معرفی بدترین فیلم‌های انیمیشنی کل تاریخ سینما

انیمیشن‌های کابوس آور و نمایشنامه‌های بدساخت، این فیلم‌های انیمیشنی بدترینِ بدترینها هستند.

فیلم‌های انیمیشنی، در نسل‌های گذشته احترام زیادی کسب کرده‌اند که بخش بزرگی از آن به لطف پیکسار می‌باشد. هر کدام از انیمیشن‌های این استودیو هم از لحاظ احساسی و هم از لحاظ پیچیدگی با یک لایو اکشن برابری می‌کند. انیمیشن فقط مخصوص بچه‌ها نیست و سال‌هاست که این موضوع اثبات شده است.

با لیست پیش رو هیچ کاری نکنید، چرا که به ازای هر “درون و بیرون” (Inside Out) و “چگونه اژدهای خود را تربیت کنیم” (How to Train Your Dragon) یک کارتون صبح شنبه‌ای تبدیل شده به انیمیشن وجود دارد که به حدی بد می‌باشد که حتی کودکان هم می‌توانند آن را تشخیص دهند.

جدای از انیمیشن‌های عالی (که لایق آن هستند تا لیست جدیدی برایشان بسازیم) این شما و این هم لیستی از بدترین فیلم‌های انیمیشنی کل تاریخ. این انیمیشن‌ها، به گونه‌ای هستند که تنها برای خوراندن به کودکان ساخته شده‌اند. با پروشات همراه باشید.


12. تایتانیک: افسانه ادامه خواهد داشت– Titanic: The Legend Goes On– 2000

از همان ابتدا، ممکن است متوجه مشکلی بشوید، و آن این است هیچ “افسانه” ای درباره “تایتانیک” وجود ندارد. در حقیقت یک کشتی وجود داشت که غرق شد و واقعاً یکی از بدترین سوانح قایقرانی تاریخ می‌باشد. در هنگام تماشای فیلم، به این فکر نخواهید کرد چرا که در طول فیلم توسط سگ صادق متجاوز داستان گیج خواهید شد. به خاطر بسپارید، این سگ نوشته شده، طراحی شده، رنگ آمیزی شده، انیمیشنی شده و صداگذاری شده است، ولی در هیچکدام از این بخش‌ها کسی به این پی نبرد که ممکن است خلق آن فکر بدی باشد. اما، این تازه اول مشکلات است.

ممکن است از نظر تکنیکی احساس کنید “تایتانیک: افسانه ادامه خواهد داشت” یک کلاهبرداری است، اما جدای از “حس گول زدن مردم برای خرید فیلم” دیالوگ‌ها و کاراکترها نیز از داستان اصلی دزیده شده‌اند. یک پسر موبلوند وجود دارد که عاشق دختری مو قرمز می‌شود، شعر عاشقانه‌ای که در تایتانیک رخ می‌دهد. در واقع، تمام کاراکترهای فیلم به طرز عجیبی به “کروئلا دوئل” (Cruella de Vil) با موش‌های مکزیکی گیج شبیه به ” اسپیدی گونزالس” (Speedy Gonzalez) که همراهان او بودند، شباهت داشتند.

ممکن است متوجه تمام این نکات نشوید چرا که داستان کلی به طرز بنجلی بد ساخته شده است. هیچ چیز قبل از غرق شدن کشتی با عقل جور نمی‌آید (برای مثال: سگ متجاوز)، چرا که صداهای ناهنجار کاراکترها و خود داستان، با هم ترکیب شده و به هیولایی “فرانکنشتاین” گونه برای سرگرمی کودکان تبدیل شدند. انیمیشن فیلم با تقلید از کارهای بهتر، در طول فیلم مدام در هحال تغییر می‌باشد. در پایان خوش این داستان، کاراکترهایی که باید به آنها اهمیت می‌دادیم توسط دلفین‌هایی که از لحاظ گرافیکی غیرممکن به نظر می‌رسند به خشکی رسیده و تا ابد شاد و سرخوش به زندگیشان ادامه می‌دهند. ولی، خدا را شگر حداقل تا این اندازه به تاریخ پایبند بوده و اجازه دادند کشتی در واقع غرق شود…

