رده‌بندی بهترین فیلم‌های “استیون اسپیلبرگ” برای فیلمسازان

اگر فیلم‌ها را مانند کودکان خود دوست دارید، پس حتماً بخش عمده‌ای از آن را مدیون “استیون اسپیلبرگ” (Steven Spielberg) هستید. او برخی از بهترین، سرگرم کننده ترین و تاثیرگذارترین فیلم‌های تاریخ را کارگردانی کرده است. در واقع او حدوداً ده فیلم دارد که می‌توان همه آنها را در رده اول لیست گذاشت.

اسپیلبرگ در طول حرفه خود به کارگردانی، نویسندگی، و حتی بازیگری نیز پرداخته است، اما در این پست، ما به فیلم‌های بلندی که تحت نظر او منتشر شدند خواهیم پرداخت. آماده شگفت زده شدن باشید، چرا که می‌خواهیم بهترین فیلم‌های “استیون اسپیلبرگ” را لیست کنیم. امیدواریم لذت ببرید. با پروشات همراه باشید.


31. بازیکن شماره یک آماده – Ready Player One – 2018

در طول نقطه اوج “بازیکن شماره یک آماده” “غول آهنی” به فردی خوب تغییر کرد، و به قهرمانان کمک کرد با تبهکاران مبارزه کنند. حالا، اگر فیلم “غول آهنی” (The Iron Giant) را تماشا کرده باشید، میدانید که خشونت در برابر خشونت جزو استایل غول آهنی نیست. و این موضوع مشکلی در تفهیم به وجود می‌آورد. این فیلم نوستالژی خالص است، و باعث می‌شود بگویید “هی، من اونو می‌شناسم!” و از آن لذت ببرید. دیدن تکرار چرخه‌ای که از قبل ساخته شده، از کارگردانی که لحظات به یادماندنی زیادی را برایمان ساخته، ناراحت کننده است.

فیلمسازی: 50%

اجرای بازیگران: 60%

نویسندگی: 35%

امتیاز کل: 48%

نقاط قوت:

  • جلوه‌های ویژه
  • سرعت داستان
  • سرگرم کننده بودن

نقاط ضعف:

  • سطحی بودن
  • کاراکترهای کار نشده و ضعیف
  • پیام عجیب آن

نتیجه:

 “بازیکن شماره یک آماده” خلاصه‌ای از طنز “توت‌های یادآور” از “پارک جنوبی” (South Park) است. این فیلم می‌تواند سرگرم کننده باشد، اما ما ترجیح می‌دهیم به جای فیلم‌هایی با ایده قدیمی، اسپیلبرگ را با فیلم‌های جدید و بزرگ ببینیم.

همچنین بخوانید: تمام 32 فیلم استیون اسپیلبرگ از بدترین تا بهترین


30. ایندیانا جونز و قلمرو جمجمه بلورین – Indiana Jones and the Kingdom of the Crystal Skull – 2008

اسپیلبرگ تا مدتها از استفاده از ایده فضائیان در فیلم “ایندیانا جونز” خودداری کرد. در آخر، نظرش را تغییر داد، اما به نظر بهتر می‌بود به همان تفنگهایش بچسبد. این قسمت از “ایندیانا جونز” می‌توانست فیلمی جالب درباره جنگ سرد باشد، اما در عوض، با چیزی روبرو می‌شویم که گسیخته و بی ربط مواجه می‌شویم. به نظر می‌رسد هیچکس نمی‌خواست این فیلم را بسازد، و می‌توانید این موضوع را با تک تک انفجارهای فیلم حس کنید.

فیلمسازی: 50%

اجرای بازیگران: 45%

نویسندگی: 40%

امتیاز کل: 45%

نقاط قوت:

  • میزان تخیل به کار رفته
  • بخش‌های سرگرم کننده زیاد آن

نقاط ضعف:

  • پیش پا افتاده
  • نوستالژی مسلح
  • ترکیب شلخته اکشن و کمدی

نتیجه:

“ایندیانا جونز و قلمرو جمجمه بلورین” بیش از هر چیزی نا امید کننده است. خصوصاً وقتی به این موضوع فکر کنیم که اسپیلبرگ کارگردان بوده، و داستان به قلم “جورج لوکاس” نوشته شده است.


29. جهان گمشده: پارک ژوراسیک – The Lost World: Jurassic Park – 1997

وقتی دنباله‌ای برای “پارک ژوراسیک” ساخته می‌شود، به نظر می‌رسد دنیای دایناسورهای گمشده در قسمت اول با یکدیگر ترکیب شده باشند. خب یک جورایی همینطور است. در عوض، کارگردان تصمیم گرفت جزیره دیگری برای دایناسورها بسازد، و دلیل ناپخته‌ای برای رفتن کاراکترها به ای جزیره ساخت. این قسمت عجیب بودن و جادوی قسمت اول خود را کم دارد، و بیشتر به این می‌پردازد که چرا شکار حیوانات بزرگ ایده بدی است.

فیلمسازی: 55%

اجرای بازیگران: 50%

نویسندگی: 45%

امتیاز کل: 50%

نقاط قوت:

  • دایناسورها
  • “جف گلدبلام”
  • ترسناک بودن آن

نقاط ضعف:

  • وابسته بودن به یک فرول خاص از جریان داستان
  • حس لازم الاجرا بودن آن
  • ترسناک نبودن

نتیجه:

“دنیای گمشده” می‌توانست بسیار بهتر باشد. در عوض به نظر می‌رسد اسپیلبرگ تنها می‌خواست لطف دوستی را جبران کند، و به همین دلیل فیلمی تا این اندازه کلیشه‌ای را کارگردانی کرده است.


