اگر دانشجوی دوره سینما هستید نباید آثار این کارگردان ها را از دست بدهید

ثبت نام در مدرسه فیلمسازی مزایای زیادی دارد. تجربه‌ای که در آنجا کسب می‌کنید بسیار ارزشمند است که به شما اجازه می‌دهد در کنار همفکران خود فیلم بسازید. با این حال، علیرغم مزایای فراوانی که مدرسه فیلمسازی پیشنهاد می‌کند، برخی تصمیم می‌گیرند شیوه تجربی را پیشه بگیرند. چرا که اصلاً چه کسی گفته اگر به مدرسه فیلمسازی نروید اصلاً نمی‌توانید فیلم بسازید؟

یادگیری درباره این موضوع فقط با سخنرانی‌های تئاتر گونه چند ساعته یا وقت گذراندن در صحنه فیلم نسیت که امکان پذیر می‌شود، بلکه می‌توان این یادگیری را با کاری ساده یعنی فیلم دیدن نیز تجربه کرد. یقیناً فیلمسازان جوان با کارگردانان این آشنایی دارند. تقریباً تمام فیلم‌های متفاوت آنها سینما و فرم فیلم‌ها را به گونه تغییر داد، شیوه روایت آنها از هنر به قدری خلاقانه و خاص است که باعث می‌شود فیلم‌های آنان توسط فرضیه سازان و ادیبان ساعتها تحلیل و بررسی شوند.

این شما و این هم لیستی از فیلم‌هایی که دیدن آنها برای دانش آموزان رشته فیلمسازی اجباری است. با پروشات همراه باشید.


10. وس اندرسون – Wes Anderson

“وس اندرسون” استاد رنگ و ترکیب آن است که به عنوان یکی از برترین و تاثیرگذار ترین کارگردان‌های نسل جدید کارگردانان مستقل باشد. برای سؤال “بهترین فیلم اندرسون کدام است؟” هیچ جوابی پیدا نمی‌کنید.

در تمام فیلم‌های او چیزی مشابه وجود دارد، چرا که فراتر از دانش او برای جلوه‌های بصری، ساخت کارکترها و روایت داستانش به طور مساوی مجذوب کننده است. او تمام کم و کاستی‌ها را در آغوش گرفته و از این کمبودهایی که اغلب بیش از حد به آنها توجه می‌کنیم، تشخیص‌های غیرطبیعی استادانه‌ای می‌سازد. این کاراکترها به عنوان نیرویی عمل می‌کنند که می‌توانند روایت کنندگان را مخصوص خود کرده، و به سادگی درام و کمدی را با هم ترکیب کنند؛ که حسی جادویی از نوستالژی را در بر دارد. کاملاً ساده.

در دوره معاصر سینما، کمتر فیلمسازی می‌تواند به این گونه صدایی برای خود داشته باشد. صدایی که نه تنها خاص است بلکه بدون در نظر گرفتن مفهوم آن هم موف می‌باشد. حتی کارهای افراط گرایانه اندرسون نیز فوق العاده هستند. تکرار کارهای وس اندرسون غیرممکن می‌باشد. اما آیا این موضوع واقعاً چیز بدی است؟ بیایید همگی قدمی به عقب برداریم، و فیلم‌های او را کمتر به عنوان تاثیری مستقیم و بیشتر به عنوان الهاماتی معنوی در نظر بگیریم. الهامی که امروز و در این عصر، هنوز برای فیلمساز شدن، مناسب است.

همچنین بخوانید: 10 فیلم باحال از آدام سندلر که هنوز فوق العاده هستند


9. برادران کوئن – The Coen Brothers

همیشه گفته می‌شود که کمدی، سخت‌ترین ژانری در سینماست که باید با آن کنار آمد، خصوصاً وقتی هنر بر خلاف سرگرمی، نتیجه‌ای مطلوب است. با اینکه از دیدگاه سنتی کار برادران کوئن کمدی نیست، اما روش ترکیب شوخ طبعی و هنر شعرگویی این دو فیلمساز واقعاً خلاقانه است.