همچنین بخوانید: معرفی 10 موسیقی برتر فیلم‌های انیمیشن


11. افسانه تایتانیک– Legend of the Titanic– 1999

به به، به نظر فاجعه غم انگیز غرق شدن تایتانیک با حیوانات کارتونی عجیب و غریب رابطه خوبی ندارد. چرا که، ما دو فیلم تایتانیک با موشهای سخنگو و اشتباهاتی در رخدادهای تاریخی داریم و این بار… بدتر هم است؟ احتمالاً؟

هنوز هم در این داستان ابهاماتی وجود دارد که در آن یک زوج به نام‌های “دان جان” (Don Juan) و “الیزابت” (Elizabeth) که با وجود تفاوت در طبقه اجتماعیشان، در عرض چهار ثانیه عاشق هم می‌شوند. این داستان یک قدم فراتر گذاشته و یک دختر پولدار، بیچاره را نشان می دد که مجبور است با پسری بد ذات که صاحب کارخانه شکار وال می‌باشد ازدواج کند، این پسر می‌خواهد با ازدواج با “الیزابت”، سهم او از اقیانوس را به دست آورده و به بزرگترین شکارچی وال کل دریا تبدیل شود. او برای تکمیل نقشه‌اش از یک اختاپوس سخنگو با دماغ سگی که در واقع حیوان خوب اما ساده لوحی است، کمک می‌گیرد. با این که موشها تمام کابل‌های ارتباطی را خورده و دیگر راهی برای ساکنان کشتی باقی نذاشته اند، اما با استفاده از سبیل یکی از موشها موفق می‌شوند پیامی روانه کنند. در پایان اختاپوس کتوجه اشتباه خود می‌شود و برای جبران از بازوهای خود استفاده می‌کند تا کشتی را نگه داشته و همه را در امنیت کامل از آن بیرون بیاورد. پایان خوش بزرگی در این داستان وجود دارد. همچنین، الیزابت می‌تواند با دلفین‌ها صحبت کند، چون روی یکی از آنها اشک ریخت.

اگر در واقع توانستید این داستان را دنبال کنید باید بگویم متاسفم، احتمالاً از آن دسته افرادی هتید که فکر می‌کنند پنیر از همان ابتدا در قالب ساخته شده. گفتن آن کمی تند و تیز است، اما ساخت یک انیمیشن دیزنی درباره تایتانیک، و تغییر انتهای آن به پایانی خوش نه تنها اشتباه است، بلکه نوعی بی احترامی محسوب می‌شود. به علاوه، بهتر است دیگر این ماجرای تلخ را یک “افسانه” قلمداد نکنند.


10. بولیوار قهرمان– Bolivar: el Heroe– 2003

“بولیوار قهرمان” یک فیلم انیمیشنی کلمبیایی است که از سبک تست شده تاریخ سلاخی استفاده می‌کند و امیدوار است کودکان به اندازه‌ای احمق باشند که قادر نباشند تفاوت را تشخیص دهند. پیدا کردن این انیمیشن حتی در دنیای عجیب و غریب اینترنت نیز کار سختی است، اما پیش نمایش آن تنها چیزی است که باید آن را تماشا کنید. به خاط داشته باشید، این انیمیشن در سال 2003 منتشر شده، نه طبق حدس شما در 1975.

علاوه بر معمای عجیب و غریب داستان، جلوه‌های بصری انیمیشنی این اثر عجیب‌تر می‌باشد. “بولیوار” خود یک مرد با موهای آتشین است که در یکی از چشم‌هایش کلیدی مبهم و جذاب دارد؛ این موضوع در راه نینجایی او مانعی ایجاد نمی‌کند، همانطور که پیش نمایش نشان می‌دهد حرکت پایانی او تقلیدی از حرکت بازی ویدئویی “ناروتو” (Naruto) می‌باشد. متاسفانه، حریف مو بنفش او نیز دقیقاً قدرت‌های مشابه او دارد، و در حالی که ارتش آنها در حال کشته شدن است، این دو جنگی با کمترین کیفیت را ارائه می‌دهند. همچنین به دلیل یک نفرین، فردی دارای دم نیز در داستان حضور دارد.