28. همیشه – Always – 1989

اسپیلبرگ و “ریچارد دریفوس” هر دو در هنگام ساخت فیلم به این نتیجه رسیدند که به فیلم “مردی به نام جو” (A Guy Named Joe, 1940) علاقه دارند. در واقع، همان فیلم بود که باعث شد اسپیلبرگ بخواهد به یک کارگردان تبدیل شود. و این دو با فیلم “همیشه” که در سال 1989 به انتشار رسید، تقریباً به آرزوی خود رسیدند. این فیلم تا حدی خیالی است، اما خود اسپیبرگ بیش از اندازه بودن آن را دوست نداشته است. این فیلم زیاده روی‌های زیادی داشته، و ممکن است افراد خاصی آن را دوست داشته باشند، و به همین دلیل است که این فیلم در یادها باقی نمانده است، به غیر از آنکه “همیشه” آخرین فیلمی است که “آدری هپبورن” در آن نقش آفرینی داشته است.

فیلمسازی: 50%

اجرای بازیگران: 60%

نویسندگی: 45%

امتیاز کل: 52%

نقاط قوت:

  • لذتبخش
  • رمانتیک

نقاط ضعف:

  • کلیشه‌ای بودن
  • بیش از حد احساساتی بودن
  • خسته کننده

نتیجه:

“همیشه” فیلمی است که برای احساساتی کردن و به گریه انداختن بیننده ساخته شده است. این موضوع در برخی بخش‌ها تاثیرگذار است، اما نتیجه کلی چیزی متفاوت می‌باشد.


27. ترمینال – The Terminal – 2004

“ترمینال” فیلم دیگری است که ماهیت احساسی و شیرین آن تأثیر بیشتری دارد. همچنین جالب است که “تام هنکس” یکی از شناخته شده ترین بازیگران را در دنیایی ناشناخته مشاهده می‌کنیم. این فیلم خوب از آب در نیامده است.

فیلمسازی: 60%

اجرای بازیگران: 50%

نویسندگی: 45%

امتیاز کل: 52%

نقاط قوت:

  • محل فیلمبرداری که فرودگاه بود
  • داستان هدف دار
  • مؤلفه‌های کنایی

نقاط ضعف:

  • لهجه تام هنکس
  • کمبود ظرافت
  • شخصیت سازی

نتیجه:

بی درنگ “ترمینال” کاملاً فراموش شدنی است. داستان فرضیه‌ای جالب را در پیش می‌گیرد، اما کار جالبی با آن انجام نمی‌دهد.


26. 1941 – 1979

“جان وین” به اسپیلبرگ اصرار کرد “1941” را نسازد، چرا که احساس می‌کرد این فیلم غیر آمریکایی است. در واقع باید به دلیل خنده دار بودن داستان، به او اصرار می‌کرد که دست به ساخت این فیلم نزند. شوخی و شوخ طبعی در فیلم‌های اسپیلبرگ جایگاه والایی دارد، اما قبل از این فیلم او هرگز سعی نکرده بود یک کمدی خالص را کارگردانی کند. این فیلم نشان می‌دهد که ساخت یک فیلم کمدی چقدر سخت است، و متاسفانه اسپیلبرگ در ساخت کمدی خالص استعدادی ندارد.

فیلمسازی: 45%

اجرای بازیگران: 55%

نویسندگی: 55%

امتیاز کل: 52%

نقاط قوت:

  • جلوه‌های ویژه
  • “جان بلاشی”
  • موسیقی متن

نقاط ضعف:

  • بی نظمی
  • زیاده روی
  • بامزه و خنده دار نبودن آن

نتیجه:

اسپیلبرگ برای ساخت کمدی‌های ظریف و کوچک در خلال فیلمی با ژانر متفاوت بهتر است. و “1941” ثابت کرد که هر چیزی به اندازه‌اش خوب است.

همچنین بخوانید: 33 فیلم برتر آخرالزمانی در تاریخ سینما که باید ببینید


25. اسب جنگی – War Horse – 2011

بسیاری از فیلم‌های اسپیلبرگ درباره جنگ هستند. با فیلمی مانند “نجات سرباز رایان” (Saving Private Ryan) متوجه می‌شوید که او اصلاً از نشان دادن وحشت موجود در جنگ و بهای حقیقی آن هراسی ندارد. اما با “اسب جنگی” و رده سنی 13 سال آن، به نظر می‌رسد که او عقب نشینی کرده است. او در زمان نیاز لحظه‌های خشونت به لحظه‌های احساسی تغییر می‌دهد، و در نتیجه یک فیلم جنگی، خوب اما فراموش شدنی را ساخت که می‌توانست بهتر از این باشد.

فیلمسازی: 55%

اجرای بازیگران: 55%

نویسندگی: 60%

امتیاز کل: 57%

نقاط قوت:

  • رنگ‌های به کار رفته
  • موسیقی متن
  • پیام الهام بخش آن

نقاط ضعف:

  • احساسی بودن بیش از حد
  • بیش از اندازه بلند بودن طول فیلم
  • حس خشم موجود در آن

نتیجه:

فیلم‌های جنگی بسیار بهتری وجود دارند که اسپیلبرگ کارگردانی آنها را برعهده داشته است. اما، اگر به اسب‌ها و فیلم‌های قدیمی جنگی علاقه دارید، حتماً “اسب جنگی” را دوست خواهید داشت.