فیلم‌های آنها زندگی را بررسی می‌کند. زندگی با تمام کاستی‌ها و تمام نقص‌هایی که دارد. برادرن کوئن نیز مانند اندرسون این نقص‌ها را روی صفحه نمایش بررسی می‌کنند. اما کارهای آنها کمی واقع گرایانه تر است. فیلم‌های آنان به اندازه کار کارگردانان جدید تاثیرگذار است، اما همچنان وقتی صحبت از قراردادهای دستوری فیلم به میان می‌آید، نشان دادن حسی قوی از نظم و ترتیب باعث می‌شود فیلم همزمان سرگرم کننده و تفکر برانگیز باشد.

برادران کوئن تنها کارگردانان این لیست هستند که علاوه بر جوایز بهترین کارگردان و بهترین فیلمنامه نویس، جایزه اسکار بهترین تصویربرداری را نیز دریافت کردند، آن‌ها شهرتی را که لایق آن بودند را در جوامع بین المللی به دست آوردند. با تمام اینها، اگر عمیق‌تر فکر کرده و بنای کارآنها را بررسی کنیم، کاملاً ممنون نبوغشان خواهیم بود. ایده هر ژانر، برای برادران کوئن تفکری روان است که به آنها آزادی عمل داده، و می‌گذارد خیال‌ها و افکار خود را در آن بگنجانند. آن‌ها با کارهایی خلاقانه دانش ما از فیلمسازی و ساختار فیلم را به چالش می‌کشند.

بی شک فیلم معروف آنها “جایی برای پیرمردها نیست” (No Country for Old Men) بهترین نقطه شروع برادران کوئن است. هنگام تماشای آن، به شیوه روایت داستان توسط کوئن‌ها دقت کنید. فرمول قدیمی “موش و گربه بازی” در آن را به خوبی بررسی کنید. وقتی این کار را انجام دهید تمام خلاقیت و نبوغ آنها را درک خواهید کرد.


8. میشائیل هانکه – Michael Haneke

با دیدن کارهایی که ساختار آن بیشتر به بررسی رسانه مدرن و فلسفه‌های آن تمرکز دارد، حتماً انتظار دارید هانکه مردی جوان با اطلاعات بالا در زمینه فناوری باشد، نه مردی بالای 70 سال.

گذشته از حرفها، سن هانکه به هیچ وجه برای او نقص محسوب نمی‌شود. هانکه می‌تواند نگاه بسیار عمیق خود به زندگی را به تفسیری پرمعنا از عنصری بزرگ در جامعه مدرن تبدیل کند. جدای از درک او از رسانه، مطالعه‌اش روی شخصیت‌ها بسیار برجسته و خاص است. او جرئت شخصیت‌ها و بینندگانش را به چالش می‌کشد، سناریوهای خلاقانه و فرساینده‌ای برای آنها ایجاد می‌کند تا از طریق روایت‌های درخشان و فلسفی خود رشد کنند.

او فیلمسازی است که درک می‌کند. هانکه نه تنها کارکترهای خود، موضوع و چگونگی شخصی سازی این عناصر را درک می‌کند، بلکه حتی بینندگان را هم می‌فهمد. او می‌داند که ما در هر صحنه چه احساسی داریم، و می‌داند چطور با ساختن فیلم‌های هیجان انگیز و شک برانگیز در بیشمار ژانرهای مختلف، به ما حقه بزند.

همچنین بخوانید: در ستایش یک فیلم ساز: رده بندی بهترین آثار میشائل هانکه


7. جان کاساوتیس – John Cassavetes

“جان کاساوتیس” شاید یکی از دست کم گرفته شده ترین کارگردانان این لیست است، او در بازسازی چیزی که ما به عنوان اجرای یک بازیگر در فیلم می‌شناسیم، در هالیوود جدید، شگفتی‌هایی آفرید.

کاساوتیس که جلوی دوربین شگفتی می‌آفرید، به عنوان کارگردان پشت صحنه قدم گذاشت، و از تمام دانش خود درباره بازیگری استفاده کرد تا تفسیری استادانه از جامعه به تصویر بکشد. فیلم‌های او حس واقعیت را القا می‌کنند، و بسیار پرانرژی و درونی هستند به قدری واقع گرایانه که نمی‌توان باور کرد تمام چیزی که مشاهده می‌کنیم حقیقی و بداهه نیست، بلکه از قبل نوشته شده و فیلمنامه ای دارد.

