوام بیاورند.

یکی از به یادماندنی‌ترین صحنه‌های سریال زمانی که این دو باهم صحبت می‌کنند. درحالی که می‌دانند قرار است بهم خیانت کنند اما مثل دو دوست صحبت می‌کنند. در نهایت استرینگر آون را به زندان می‌فرستد و آون هم نقشه قتل استرینگر را می‌کشد.

همچنین بخوانید: رتبه‌بندی بهترین صحنه‌های اعتراف به عشق در فیلم‌های معروف عاشقانه


1. مرگ “عمر”

“عمر کوچولو” محبوب‌ترین و جذاب‌ترین شخصیت سریال است. شخصیتی رابین هود مانند که از موادفروش‌ها دزدی کرده و قانونش این است که به هیچ شهروندی خیانت نکند.

در فصل پایانی سریال عمر با مارلو مبارزه می‌کند و اینطور به نظر می‌رسد که پایان عمر نزدیک شده. اما به جای اینکه توسط مارلو کشته شود پسر جوانی به او شلیک می‌کند تا شهرتی برای خود دست و پا کند.


امیدواریم از مطالعه این مقاله لذت برده باشید. منتظر شنیدن نظراتتان هستیم!

                               
بوتکمپ پایتون

دیدگاه‌ها

بستن فرم