24. شوگرلند اکسپرس – The Sugarland Express – 1974

ممکن است که پلیس‌ها شخصیت اصلی داستان “شوگرلند اکسپرس” نباشند، اما در پایان با آنها همدردی خواهید کرد. به نظر همیشه میزان لازمی از تردید در کارهای شخصیت‌های اصلی داستان دیده می‌شود، حتی با اینکه تنها کاری که در حال انجام آن هستند، نجات پسرشان می‌باشد. این فیلم در زمان خود، به اندازه دیگر فیلم‌های معاصر اسپیلبرگ، ضد فرهنگی نیست، و شاید به همین خاطر است که بدون توجه به آنکه این فیلم اولین کار اسپیلبرگ است، طرفدار زیادی نداشت.

فیلمسازی: 60%

اجرای بازیگران: 60%

نویسندگی: 55%

امتیاز کل: 58%

نقاط قوت:

  • صحنه‌های فیلم
  • فیلمبرداری عالی
  • زمینه فرعی سیاسی

نقاط ضعف:

  • صحنه آخر
  • کار بر روی کاراکترها
  • ملودرام بودن آن

نتیجه:

اگر “شوگرلند اکسپرس” اولین کار اسپیلبرگ نمی‌بود، قطعاً فراموش می‌شد. تماشای این که اسپیلبرگ از کجا کار خود را شروع کرد، و فکر به اینکه حالا به کجا رسیده است، جالب و سرگرم کننده می‌باشد.


23. پست – The Post – 2018

“پست” درباره اهمیت ارزش روزنامه نگاری و سرمایه گذاری بر منابعی که حقیقت را بازگو می‌کنند، صحبت می‌کند. خجالت آور است که این فیلم برای هر کسی که به عمق آن توجه کند، حسی خشک دارد، و بافت فرعی آن کمی بیش از حد صریح است. جالب است که ببینیم اسپیلبرگ حرفی برای گفتن دارد، اما در مقایسه دیگر فیلم‌های تاریخی، این فیلم تنها اثری کوچک از خود بر جای می‌گذارد.

فیلمسازی: 65%

اجرای بازیگران: 70%

نویسندگی: 60%

امتیاز کل: 65%

نقاط قوت:

  • پیام سیاسی آن
  • نقش آفرینی بازیگران نقش اصلی
  • طراحی لباس

نقاط ضعف:

  • صراحت
  • کمبود انرژی
  • صحنه آخر

نتیجه:

تماشای “پست” در دنیای امروز بسیار ضروری است. فقط کمی شرم آور است که زیاد لذتبخش نیست.


22. هوک – Hook – 1991

رابطه نامساعد اسپیلبرگ با پدرش، بر بسیاری از فیلم‌های او نظیر “هوک” تأثیر گذاشت. الهامات او از خودش به همراه داستان تخیلی و عالی فیلم باعث شد “هوک” در بین بچه‌های دهه 90 محبوب شود. سرعت و داستان در برخی قسمت‌ها کمبودهایی دارد، اما جادوی اسپیلبرگ کمک می‌کند این فیلم بهتر و سرگرم کننده تر باشد.

فیلمسازی: 70%

اجرای بازیگران: 55%

نویسندگی: 65%

امتیاز کل: 63%

نقاط قوت:

نقاط ضعف:

  • سرعت فیلم
  • کمبود ظرافت در داستان
  • شخصیت‌های دو بعدی

نتیجه:

احتمالاً “هوک” به اندازه‌ای که در خاطر بینندگان باقی مانده خوب نیست. اما زیبایی خود را داراست، و همچنین “رابین ویلیامز” نیز در آن بازی فوق العاده ای از خود بر جای گذاشته است.


21. ماجراهای تن تن – The Adventures of Tintin – 2011

“پیتر جکسون” اصرار داشت که “ماجراهای تن تن” به عنوان یک لایو اکشن چیز خوبی از آب در نخواهد آمد. منظور او از این حرف این بود که، در این داستان سکانس‌ها و صحنه‌های فوق العاده ای وجود دارد که اگر به واقعیت تبدیل شوند، جادو و زیبایی خود را از دست می‌دهند. این فیلم جلوه‌های ویژه بصری خوبی دارد، و شخصیت‌های اصلی آنقدری احمق و آبکی هستند که نتوان در دنیای واقعی آنها را به تصویر کشید.

فیلمسازی: 65%

اجرای بازیگران: 70%

نویسندگی: 60%

امتیاز کل: 65%

نقاط قوت:

  • انیمیشن
  • صحنه‌ها
  • داستان جالب

نقاط ضعف:

  • شخصیت‌های آبکی
  • پایان
  • شلوغ و پر هرج و مرج بودن آن

نتیجه:

“ماجراهای تن تن” برای کودکانی که هنوز برای تماشای مجموعه “ایندیانا جونز” حاضر نیستند، سرگرم کننده است. اما، بزرگسالان هنوز انیمیشن آن را دوست داشته و تماشا می‌کنند.

