بررسی پایان سریال “بازی تاج و تخت” (Game Of Thrones) و معنی آن

“بازی تاج و تخت” یک سریال تاریخی حماسی فانتزی از کانال اچ بی او است که پس از هشت فصل به پایان رسید و فصل پایانی آن از بسیاری جهات پایان خوبی بود. زیرا در پایان سریال تخت آهنین نابود می‌شود، سیستم قدیمی انتخاب پادشاه و ملکه کنار گذاشته می‌شود، برن استارک به عنوان پادشاه جدی استارک معرفی شده، سانسا استارک فرمانروایی شمال را به عنوان یک قلمروی مستقل برعهده می‌گیرد. جان اسنو بار دیگر محافظت از دیوار را برعهده می‌گیرد و آریا استارک هم در جستجوی سرزمین‌های جدید به دریا می‌رود.

یک پایان خوش همانطور که موردانتظار طرفداران بود. تصور می‌شود جان و دنیریس به عنوان ملکه و پادشاهی مهربان کنار هم سلطنت کنند اما اینطور نشد. بلکه تقریباً تمام شخصیت‌های محبوب طرفداران از جمله سی ورث، بران، تیریان، برنی و سم، گروه کوچک مشاوران را تشکیل دادند.

خالقین این سریال “دیوید بنیاف” (David Benioff) و “دی. بی.وایس” (D.B. Weiss) برای ساخت پایان آن با چالش مواجه شدند، زیرا سوالاتی مانند سرانجام وایت واکرها تا فرمانروایی وستروس مشخص نبود. در اینجا می‌خواهیم پایان این سریال را بررسی کنیم و جزئیاتش را در اختیارتان بگذاریم. با پروشات همراه باشید.


دنریس درست مانند پدرش می‌میرد

“بازی تاج و تخت” هفده سال پس از شورش رابرت آغاز شد، اما سریال از همان موقعی آغاز می‌شود که شاه دیوانه دستور سوزاندن شهر را داده، و جیمی با زدن خنجر به آریس دوم از پشت، او را کشته و لقب شاه کش را دریافت کرده است. تمام وقایع بعدی از جمله پادشاهی رابرت براتیون، تا تبعید دنیریس و ویسریس، و به قدرت رسیدن لنیسترها از همان موقع شروع شد.

مرگ دنیریس تارگریان این داستان را به سرانجام می‌رساند. او هم مانند پدرش از یک لنیستر خیانت دید. تایوین لنیستر ارتشش را به سرزمین پادشاهی برد، درحالی که تیریان لنیستر هم به همراه برادرش در سرزمین پادشاهی بود. جنون دنیریس مانند پدرش باعث سقوط او شد. آتش زدن سرزمین پادشاهی باعث روگرداندن مردم از او شد. سپس او هم مانند آریس توسط یکی از لنیسترها که برای جلب اعتماد به او نزدیک شده بود کشته شد.

مدت کوتاهی پس از مرگ نمادین دنیریس، اژدها برای تسکین خود تخت آهنین را ذوب کرد این تخت 300 سال پیش توسط جد دنیریس، ایگون اول، ساخته شده بود که به همراه خواهر/همسرش وستروس را مغلوب کرد و خود را به عنوان اولین پادشاه تارگریان معرفی نمود. در اصل هم مرگ دنیریس باید پایان بخش تخت می‌شد زیرا او و جان آخرین بازماندگان تارگریان بودند و تنبیه جان این است که دوباره به دیوار برود، همسر اختیار نکند و فرزندی نداشته باشد. بنابراین نسل تارگریان برانداخته می‌شود.

همچنین بخوانید: 10 فیلم جذاب و دیدنی از بازیگران بازی تاج و تخت (Game Of Thrones) که احتمالاً درباره آنها چیزی نشنیده‌اید


فرزندان ند بر وستروس حکومت می‌کنند

بسیاری بر این تصور بودند که اگر جان دنیریس را بکشد، به پادشاه وستروس تبدیل می‌شود. به جای آن زندانی شد و حالا بزرگان هفت اقلیم باید پادشاهان جدید را انتخاب می‌کردند، آن هم نه براساس نسل و وراثت. تیریون معتقد بود برن باید انتخاب شود زیرا داستان فلج شدنش، ماجراجویی در شمال دیوار، و تبدیل شدن به کلاغ سه چشم، باعث می‌شد مردم به او اعتماد داشته باشند. به علاوه او تمام داستان‌ها و خاطرات وستروس را می‌داند. گرچه برن نمی‌خواست پادشاه شود اما می‌دانست سرنوشتش این بود و گروه مشاورین او را به عنوان فرمانروای جدید شش اقلیم انتخاب کردند.