ترکیبی از صداگذاری بیش از حد بد و انیمیشنی بدتر، این مورد تنها یک معمای اینترنتی محسوب می‌شود، نه چیز دیگر.


9. آلیس در سرزمین عجایب– Alice in Wonderland– 2010

یکی از سایت‌ها این نسخه از “آلیس در سرزمین عجایب” را یک انیمیشن “نوآورانه” می‌خواند. با دیدن تنها یک قاب از انیمیشن اصلی خلاف این حرف ثابت خواهد شد، اما خوشبختانه پس از توضیحات کامل پیش نمایش دیگ نیازی نیست آن را تماشا کنید. کیفیت انیمیشنی این اثر قابل درک نیست؛ گویی این انیمیشن قبل از قرن بیست و یکم ساخته شده است.

اگر ظاهراً به نظر می‌رسد کسی در زیرمین خانه‌اش انیمیشن این کار را سر و هم کرده، احتمالاً درست است. در این انیمیشن نسخه‌ای از “آلیس” را مشاهده خواهیم کرد که به “آرنولد” از انیمیشن “سلام آرنولد!” (Hey Arnold!) شباهت دارد که “آنجلا آناکوندا” (Angela Anaconda) آن را اجرا کرده و در نهایت باعث شده “تیم برتون” (Tim Burton) مدام کابوس ببیند. می‌توان گفت وقتی “آلیس” مسخره‌ترین چیز موجود در این انیمیشن محسوب می‌شود، در واقع این کار اثر ورود یک دخترک به سرزمین عجایب را با خاک یکسان می‌کند.

این فیلم، برای روایت داستان از یک برنامه درام رادیویی استفاده می‌کند، این یعنی با صداها و موسیقی‌های دهه 40 روبرو خواهیم شد، که اجرایی رنگارنگ و دخترانه در پاور پوینت را نشان می‌دهد، و همچنین “آلیس” صدایی دارد که بسیار سن بالاتر از چیزی است که روی صحنه می‌بینیم. بله، چون این انیمیشن باید عجیب و غریب‌تر از این می‌شد.

طبق گفته سایت ذکر شده، نتیجه آن “اثری کلاسیک است که تا سال‌های سال در یادها باقی می‌ماند.”


8. دلگو– Delgo– 2008

بد بودن “دلگو” کمی شرم آور است، چرا که پوستر آن فوق العاده به نظر می‌رسد و مفهوم آن نیز بد نیست: دو نژاد مختلف که در جنگ هستند، جنگجویی که عاشق شاهدختی از جبهه مخالف می‌شود و سنگ‌های جادویی، شخصیت اصلی با صداپیشگی “فردی پرینز” (Freddie Prinze Jr). این فیلم با بودجه 40 میلیون دلاری ساخته شد اما در گیشه، حتی نتوانست از مرز 700.000 دلار عبور کند که به همین دلیل به یکی از بدترین‌های تاریخ تبدیل شد.

دلایل زیادی برای این موضوع وجود دارد که مشخص‌ترین آن انیمیشن فیلم می‌باشد. این گرافیک برای سال 2008 کافی نبود، ممکن است مانند “کارآگاه جسور” (Foodfight) نباشد، اما در رقابت آن بر سر جلوه‌های کامپیوتری کم آورد. همچنین تصور می‌شود که شاید بهتر بود مقداری از این 40 میلیون دلار خرج نوشتن نمایشنامه می‌شد، چرا که داستان یک آشفتگی محض است. موضوعات بزرگسالانه جنگ و مصالحه بر سر کودکان هجوم می‌برند، در حالی که بخش‌های مخصوص کودکان به طرزی پر سر و صدا و برجسته نمایان می‌شوند.