همچنین بخوانید: معرفی پرفروش‌ترین فیلم‌های انیمیشن تاریخ پیکسار


20. غول بزرگ مهربان – The BFG – 2016

صحنه‌ای در انتهای “غول بزرگ مهربان” هست که همگی با هم باد معده خود را خارج می‌کنند. این موضوع به همراه صحنه‌ای بصری و شگفت انگیز باعث می‌شود جزو چیزهایی باشد که معمولاً اسپیلبرگ در فیلمهایش قرار نمی‌دهد. در نتیجه با فیلمی کودکانه روبرو می‌شویم که نه می‌داند چه می‌خواهد و نه می‌داند به کجا می‌رود، اما در کل تماشایی و زیباست.

فیلمسازی: 70%

اجرای بازیگران: 75%

نویسندگی: 75%

امتیاز کل: 73%

نقاط قوت:

  • جلوه‌های ویژه
  • “مارک رینالس”
  • اقتباسی وفادار به منبع

نقاط ضعف:

  • بیش از حد طولانی
  • کمبود داستان
  • طنز شلخته

نتیجه:

“غول بزرگ مهربان” بی آزار است. ممکن است کودکان از تماشای آن لذت ببرند، اما به طور کلی این فیلم به یاد ماندنی نیست. بسیاری از فیلم‌های اسپیلبرگ به قدری خوب بوده‌اند که بینندگان تا نسل‌ها از تماشای آنها لذت می‌برند.


19. آمیستاد – Amistad – 1997

اسپیلبرگ به ندرت فیلم‌های درام تاریخی را کارگردانی می‌کند. در “آمیستاد” سکانس مسیر کشتی بردگان درست مانند ساحل اومنها در “نجات سرباز رایان” عالی است. بازیگران در طول فیلم بازی خوبی از خود نشان می‌دهند، اما در ادامه راه داستان از مسیر خود خارج می‌شود. “آمیستاد” یک فیلم پرمایه دادگاهی است، و در حالی که خوب و تماشایی است، اما مدام به این فکر خواهید کرد که اگر کارگردانی آفرقایی-آمریکاییان را می‌ساخت، چه می‌شد.

فیلمسازی: 75%

اجرای بازیگران: 70%

نویسندگی: 75%

امتیاز کل: 73%

نقاط قوت:

  • شرورش بر علیه برده داری
  • ارتباط تاریخی
  • موضوعات مکاتبه‌ای

نقاط ضعف:

  • تکراری
  • کمبود میزان انرژی
  • صحنه‌های بیش از اندازه بلند

نتیجه:

“آمیستاد” یک فیلم مهم و بسیار عالی است. فقط احساس فوریت شدیدی را که این گونه فیلم‌ها باید داشته باشند، ندارد.


18. ایندیانا جونز و معبد مرگ – Indiana Jones and the Temple of Doom – 1984

دلیل آنکه “معبد مرگ” از “مهاجمان صندوق گمشده” تاریک‌تر است این می‌باشد که هم اسپیلبرگ و هم “جورج لوکاس” در آن زمان از رابطه‌ای خارج شده بودند. تاریک بودن موضوع فیلم، آن را به اثری سرگرم کننده تبدیل کرد، حتی با اینکه با قسمت اول آن مطابقت ندارد. به علاوه، تصمیم اینکه آن را به پیش زمینه “مهاجمان” تبدیل کردند، به هیچ وجه خوب نبوده، و تا همیشه به عنوان داغ ننگی بر سری افسانه‌های “ایندیانا جونز” باقی می‌ماند.

فیلمسازی: 70%

اجرای بازیگران: 70%

نویسندگی: 75%

امتیاز کل: 72%

نقاط قوت:

  • صحنه‌های اکشن
  • ادامه‌ای سرگرم کننده
  • تاریکی فضا

نقاط ضعف:

  • کمبود ارتباط
  • بی ملاحظه
  • پس زمینه‌های نژادپرستانه

نتیجه:

آفرین به کارگردان که با ساخت این فیلم، اثری تازه و شگفت انگیزتر از “مهاجمان” را به مجموعه “ایندیانا جونز” اضافه کرد. ممکن است به همان اندازه فوق العاده نباشد یا ممکن است بینندگان قادر نباشند چندین بار آن را تماشا کنند، اما به طور کلی سرگرم کننده و زیباست.


17. پل جاسوس‌ها – Bridge of Spies – 2015

اسپیلبرگ “پل جاسوس ها” را به همکاری “برادران کوئن” کارگردانی کرد. صحنه‌هایی هستند که انتظار دارید در تمام فیلم‌های برادران کوئن آن را تماشا کنید، اما با حضور اسپیلبرگ، کنترل روی آنها بیشتر است، و از این دست صحنه‌ها در خلال فیلم مشاهده نمی‌شوند. این فیلم تصویری عالی از جنگ سرد و حساسیت‌های آن را نشان می‌دهد، و موضوعات این دو گروه کارگردانی، عمق بیشتری به داستان اضافه می‌کند که باعث می‌شود ارزش چند بار دیدن را داشته باشد.

فیلمسازی: 85%

اجرای بازیگران: 80%

نویسندگی: 75%

امتیاز کل: 80%

نقاط قوت:

  • شدت تنش
  • موضوعات مرتبط
  • مرکزیت انسانی آن

نقاط ضعف:

  • سرعت آرام
  • موضوعات بیش از حد نیاز
  • به طور کلی طولانی

نتیجه:

“پل جاسوس‌ها” موضوعی کوچک را شاخ و بست می‌دهد. اسپیلبرگ به فیلمنامه اعتماد کرده، و با نقش آفرینی عالی بازیگران، به آن شکل داد و اثری شگفت انگیز خلق کرد.