اما پادشاه شش اقلیم نه هفت اقلیم، چون شرط سانسا این بود که شمال مستقل بماند زیرا مردم آن در زمان انتخاب راب استارک پادشاه شمال، و بعد جان اسنو همین شرط را گذاشته بودند. در پایان سریال سانسا به عنوان ملکه شمال انتخاب می‌شود، آن هم در حالی که در زمان حمله دنیریس به سرزمین پادشاهی نقشه نصف شد و شمال از قلمروهای جنوبی جدا شد.

با مرگ دنیریس این داستان هم کامل می‌شود. فصل یک سریال درباره سقوط خانواده استارک بود: برن فلج شد، ند اعدام شد، خاندان استارک سلاخی شدند، سانسا زندانی شد و آریا مجبور شد در هیبت پسری به نام آری زندگی کند. استارک ها حوادث بدی را پشت سر گذاشتند، اعضای خانواده‌شان را از دست دادند و شاهد سوزانده شدن خانه‌شان بودند. طرفداران مدت‌ها منتظر بازگشت آنها بودند، بنابراین فرمانروایی‌شان بر شمال و شش اقلیم رضایتبخش بود.


با آغاز بهار جان اسنو به شمال بازمی‌گردد

کتاب پایانی “جرج آر. آر. مارتین” به نام “ترانه یخ و آتش” با عنوان “رویای بهار” نام گذاری شده و این رؤیا در غالب گیاهی سبز است که با آمدن جان به سمت شمال جوانه می زند. قسمت اعظم سریال در بلندترین و سخت‌ترین زمستان سپرس شد، آن هم در حالی که شخصیت‌ها پیش از این زمستانی هفت ساله را پشت سر گذاشته بودند. با این حال به نظر می‌رسد شکست پادشاه شب و وایت واکرها باعث کوتاه‌تر شدن زمستان وستروس شد.

طبق انتظارات طرفداران که جان پسر ریگار تارگریان و لیانا استارک است، تصور می‌شد که او به تخت آهنین برسد، زیرا او از دنیریس قوی‌تر بود. حالا برخی معتقدند افشای میراث جان بی نتیجه بود چون سرانجامی نداشت. اما اینکه دنیریس رقیبی داشت باعث جنونش شد تا جان او را بکشد. به علاوه کنار گذاشتن سیستم وراثتی تاج و تخت هم نمی‌توانست مانع او شود زیرا جان پادشاهی لایق بود.

جان هرگز نمی‌خواست پادشاه شود و بازگشتش به دیوار داستانش را به انتها رساند. در فصل اول سریال جان فقط می‌خواست سیاهپوشان را شکست داده و با برادرانش دیوار را اداره کند. اما این بار متوجه شد وایت واکرها تنها دشمن او نیستند و بنابراین نگهبانان و خود دیوار سقوط کرد. اما حالا جان شمال را به همراه خود دارد و انگار روزی به بیرون دیوار خواهد رفت.

همچنین بخوانید: توضیح کامل نقشه سریال بازی تاج و تخت (Game of Thrones)


آخرین بازماندگان لنیستر هیئت مشاورین را تشکیل دادند

با آغاز “بازی تاج و تخت”، لنیسترها قدرت اصلی سرزمین پادشاهی را داشند و شاه رابرت براتیون از اینکه در محاصره آنها بود، خشمگین شد. پادشاهی در کسترلی راک بود، ملکه سرسی فرزندان لنیسترش را به براتیون ملقب کرده بود و جیمی هم عضو گارد پادشاهی بود. حتی غلامش هم یک لنیستر بود که همان باعث مرگش شد چون لانسر لنیستر در حین شکار زیاد به او شراب داد.

در آغاز فصل پایانی تیریون در رد کیپ در جستجوی خواهر و برادرش است که آن دو را در آغوش هم مرده می‌یابد زیرا نقشه فرارشان شکست خورده. بنابراین او به عنوان آخرین بازمانده از فرزندان لنیستر به عنوان لرد کسترلی راک و دست پادشاه انتخاب می‌شود. درحالی که کرم خاکستری اعتراض می‌کند و معتقد است تیریون باید شکنجه شود. برن مخالف است و دست پادشاه بودن را تنبیه او می‌داند، زیرا باید کارهای بد گذاشته‌اش به عنوان دست پادشاه (و بعد دست ملکه) را جبران کند.