داستان کلی نیز از چندین داستان بی سرانجام تشکیل شده است: یک دختر و پسر داریم که نمی‌توانند به یکدیگر برسند، عشقی ممنوعه، یک دستیار عجیب و غریب، یک ملکه شرور که مرگ کنایه‌ای خودش را رقم می زند و چیزهای بسیار دیگر. هر چیز به غیر موارد ذکر شده از فیلم “آواتار” (Avatar) اثر “جیمز کامرون” (James Cameron) تقلید شده است، با این تفاوت که “دلگو” قبل از “آواتار” منتشر شد. داستان، نقش آفرینی‌ها و حتی انیمیشن “دلگو” باعث می‌شود فکر کنید چرا انتشار این انیمیشن نه سال به طول انجامید.

واقعاً شرم آور است، چرا که منظره آن زیباست.

همچنین بخوانید: معرفی 10 شخصیت برتر انیمیشن داستان اسباب بازی (Toy Story) و بهترین دیالوگ‌هایشان


7. کارآگاه جسور– Foodfight– 2012

زمانی، شخصی که اصلاً نباید مسئول سرگرمی کودکان می‌بود در سوپرمارکت حضور داشت. او به قفسه‌ها نگاه کرد و در ذهن شیطانیش “کارآگاه جسور” را خلق کرد. و این واقعاً وحشتناک است.

“هیلاری داف” (Hilary Duff) یا شدیداً به پول نیاز داشت، یا نمی‌دانست خود را درگیر چه چیزی می‌کند؛ در هر صورت، شرم آور است که صداپیشگی یک گربه با حالت مسخره‌ای روی صورتش را بر عهده گرفت. در واقع، تمام عوامل این فیلم ستارگان بزرگ بودند که همین باعث می‌شود از هر نظر اسفناک و رقت انگیز به نظر بیاید. به یاد دارید که این فیلم در سال 2012 منتشر شد. همان سالی که “رالف خرابکار” (Wreck-it-Ralph)، “دلیر” (Brave) و “ظهور نگهبانان” (Rise of the Guardians) انتشار یافتند. شبیه بودن “کارآگاه جسور” به “سیمز” های (Sims) دیوانه هیچ بهانه قابل قبولی ندارد.

داستان به گونه‌ای بدتر از خود انیمیشن است، که در آن محصولاتی از یک برند سعی می‌کنند با محصولات برندهای دیگر در قفسه یک سوپرمارکت جنگی به راه بیندازند. بله، برندهای مختلف زنده می‌شوند، و این بی شرمانه ترین و زشت‌ترین چیزی است که تماشا خواهید کرد. همچنین این فیلم برای اشاره به نازیان و جوک‌ها و کنایات جنسی مورد انتقاد زیادی قرار گرفت، ظاهراً این تنها چیزی است که کودکان به آن نیاز دارند. بعد، وقتی “چارلی شین” (Charlie Sheen) را در نقش یک سگ کارآگاه قرار دهید که درگیر یک عشق بین کهکشانی می‌شود، همین اتفاق میفتد.


6. بولینگ الفی: ضربه بزرگ به قطب شمال– Elf Bowling the Movie: The Great North Pole Strike– 2007

“بولینگ الفی” یک بازی کامپیوتری محصول سال 1988 است و در آن شما نقش “بابانوئل” را دارید، که به دلایلی الف‌های خود را به موانع بولینگ تبدیل می‌کند و با وسیله‌های سنگین به آنها ضربه می زند. داستان به قدری ناکامل است که نمی‌توان فهمید چرا این اتفاقات در حال رخ دادن هستند. طبیعتاً، کسی ناگهان به این فکر کرد چقدر جالب می‌شد این داستان را به یک انیمیشن تبدیل کنیم. و عزیزانم، این گونه بود که “بولینگ الفی: ضربه بزرگ به قطب شمال” به وجود آمد. تماشایش نکنید.