16. رنگ ارغوانی – The Color Purple – 1985

به عنوان یک کارگردان، باید بدانید کجاها به بازیگرتان اجازه بازی بدهید. اسپیلبرگ در “رنگ ارغوانی” این کار را کاملاً خردمندانه انجام می‌دهد، و به “ووپی گلدبرگ” و تیم بازیگری خود اجازه بازی می‌دهد، و در زمان نیاز فیلمبرداری را کنترل می‌کند. تماشای این فیلم سخت، اما ضروری است.

فیلمسازی: 70%

اجرای بازیگران: 85%

نویسندگی: 80%

امتیاز کل: 78%

نقاط قوت:

  • نقش آفرینی بازیگران
  • موضوعات الهام بخش
  • فیلمبرداری

نقاط ضعف:

  • فضاهای نامتعادل
  • ملودرام سنگین آن
  • افراط در کارگردانی

نتیجه:

تماشای “رنگ ارغوانی” کار سختی است، اما کاملا استادانه ساخه شده، و بازیگران به خوبی از پس شخصیت‌های خود بر آمده‌اند.

همچنین بخوانید: 50 فیلم کلاسیک که هر زن باید تماشا کند


15. مونیخ – Munich – 2005

فیلم‌های “استیون اسپیلبرگ” به دلیل گنگ و نامفهوم بودنشان نیست که شناخته شده هستند. در بسیاری از کارها، او اجازه می‌دهد که به روش‌های مختلف موضوع داستان را درک کنید. این واقعیت که “مونیخ” پایانی گنگ دارد، و اجازه می‌دهد در آشفتگی ساخته شده در آن غرق شوید، آن را قدرتمند می‌کند. سؤال اصلی فیلم: “چگونه تروریسم را تعریف کنیم؟” چیزی است که باعث می‌شود یکی از هیجان انگیزترین و مرتبط‌ترین فیلم‌های درباره حادثه 11 سپتامبر است.

فیلمسازی: 75%

اجرای بازیگران: 90%

نویسندگی: 80%

امتیاز کل: 82%

نقاط قوت:

  • نقش آفرینی “اریک بانا”
  • تنش موجود در آن
  • طراحی صدا

نقاط ضعف:

  • موضوع هشدار دهنده آن
  • روایت ناخوشایند

نتیجه:

“مونیخ” یکی از جالب توجه ترین فیلم‌های اسپیلبرگ است. این اثر، فیلمی مهیج و پر تنش است که و معما گونه پیش می‌رود.


14. هوش مصنوعی – A.I. Artificial Intelligence – 2001

“استنلی کوبریک” بارها تلاش کرد تا “هوش مصنوعی” را بسازد. اما تولید آن به سرانجام نرسید، تا زمانی که مرگش فرا رسید. درآخر بدبینی کوبریک با خوش بینی اسپیلبرگ ترکیب شده و اثری فوق العاده به وجود آمد. نتیجه آن کاری شگفت انگیز است که در برخی بخش‌ها ماجراجویانه و در برخی مواقع دیگر وحشتناک است. هیچکدام از فیلم‌های دیگر اسپیلبرگ مانند این نیستند، اما این فیلم علمی تخیلی یک از ملزومات قرن بیست و یکم است.

فیلمسازی: 85%

اجرای بازیگران: 80%

نویسندگی: 85%

امتیاز کل: 83%

نقاط قوت:

  • هالی جوئل آزمنت
  • تصویرسازی
  • جاه طلبی فیلم

نقاط ضعف:

  • طولانی بودن آن
  • کمبود پیوستگی داستان

نتیجه:

“هوش مصنوعی” یکی از سوء تفاهم برانگیز ترین کارهای اسپیلبرگ است. البیته که نقص‌هایی دارد، اما یکی از بهترین کارهای اوست که چیزی پیچیده‌تر از آن است که انتظارش را دارید.


13. جنگ دنیاها – War of the Worlds – 2005

“جنگ دنیاها” تمثیلی از حادثه 11 سپتامبر می‌باشد. در حالی که صحبت از گروهی که در برابر بیگانگان مقاومت می‌کنند به میان می‌آید، اما بیشتر چیزی که مشاهده می‌کنید خانواده‌هایی هستند که سعی دارند فرار کنند و زنده بمانند. در مواجهه با چنین رویدادی، تنها کاری که می‌توان انجام داد فرار کردن است. با اینکه این فیلم شرط پایان خوش کارهای اسپیلبرگ را در بر دارد، اما یکی از تاریک‌ترین فیلم‌هایی است که ثابت می‌کند که هر زمان نیاز باشد می‌تواند خارج از منطق عمل کند.

فیلمسازی: 80%

اجرای بازیگران: 80%

نویسندگی: 90%

امتیاز کل: 83%

نقاط قوت:

  • موضوعات عمیق
  • صحنه‌های پرتنش
  • فیلمبرداری

نقاط ضعف:

  • پیشرفت کاراکترها
  • نیمه دوم فیلم

نتیجه:

“جنگ دنیاها” یکی دیگر از فیلم‌های علمی-تخیلی اسپیلبرگ است که حتماً باید آن را تماشا کرد. فیلمی موفق که باعث می‌شود هنگام تماشایان نفش در سینه‌تان حبس می‌شود.