حالا هیئت مشاورین پادشاه برن از افراد سودجویی مانند لیتل فینگر و پایسل خالی است. بران قابل اعتماد وزیر دارایی، سر داوث وزیر کشتی رانی، سم تارلی استاد اعظم و برین رئیس گارد محافظین است. گرچه این هیئت نقاط ضعف خود را دارد اما بهترین ترکیب ممکن است، درحالی که وزیر جنگ، وزیر قانون و وزیر نجواکن در آن دیده نمی‌شوند. برن به وزیر نجواکن نیاز ندارد و نمی‌خواهد وزیر جنگ هم داشته باشد.


آریا استارک و جستجویش در غرب وستروس

زمانی که آریا به همراه سندور کلگین وینترفال را ترک کرد گفت که نمی‌خواهد به سرزمین پادشاهی بازگردد. این اولین بار نیست که آریا ماجراجویی را به امنیت ترجیح می‌دهد. زمانی که برین در اوایل سریال برای نجات او تلاش کرد، آریا دست رد به سینه او زد و به اسوس رفت تا نزد مرد بدون چهره آموزش ببیند. آریا بیش از تمام فرزندان استارک تغییر کرده، البته به جز برن، و حالا یک مبارز مرگبار و با توانایی تغییر چهره است که پادشاه وایت واکرها را کشته و نمی‌تواند مانند لیدی وینترفال زندگی ساده‌ای داشته باشد.

اینکه او به سمت غروب می راند (دریایی که در آن شناور است دریای غروب آفتاب نام دارد) می‌تواند معانی مختلف داشته باشد، از جمله اینکه در زمان رسیدن به خشکی او استارک های دیگری منتظرش باشند. شاه برندن، جد بزرگ خانواده اسنتارک که پیش از آغاز داستان هزاران سال عمر کرد، یک بار به سمت دریای غروب آفتاب رفت و دیگر بازنگشت. گرچه ممکن است این سفر به مرگ او منجر شده بود، اما شاید هم به سرزمین‌های دوردست رسیده و اقوام دورش منتظرش باشند. به علاوه سفر او، مثل سفر جان، نشان دهنده امید در آینده است.

همچنین بخوانید: 15 شخصیت سریال بازی تاج‌وتخت که نزدیک بود بازیگران دیگری آن‌ها را ایفا کنند


کرم خاکستری قولش به میساندی را عملی می‌کند

سربازان برده‌ای که دنیریس در فصل دو آزاد کرد به ملکه شان وفادار هستند اما پیش از نبرد بزرگ وینترفال، کرم خاکستری و میساندی برای زندگی بعد از جنگ به هم قول دادند. کرم خاکستری بعد از کمک به دنیریس برای به تخت رسیدن، تصمیم گرفت در جهان سفر کند و از میساندی نظرش را پرسید. او گفت دوست دارد سواحل نات را که در آنجا به دنیا آمد ببیند و کرم خاکستری که تصمیم گرفت با او برود.

گرچه میساندی توسط سرسی کشته شد، اما کرم خاکستری به قولش عمل کرد و به نات رفت. شاید او مانند دنیریس برده های دیگری را آزاد کند تا دختران نات به سرنوشت میساندی گرفتار نشوند. یا اینکه به همراه سربازان دیگر در جزیره گرمسیری زیبا زندگی آزاد را تجربه کند.


معنی اصلی پایان بازی تاج و تخت

یکی از دستاوردهای “بازی تاج و تخت” طی هشت فصل ایجاد این باور بین تماشاگران بود که یک پادشاه یا ملکه به حق وجود دارد، درحالی که همین به حق بودن باعث ویرانی وستروس شد. ند استارک متوجه شد فرزندان سرسی وارثین به حق نیستند، و به همین دلیل مانند جان آرین کشته شد. تمام خواهر و برادران گندری برای نرسیدن به تاج کشته شدند. ویسریس می خواست برای رسیدن به تخت هرکاری کند تا آنجا که گفت حاضر است تمام افراد دوتراکی و اسب هایشان به او تجاوز کنند تا به تخت برسد و سرانجام تاج طلایی ویسریس باعث مرگش شد.