همانطور که در پیش نمایش می‌بینیم، داپیشه داستان مردی است که به تازگی از ماجرا خبردار شده و از شگفتی‌های آن هیجان زده است و می‌گوید، بابانوئل در گذشته یک دزد دریایی بوده است. سپس او به یک تکه یخ تبدیل شده در دریا شناور می‌شود و در نهایت به قطب شمال می‌رسد، در آنجا تصمیم می‌گیرد یک نژاد کامل را به برده گرفته و از آنها به عنوان موانع بولینگ استفاده کند. اما، برادر شرور بابانوئل سعی دارد کریسمس و صد البته بولینگ الف‌ها را خراب کند. بقیه داستان قابل توجه نیست چرا که بخش اصلی آن بر پایه بولینگ الفی می‌باشد. هیچ چیز این داستان با عقل جور در نمی‌آید، از این که الف‌ها از به کار برده شدن به عنوان موانع بولینگ لذت می‌برند، تا خواست بابانوئل برای کشتن برادرش و تبدیل شدن به “سلطان کریسمس” در فضایی پنج دقیقه‌ای.

انگار این فیلم هرگز نباید ساخته می‌شد.


5. شنل قرمزی 2، هود علیه شیطان– Hoodwinked Too! Hood vs Evil– 2011

“شنل قرمزی” اصلی ترکیبی از انیمیشن نامرتب با داستانی مناسب بود. اما به اندازه هیچکدام از انیمیشن‌های آن یال به یادماندنی یا تاثیرگذار نبود. افتخار بودن یکی از دنباله هاییی که هرگز نباید ساخته می‌شد، به “شنل قرمزی 2” می‌رسد.

به جای آن که داستان مستققیما با قارچ‌های شرور مواجه شود، بیشتر به قصه قبلی می‌پردازد. واقعاً می گویم، چیز زادی برای گفتن وجود ندارد چرا که پیش نمایش گناه لو دادن تمام داستان را بر گردن دارد.

کل فیلم به انیمیشن “شرک” (Shrek) شباهت دارد چرا که سعی می‌کند فرهنگ عامه را با کاراکترهای پری گونه تطابق دهد و همه این‌ها با سرعت بالایی انجام می‌پذیرد. انیمیشن قسمت دوم کمی بهتر از قسمت اول بود اما جذابیت پایین آن باعث می‌شود “شنل قرمزی 2” به داستانی با جوک‌های قدیمی و افتضاح تبدیل شود. حتی صحنه‌های اکشن نیز پوچ به نظر می‌رسند چرا که پیوستگی میان آنها وجود ندارد.


4. چراغ‌های ترسناک: در جستجوی چراغ طلایی– Freaky Flickers: Quest for the Golden Flicker– 2008

“چراغ‌های ترسناک” داستانی از اسباب بازی‌هاست که چند سال پیش با این فکر که کودکان از اسباب بازی‌های هیولایی کوچک با بدنی کشسان خوششان خواهد آمد، ساخته شد. آن‌ها می تواننستند کش بیایند و این موضوع تنها برای چهار دقیقه اول جالب بود. طبیعتاً، این انیمیشن پایه ساخت فیلمی بلند بوده و ظاهراً تنها توسط یک نفر طراحی شده است.

عروسک‌های کشسان کوچک درواقع کاراکترهای جذابی نیستند و مشخص نیست چه کسی فکر می‌کرده کودکان برای تماشای کل فیلم حوصله خواهند کرد. پیش نمایش در مشخص کردن داستان موفق نبوده، و در عرض سه دقیقه تنها از عجیب و غریب بودن به شدت رسیده و دوباره به جایگاه اول خود باز می‌گردد. یک دزد دریایی وارد غاری می‌شود تا یک شئ تاریخی را پیدا کند و در راه برگشت تقریباً چهار بار تا مرز مرگ پیش می‌رود. یک ماهی جیغ جیغوی کوچک به دام یک خرگوش درختی بزرگ میفتد، هر دوی آن‌ها تقریباً توسط یک تی رکس با سری بزرگ خورده می‌شوند، حدود پانزده تا بیست ثانیه چند کاراکتر از پله به پایین سقوط می‌کنند و سپس دزد دریایی با کشتی فضایی خود به فضا فرار می‌کند.