12. برخورد نزدیک از نوع سوم – Close Encounters of the Third Kind – 1977

اسپیلبرگ برای “برخورد نزدیک از نوع سوم” بسیاری از صحنه‌هایی را که در فیلم کوتاه خود “نورآتش” (Firelight) فیلمبرداری کرده بود را، دوباره استفاده کرد. در هنگام تماشای این فیلم شگفتی موجودات ماوراء طبیعی و معنای ارتباط انسانی را درک خواهید کرد. مشخص است که اسپیلبرگ می‌خواهد که ما باور کنیم، در بیرون چیزی گسترده‌تر از ما وجود دارد.

فیلمسازی: 90%

اجرای بازیگران: 80%

نویسندگی: 90%

امتیاز کل: 87%

نقاط قوت:

  • گسترده
  • الهام بخش
  • کارگردانی عالی

نقاط ضعف:

ضعفی ندارد

نتیجه:

به هیچ عنوان برای شخصیت‌ها احساساتی نمی‌شوید، اما این فیلم هنوز هم پر زرق و برق و عالی است و نشان دهنده آن است که اسپیلبرگ در ابتدای دوران فیلمسازی خود، چه کارگردان پخته‌ای بوده است.


11. ایندیانا جونز و آخرین جنگ صلیبی – Indiana Jones and The Last Crusade – 1989

پس از نظرات متفاوت برای “معبد کرگ”، اسپیلبرگ تصمیم گرفت با “آخرین جنگ صلیبی” به حالت ابتدایی این اثر بازگردد. در نتیجه فیلمی سرگرم کننده ساخته شد که بازیگران نقش اول آن “هریسون فورد” و “شان کانری” با ارتباط صحنه‌ای فوق العاده خود آن را بهتر و بهتر کردند. “ایندیانا جونز و آخرین جنگ صلیبی” فیلمی ماجراجویانه است که در بین دیگر قسمت‌های این مجموعه محبوب‌تر می‌باشد.

فیلمسازی: 90%

اجرای بازیگران: 90%

نویسندگی: 85%

امتیاز کل: 88%

نقاط قوت:

  • جالب بودن آن
  • طنز بودنان
  • صحنه‌های اکشن

نقاط ضعف:

  • پیروی از فرمولی خاص

نتیجه:

“آخرین جنگ صلیبی” نشان می‌دهد که برای ساخت فیلمی سرگرم کننده نیازی نیست که قالب آن را در هم بشکنیم. این فیلم باعث می‌شود بخندید، و پر از هیجان شوید، و کارگردانی بکری را تماشا کنید.

همچنین بخوانید: 14 انیمه اکشن رمانتیک برتر همه زمان ها


10. امپراتوری خورشید – Empire of the Sun – 1987

جدایی پدر و مادر اسپیلبرگ در فیلم “امپراطوری خورسید” بر مفهوم از دست دادن بی گناهی کودکی تأثیر داشته است. این فیلم نشان می‌دهد رویدادهای اطراف چگونه می‌تواند بر هنری که با اتفاقات رخ داده برای شما متفاوت است، تأثیر بگذارد. محصول نهایی فیلمی برعکس افسانه “پیتر پن” می‌باشد. داستان درباره پسری است مجبور می‌شود به سرعت بزرگ شود، و با اینکه پایان آن خوش است، از آن شادی زیادی نصیبتان نمی‌شود.

فیلمسازی: 90%

اجرای بازیگران: 95%

نویسندگی: 95%

امتیاز کل: 93%

نقاط قوت:

نقاط ضعف:

  • بخش‌های ملودراماتیک آن

نتیجه:

ممکن است برای درک “امپراطری خورشید” به زمان نیاز داشته باشید. اما این اثر یکی از پخته‌ترین کارهای اسپیلبرگ است که به طرز دردناکی به او نیز مرتبط می‌باشد.


9. گزارش اقلیت – Minority Report – 2002

اسپیلبرگ با آینده نگران پیش رو درباره آمریکای واقع گرایانه در سال 2054 مشورت کرد. از همین حال می‌توانید حدس بزنید که قرار است چه چیزهایی را مشاهده کنید؛ تبلیغات هدفمندی که در زندگی واقعی آغاز می‌شوند، اما تمامی اینها پیشبینی است برای فیلمی علمی-تخیلی و نوآر که روایتی متقاعد کننده و موضوعی پر بار دارد. با توجه به تمام اتفاقاتی طول فیلم، پایان آن کمی ناامید کننده است.

فیلمسازی: 95%

اجرای بازیگران: 90%

نویسندگی: 90%

امتیاز کل: 92%

نقاط قوت:

  • جلوه‌های بصری
  • موضوعات مرتبط
  • مهیج بودن آن

نقاط ضعف:

  • پایان

نتیجه:

“گزارش اقلیت” یک اثر علمی-تخیلی قرن بیست و یکم است. تا زمانی که به چیزی فراتر از پایان آن توجه کنید، با شاهکاری هیجان انگیز در سبک نوآر روبرو خواهید شد که درباره انسانیت و عدالت چیزهای زیادی می‌گوید.