به علاوه باور دنیریس به تاج وستروس و سرنوشتش برای آزادی مردم او را از اسوس دور کرد تا ادعای فرماورایی کند. درحالی که تیریون به او هشدار داده بود ممکن است به ملکه دیوانه تبدیل شود، اما مردم خلیج نقره ای او را دوست داشتند، پس از رسیدن به وستروس و مشاهده سرمای آنجا بود که به جنون رسید. حتی اژدها هم متوجه این موضوع شد و تخت را سوزاند نه جان را، زیرا می‌دانست نیروی تخت جنون آفرین است.

تیریون حین اسارت توسط دنیریس هشدار داد که حق با واریس بود و می دانست دنیریس ملکه ای خطرناک خواهد شد. واریس زمانی گفته بود: “قدرت در جایی وجود دارد که به وجودش ایمان داریم، فقط همین.” تخت آهنین فقط یک صندلی فلزی بود و خون تارگریان و باراتون هم فقط خون بود، فقط چون مردم تصور می کردند قدرت در آنهاست متفاوت محسوب می شدند. وقتی درباره انتخاب فرمانروایان وستروس مشورت می‌شود، تیریون می گوید آنها قدرتمندترین افراد وستروس هستند و باید کسی را انتخاب کنند. چون خودشان را قدرتمند می دانند.

پایان سریال “بازی تاج و تخت” به تاریخ اشاره های جالبی دارد و بازهم به جمله واریس به تیریون بازمی گردد. پس از فکر و استراتژی تیریون که در نبرد بلک واتر سرزمین پادشاهی را نجات داد، زخمی شد و واریس به او گفت: “تاریخ هرگز درباره تو صحبت نمی کند.” درست وقتی که سم “ترانه یخ و آتش” را به پایان می رساند و تیریون با هیجان می پرسد درباره نقش او در جنگ های پادشاهی رابرت باراتئون چه صحبتی شده، سم می گوید اصلا اسمی از تیریون نیاورده.

این موضوع گرچه جالب است (چون تیریون در طول زندگی هرگز موردتوجه قرار نگرفت) موضوع اصلی هشت فصل “بازی تاج و تخت” را نشان می دهد: تاریخ داستان سرایی می کند و واقعیت را نشان نمی دهد. برخی از طرفداران هم می گویند زندگی آریا هیجان انگیزتر است اما او در کتاب های تاریخ گم می شود و برن به عنوان پادشاه در یادها می ماند. جیمی از اینکه گله داشت که داغ شاه کش بودن تا ابد با اوست درحالی که در کتاب های تاریخ نمی گویند او از پشت به شاه خنجر زد تا از سوختن سرزمین پادشاهی پیشگیری کند. اما شاید در کتاب های تاریخ ثبت شود که برین در نوشتن شان دست داشت.

طرفداران فراموش نمی‌کنند که پایان “بازی تاج و تخت” معانی مختلف دارد و کتاب‌های مارتین در آینده می توانند این ماجراجویی را ادامه دهند. این پایان برای بسیاری از شخصیت های این کتاب یک آغاز محسوب می‌شود.

همچنین بخوانید: 15 فیلم برتر تاریخ سینما با موضوع اژدها که باید تماشا کنید


امیدواریم از مطالعه این مقاله لذت برده باشید. منتظر شنیدن نظراتتان هستیم!

دیدگاه‌ها (1)

بستن فرم

  1. محمدرضا

    شهریور 31, 1399

    باور کنین منم جای بابای دنریس بودم همین کارو میکردم وقتی دارم میبازم بهتره شهرم با خودم به فنا ببرم سرسی هم همینطور داشت به اون یارو مذهبیه همه چیشو میباخت برا همین اونجارو منفجر کرد در کل انسانها وقتی دارن همه چیشونو میبازن از اینجور تصمیما میگیرن ولی دنریس …. یعنی بعد این همه سال بدبختی بالاخره چیزی که حقته رو ببری {که اصلا حتی قبل از این هم حقش نبود} باید خوشحال شی بیای با همه مردم شهر روبوسی کنی سلام بدی بزاری سرسی با داداشش در برن با برادرزادت … نه اینکه ورداری از زنگ تسلیم شدن شهر عصبانی شی بزنی ابا و اجداد شهرو با خاک یکسان کنی اصلا هیچ معنی نداشت این کارش حیف اون قسمت محاکمه تیریون که باید با این قسمت تو یک سریال باشه

    پاسخ