اگر این انیمیشن توسط یک فرد طراحی شده، در واقع تلاش خوبی بوده است، با این تفاوت که اگر این داستان به فیلم تبدیل می‌شد به دلیل مشکلات تکنیکی هرگز رنگ آسمان را به چشم نمی‌دید. اما، این‌ها هنوز این حقیقت را که این انیمیشن بر اساس یک انیمیشن دنباله دار با موضوع اسباب بازی ساخته شده و این که حتی قبل از ان که به اوج بسد زمین خورد، را پنهان نمی‌کند.

همچنین بخوانید: 37 انیمیشن برتر تاریخ سینما که باید تماشا کنید


3. میمون‌های فضایی 2: بازگشت زارتاگ– Space Chimps 2: Zartog Strikes Back– 2010

خب، این یکی باید حتماً ساخته می‌شد.

“میمون‌های فضایی 2: بازگشت زارتاگ” عنوانی است که سعی می‌کنم از نوشتن آن پرهیز کنم، و درباره میمون‌های فضایی‌ای است که هیچکس متوجه نشد بار اول به موفقیت نرسیدند. داستان درباره “کامت” (Comet) است، یک میمون غیر فضایی که سعی دارد فضایی شود. وقتی “زارتاگ” (Zartog) شرور کنترل عملیات را بر عهده می‌گیرد، “کامت” فرصت به دست می‌آورد تا توانایی‌های خود را ثابت کند و حالا او باید با میمون‌های قسمت قبل همکاری کند تا دنیا را نجات دهد. در آنجا موزهای متحرکی نیز وجود دارند که هیچکدامشان خوشمزه نیستند، باور کنید.

این بار، انیمیشن داستان کاملاً بدی ندارد و تنها شخصیت “کامت” پرورش خوبی پیدا نمی‌کند. بنابراین قابل درک است که کودکان به خود میمون‌های سخنگو و انیمیشن آن جذب شوند. مشکل اینجاست که انیمیشن با چیزی که باید باشد فاصله دارد و داستانان به قدری سطحی است که گویی یکی از همین میمون‌ها ان را نوشته است. به طور کلی این فیلم انیمیشن رنگی و زیبایی دارد که توجه کودکان را به خود جلب می‌نماید، اما به طور کلی دقیقاً بسیار سطحی است. ترکیب تمام این‌ها باعث می‌شود امتیاز 0% وب سایت راتن تومیتوز سخاوتمندانه بود.


2. افسانه شهر اوز: بازگشت دوروتی– Legends of Oz: Dorothy’s Return– 2013

اقتباس هاس مختلفی از “جادوگر شهر اوز” ساخته شد که باعث شدند تن نویسنده “آل. فرانک بام” (L. Frank Baum) در گور بلرزد. احتمالاً “افسانه شهر اوز: بازگشت دوروتی” در بین انیمیشن‌ها در صدر قرار دارد. بار دیگر بازیگران با استعداد و مشهوری دور هم جمع شدند و اثری پوچ ساختند.

وقتی فرد شرور داستان چوب جادوگر بدکار را به سرقت می‌برد و از آن استفاده می‌کند و ارتشی از میمون‌های پرنده را احضار می‌کند، ساکنان شهر اوز مثل دفعه قبل، یک دختر بی گناه روستایی را آورده و با امید این که مشکل پیش رویشان را از بین ببرد، او را به دل دشمن وارد می‌کنند. چرا که، خب، این راه حل قبلاً تأثیر داشت. جلوه‌های بصری “افسانه شهر اوز” مشکل زیادی ندارند، چرا که کودکان متوجه انیمیشن متوسط رو به پایین آن نمی‌شوند. در عوض، محتوای فیلم بی مزه و احمقانه می‌باشد. این فیلم با قرار دادن شعرهای متعدد سعی داشت به فیلم‌های دیزنی شبیه شود، که اگر شعرها به یادماندنی می‌بودند، امکان پذیر می‌شد. در عین حال، داستان سریع پیش می‌رود و مانند قسمت اصلی می‌باشد. اما بدون زیبایی و جذابیت آن.