8. لینکلن – Lincoln – 2012

تبدیل “آبراهام لینکلن” به یک قدیس کار سختی نیست. اما اسپیلبرگ تصمیم گرفت با پرداختن به یکی از رویدادهایی که در دوران ریاست جمهوری او اتفاق افتاد، بپردازد و به تفاوت‌های ظریف او اشاره کند. “لینکلن” با نقش آفرینی عالی “دنیل دی لوئیس” از دیگر فیلم‌های درام تاریخی برتر است، و تمام چیزهایی را که بینندگان به آن علاقه دارند را برایشان به تصویر می‌کشد.

فیلمسازی: 95%

اجرای بازیگران: 100%

نویسندگی: 90%

امتیاز کل: 95%

نقاط قوت:

  • “دنیل دی لوئیس”
  • موضوعات مرتبط
  • فیلمبرداری

نقاط ضعف:

  • “سالی فیلد”

نتیجه:

“لینکلن” به خوبی در قاعده ژانر بیوگرافی گنجانده شده است. البته نقش آفرینی عالی بازیگران و دستان توانای اسپیلبرگ است که به آن برتری بخشیده، و باعث می‌شود تماشای آن ضروری شود.


7. نجات سرباز رایان – Saving Private Ryan – 1998

فرضیه‌ای وجود دارد که می‌گوید چیزی به اسم فیلم ضد جنگی وجود ندارد، چون رسانه فیلمسازی ذاتاً کاری می‌کند جنگ جالب و هیجان انگیز به نظر برسد. خب، اگر یک فیلم باشد که چهره وحشتناک جنگ را به خوبی نشان می‌دهد، آن “نجات سرباز رایان” می‌باشد. اسپیلبرگ در هیچ چیز زیاده روی نمی‌کند، و سکانس ساحل اوماها یکی از شوک برانگیزترین صحنه‌های فیلم است. این فیلم اثری است که قلبتان را تکه تکه می‌کند، و چهره جنگ جهانی دوم را به خوبی نشان می‌دهد.

فیلمسازی: 100%

اجرای بازیگران: 90%

نویسندگی: 85%

امتیاز کل: 92%

نقاط قوت:

  • سکانس ساحل اوماها
  • موضوعات اخلاقی آن
  • فیلمبرداری

نقاط ضعف:

  • پایه‌های نگهدارنده کتاب‌ها

نتیجه:

بی شک “نجات سرباز رایان” یکی از بهترین فیلم‌های جنگی تاریخ است. این اثر توجهتان را جلب کرده، و مجبورتان می‌کند با تمام چیزهایی که بقیه از دست دادند روبرو شوید.


6. اگه میتونی منو بگیر – Catch Me If You Can – 2002

“آگه میتونی منو بگیر” شخصیتی شاهکار دارد. در طول فیلم، و در بین حیله‌های متعدد به کار رفته در آن، اسپیلبرگ حتی یک بار هم از انگیزه “فرانگ ابنگل” چشم بر نمی‌دارد: اینکه کاری کند پدرش به او افتخار کند. تمام تصمیمات او بر پایه این تفکر انجام می‌گیرند، و همین باعث می‌شود که این فیلم یک از کارهای بسیار احساسی و سرگرم کننده موجود در کارنامه اسپیلبرگ باشد.

فیلمسازی: 95%

اجرای بازیگران: 100%

نویسندگی: 100%

امتیاز کل: 98%

نقاط قوت:

  • جالب
  • سرگرم کننده
  • نقش آفرینی شخصیت اصلی

نقاط ضعف:

  • انتهای طولانی آن

نتیجه:

“اگه میتونی منو بگیر” بسیار دوست داشتنی است. حتی با اینکه از تمام پیچ و خم‌های داستان مطلع می‌شوید، هنوز تماشای موش و گربه بازی “لئوناردو دیکاپریو” و “تام هنکس” لذت بخش است.

همچنین بخوانید: معرفی بهترین فیلم‌های جنگی سال 2020 که در انتظار اکرانشان هستیم


5. فهرست شیندلر – Schindler’s List – 1993

زمانیکه اسپیلبرگ مشاهده کرد زمزمه‌هایی از انکار هولوکاست در حال افزایش یافتن است، تصمیم گرفت “فهرست شیندلر” را در رسانه اصلی کارگردانی کرده و منتشر کند. ابتدا برای آغاز آن تردید داشت، اما چون خود فیلم همه چیز را به تصویر می‌کشد، می‌توان گفت جز اسپیلبرگ و نشان انسان گرایانه او، هیچ کس دیگری نمی‌توانست وحشت‌های هولوکاست را به این گونه به نمایش بگذارد. این اثر تا به الان، یکی از بهترین و کامل‌ترین کارهای اوست که به بینندگان و منتقدان نشان داد، اسپیلبرگ توانایی آن را دارد که چیزی فراتر از فیلم‌های پرفروش را بسازد.

فیلمسازی: 100%

اجرای بازیگران: 95%

نویسندگی: 100%

امتیاز کل: 98%

نقاط قوت:

  • اهمیت اجتماعی آن
  • کارگردانی
  • فیلمبرداری

نقاط ضعف:

ضعفی ندارد.

نتیجه:

“فهرست شیندلر” فیلمی بسیار عالی است، که نشان می‌دهد می‌توانید فیلمی باب میل بینندگان بسازید، و مفهوم قدرتمندی از انسانیت را در آن قرار دهید.