به طور کلی، این فیلم یکی از اقتباس‌های غیرضروری از مجموعه “جادوگر شهر اوز” می‌باشد که برای الهام گرفتن از آن برای ساخت چیزهای دیگر مناسب نیست. حداقل، به صورت سه بعدی ساخته شده.


1. دوگال– Doogal– 2006

انیمیشن “چرخ و فلک جادویی” (The Magic Roundabout) مجموعه‌ای است که در سال 1960 پخش می‌شد و با بی معنی بودنش توانست تا مدتها باقی بماند. فیلمی با همان نام در سال 2005 ساخته شد، که نظرات متفاوتی دریافت کرده و برای شباهت آن به قسمت اصلی مورد ستایش قرار گرفت.

و این موضوع ما را به “دوگال” می‌رساند. احتمالاً شرکت “وینستون” فکر می‌کرد لهجه بریتانیایی انیمیشن برای کودکان آمریکایی گیج کننده است و به همین دلیل “چرخ و فلک جادویی” به بخش دیگری تبدیل شده و که نامان “دوگال” بود. “دوگال” نمایشنامه‌ای جدید با صداپیشگان کاملاً آمریکایی داشت. تعجبی ندارد، اما این موضوع باعث سقوط انیمیشن شد، چرا که داستان تخیلی شده و شوخی‌ها و جوک‌ها دیگر مانند قبل روان نبودند. صحنه‌های ضروری حذف شده و با منابعی از فرهنگ عامه جایگزین شدند، و به همین دلیل کاراکترها با کمبود مواجه شده و شباهت پیش نمایش به فیلم “ارباب حلقه‌ها” (Lord of the Rings) به نظر تنها برای یرگرمی برخی افراد انجام شده است. این بهترین مثال برای آن است که از این فیلم دور بمانید. “دوگال” در بازار آمریکا فروش خوبی نداشت.

طعنه آمیز است اما، داستان عجیب “دوگال” به داستان فیلم اصلی شباهت بسیار زیادی دارد. فقط ای کاش هنوز در دهه 60 می‌بودیم.

همچنین بخوانید: معرفی پرفروش‌ترین فیلم‌های انیمیشن تاریخ پیکسار


امیدواریم از مطالعه این مقاله لذت برده باشید. منتظر شنیدن نظراتتان هستیم!

دیدگاه‌ها (25)

بستن فرم

  1. M

    شهریور 24, 1399

    انیمیشن از یه تحریف واقعی بود هیچ چیش با عقل جور در نمیومد، در کل فقط یه اقتباس خوب از oz داریم

    پاسخ

  2. M.V

    شهریور 20, 1399

    1 3 5 11 رو تو بچگی دیدم بجز مورد 11 بقیه شون خیلی هم برای بچه ها آزار دهنده نبود
    هر چند موضوعات احمقانه ای داشتن مخصوصا دوگال.

    پاسخ

  3. علی

    شهریور 17, 1399

    من مورد ۲ را توی کودکی دیدم و لذت بردم

    پاسخ

  4. بهرنگ

    شهریور 11, 1399

    یاد کودکی های خودم افتادم و سریال”بچه ها مواظب باششششیششید!” که از تلوزیون خودمون پخش می شد

    پاسخ

  5. Hana

    شهریور 5, 1399

    ببخشید ها ولی همه انیمیشن ها قشنگن

    پاسخ

    • Unicorn🦄🌈💖 در پاسخ به Hana

      شهریور 6, 1399

      چی میگی خانم هانا این ها همشون افتضاح هستن🤦‍♀️🤦‍♀️

      پاسخ

    • ali در پاسخ به Hana

      شهریور 6, 1399

      نه کی گفته همه انیمیشن‌ها قشنگن؟؟ مگه همه فیلم و سریالا قشنگن مثلا؟؟ به اندازه همه انیمیشن‌های قشنگ چیزای به درد نخوری هم هست که ارزش ندارن

      پاسخ

    • reza در پاسخ به Hana

      شهریور 12, 1399

      از چه لحاظ

      پاسخ

  6. وحید

    شهریور 5, 1399

    جای انیمیشن مریخیها هم مامان میخوان واقعا خالی بود، به راحتی میتونست تو صدر لیست قرار بگیره

    پاسخ

  7. Fisaghores_r@yahoo.com

    شهریور 5, 1399

    به نظر من میمونهای فضایی دو زارتاک
    خیلی هم قشنگه من که بیست بار با بچم دیدیم
    من بهش نمره 100 را میدم هم مهربونن باهم. هم از خود گذشتگی میکنن. هم کمک به دیگران
    به نظرم نکات مثبت خوبی داره
    من و دخترم که خوشمون اومد و باز هم کارتونش را میبینیمش

    پاسخ

  8. آخه چرا شهر اوز شنل قرمزی فقلعاده بودن که

    پاسخ

  9. Dina.2008

    شهریور 5, 1399

    لطفا انیمیشن بالا (up)رو هم جزءشون بگذارید

    پاسخ

    • Fisaghores. در پاسخ به Dina.2008

      شهریور 5, 1399

      Up خیلی قشنگه
      پسره کلی اعتماد به نفس داره
      مخصوصا توک دراز خیلی قشنگه

      پاسخ

    • عماد در پاسخ به Dina.2008

      شهریور 5, 1399

      میتونی انیمیشن خوب برام نام ببری اگه آپ که عالی ترینه برات بده؟

      پاسخ

    • شایان در پاسخ به Dina.2008

      شهریور 7, 1399

      از هرکی بپرسی بالا رو یکی از برترین انیمیشن های تاریخ سینما میدونه.داستان جالب و رویایی شخصیت پردازی و رنگبندی قوی که تو انیمیشن خیلی مهمه.طنز جالب و کال خوب کن.چی از این بهتر؟

      پاسخ

    • Mohammad در پاسخ به Dina.2008

      شهریور 10, 1399

      داداش چرا چرت میگی up رو برو سرچ کن جزء بهترین کارتون های تاریخ

      پاسخ

    • AnnA 9۸ در پاسخ به Dina.2008

      شهریور 20, 1399

      حاجی بدترین و داره میگه این لیست !
      Up قشنگ بود که :/

      پاسخ

    • Hmmm در پاسخ به Dina.2008

      شهریور 21, 1399

      همه آثار پیکسار قشنگن. مخصوصا وال‌ئی و بالا(Up)

      پاسخ

  10. بهار

    شهریور 5, 1399

    خیلیییییم عالین هیچ عیبیم ندارن

    پاسخ

  11. طاها

    شهریور 5, 1399

    الکی نگین میمون های فضایی 2 خیلی قشنگ بود

    پاسخ

    • rei~ در پاسخ به طاها

      شهریور 8, 1399

      قشنگی واسه یه ثانیشه/////: …..اخه عزیز در صورتی قشنگ فرض میشه ک یه بچه زیر پنج سال بشینه ببینه و محتوای خسته کننده و چرت داستانو متوجه نشه چون گرافیک شادشم یجورایی پوشش میده این قضیه رو…دیدم که میگم کودکانی که بالای پنج سال داشتن و دیدن بدترین تجربه ی دیدن یه انیمیشن بوده براشون///: …

      پاسخ

  12. mm1386

    شهریور 4, 1399

    صدا سیما 100 بار پخششون کرده🤣🤣🤣

    پاسخ

    • Hmmm در پاسخ به mm1386

      شهریور 4, 1399

      منم میخواستم همینو بگم 👍

      پاسخ

    • Dina.2008 در پاسخ به mm1386

      شهریور 5, 1399

      دقیقا

      پاسخ

    • rei~ در پاسخ به mm1386

      شهریور 7, 1399

      دقیقا همیشه هم گیر میدن به فاجعه ها و میخ میکنن روشون حتی ازادشون بزارن بازم ماهی صدبار همونو پخش میکنن…بهترینام عقده شده براشون تا پخش نشه/:”

      پاسخ