4. آرواره‌ها – Jaws – 1975

تا جایی که من میدانم، اسپیلبرگ چهار فیلم فوق العاده عالی ساخته است، پس بیایید با اولین آنها شروع کنیم: “آرواره‌ها”. آن‌ها بدون داشتن فیلمنامه ای کامل، تیم بازیگری، و حتی یک کوسه، ساخت “آرواره‌ها” را آغاز کردند. تمام کارگردانان بزرگ از ماجراهای به وجود آمده بر سر صحنه فیلمبرداری داستان‌هایی دارند، اما اسپیلبرگ از لیمو، لیموناد درست کرده و یک فیلم موفق مدرن ساخت. “آرواره‌ها” دستاورد بزرگی است که تا به امروز تازه باقی مانده است.

فیلمسازی: 100%

اجرای بازیگران: 100%

نویسندگی: 100%

امتیاز کل: 100%

نقاط قوت:

  • تغلیق
  • کاراکترهای عالی
  • سرعت مناسب داستان

نقاط ضعف:

ضعفی ندارد.

نتیجه:

“آرواره‌ها” همزمان شما را وحشت زده کرده و سرگرم می‌کند. برای تماشای آن پفیلای خود را آماده کرده و از آن لذت ببرید.


3. مهاجمان صندوق گمشده – Raiders of the Lost Ark – 1981

در “مهاجمان صندوق” برای اینکه هزینه‌ها تا حد امکان پایین بیاید، بیشتر از روایت داستان استفاده شده است. در آنها زمان تولید را تا اندازه ممکن پایین آوردند، و بر مدل‌های مینیاتوری، عروسک‌های خیمه شب بازی و تکنیک‌های پیشرفته فیلمبرداری تکیه کردند. در نتیجه یکی از سرگرم کننده ترین و هیجان انگیزترین فیلم‌های تاریخ را شاهد بودیم که در حال ساخت چیزی جدید به مجموعه‌های قدیمی گوش دل می‌سپارد.

فیلمسازی: 100%

اجرای بازیگران: 100%

نویسندگی: 100%

امتیاز کل: 100%

نقاط قوت:

  • حس شگفت آوری
  • طنز
  • تکنیک‌های استفاده شده با دوربین

نقاط ضعف:

ضعفی ندارد.

نتیجه:

با اینکه ممکن است اسپیلبرگ و “جورج لوکاس” از منابع مختلف دیگری کمک گرفته باشند، اما “مهاجمان صندوق” به خودی خود چیزی جدید بوده است. این فیلم چیزهای زیادی را در فرهنگ عامه وارد کرده، و بسیار سرگرم کننده است چه برای بار اول آن را تماشا کنید یا چه برای بار صدم.


2. ئی. تی. موجود فرازمینی – E.T. the Extra Terrestrial – 1982

اسپیلبرگ ساخت ادامه “ئی. تی” به نام “آسمان‌های شب” (Night Skies) را برنامه ریزی کرد، و در آن فضائیان شیطانی خانواده داستان را به وحشت میندازند. بیایید خوشحال باشیم که این ایده هرگز عملی نشد، در غیر این صورت شهرت یکی از بهترین فیلم‌های علمی-تخیلی با خاک یکسان می‌شد. این فیلم افسانه‌ای بی حد و مرز درباره دوستی است، فیلمی که به هیچ وجه نمی‌توانید از آن متنفر شوید.

فیلمسازی: 100%

اجرای بازیگران: 100%

نویسندگی: 100%

امتیاز کل: 100%

نقاط قوت:

  • گرمای داستان
  • جلوه‌های ویژه
  • بی حد و مرز بودن آن

نقاط ضعف:

ضعفی ندارد.

نتیجه:

هر دو رده سنی کودکان و بزرگسالان در هنگام تماشای “ئی. تی” لذت مضاعفی را احساس می‌کنند. زمان زیادی است که چنین فیلم‌هایی تنها برای کودکان ساخته نمی‌شود، و رده سنی گسترده‌ای را در بر دارد.


1. پارک ژوراسیک – Jurassic Park – 1993

“پارک ژوراسیک” فیلم مورد علاقه بسیاری از ما است، و خالصانه باور داریم که این اثر یکی از بهترین‌های تاریخ است. از جلوه‌های ویژه که با تشکر از انیماتورها فوق العاده بود، نقش آفرینی بازیگران و موضوع آن که درباره نفس انسان می‌باشد، تا وحشت خالص از خود دایناسورها، همه چیز کامل و عالی است. این اثر یکی از استادانه‌ترین کارهای تاریخ فیلمسازی می‌باشد.

فیلمسازی: 100%

اجرای بازیگران: 100%

نویسندگی: 100%

امتیاز کل: 100%

نقاط قوت:

  • جلوه‌های ویژه و انیمیشنی
  • نقش آفرینی بازیگران
  • موضوعات قوی

نقاط ضعف:

ضعفی ندارد.

نتیجه:

“پارک ژوراسیک” تمام ویژگی‌هایی که یک فیلم خوب باید داشته باشد را دربر دارد. این فیلم بسیار سرگرم کننده بوده، و از لحاظ موضوعی، روحی و تصویری حرف زیادی برای گفتن دارد.


امیدواریم از مطالعه این مقاله لذت برده باشید. منتظر شنیدن نظراتتان هستیم!

دیدگاه‌ها (1)

بستن فرم

  1. امیرمهدي

    اردیبهشت 11, 1399

    چجوری یه فیلم میتونه هم ترسناک باشه و هم نباشه

    پاسخ