فیلم‌های کاساوتیس مانند تئاتری زنده هستند، اما به شما اطمینان می‌دهم که اصلاً از لحاظ بصری اینطور نیست. ورای استعداد او در برانگیختن اجرایی قدرتمند از بازیگران، کاساوتیس سبک بصری خاصی دارد که در هنگام مقایسه آن با دیگر فیلمسازان، کار آنها در مقابل کاساوتیس شکست خواهد خورد. کارگردان “بری جکینز” گفته است که پنج فیلم کاساوتیس خود به تنهایی مدرسه فیلمسازی است، و بگذارید واقعیت را بگویم، این حرف اصلاً اغراق نیست. کاساوتیس فیلمسازی است که جامعه ما را به تصویر می‌کشد. فیلم‌هایی که ملودرام هستند، اما عناصر تاریک انسانیت را نیز نشان می‌دهند. عناصر انسانیت ما.

کاساوتیس شاید یکی از مهم‌ترین فیلمسازانی است که در دوره فرهنگی دهه 60 ظاهر شد، تنها برای اینکه به عنوان یک فیلمساز می‌توان چیزهای زیادی از فیلم‌های او یاد گرفت.


6. یاسوجیرو اوزو – Yasujiro Ozu

عصر طلایی سینمای ژاپن تنها با سه کارگردان با استعداد ژاپنی کنترل می‌شد. “کوروساوا”، “میزوگیچی” و “اوزو”، هر سه آنها تجربه‌هایی از خلاقیت و الهام برای سینما به ارمغان آوردند.

در بین این سه یاسوجیرو اوزو افتخار این را داشته که فیلمی بسازد که توسط میلیون‌ها نفر به عنوان بهترین کار سینمایی تاریخ نام گرفت. فیلمی بسیار ساده، که مفاهیم حتی ساده‌تری از زندگی را به تصویر می‌کشد، “داستان توکیو” (Tokyo Story) حتی تا بعد از نیم قرن همچنان در صدر باقی ماند. زیبایی کار اوزو در فیلمسازی بی آلایش، زیبا و ساده اوست.

با این وجود، در سادگی کار اوزو پیچیدگی خاصی نهان است. او در پشت دوربین یک اعجوبه است. اگر فیلمسازانی مانند کاساوتیس و هانکه جرعت دارند در دنیایی که همه سکوت کرده‌اند، فریاد بزنند، یاسوجیرو اوزو جرعت داشت در دنیایی مملو از فریادهای گوش خراش، ساکت بماند.

همچنین بخوانید: معرفی 15 کارگردان زن فعال در سینمای امروز جهان


5. آندری تارکوفسکی – Andrei Tarkovsky

از دوره “آزنشتاین” و مونتاژ کردن در دهه 20، دوربین روسیه همیشه در جبهه خلاقیت سینمایی قرار داشت. فیلم‌هایی که از این ملت بزرگ ساخته می‌شد، چه در زمان مونتاژهای رژیم شوروی و چه بعد از آن توانستند کیفیت و سطح بالای خود را تا تقریباً یک قرن حفظ کنند.

در بین نام‌های بزرگ و کم‌تر دیده شده روسی، از کارهای رادیکالی آیزنشتاین و “ورتو” تا کارهای به یادماندنی “پاراجانف” و “سوکورف”، یک فیلمساز وجود دارد که کارهایش حتی با گذشت زمان هم از یادها نمی‌روند و او کسی نیست جز “آندری تارکوفسکی”.

فیلم‌های تارکوفسکی شبیه به هیچ کدام از فیلم‌هایی که در سینما دیده‌اید نیست. در انها از قوانین و صحبت‌هایی که میگویند یک فیلم چگونه باید ساخته شود، خبری نیست. بافت، احساس و شعرگویی بر فراز عناصری مانند روایتگر و سرعت داستان قرار می‌گیرند. او در فیلم‌هایش تصاویر را به طرزی استادانه می‌سازد. البته جدای از تجربه شما از دیدن فیلم‌های سینمای آرت هاوس، ممکن است اولین تجربه‌ای که از فیلم‌های تارکوفسکی داشته باشید گیج کننده باشد، اما احساساتی که به شما القا می‌شود غیر قابل انکار می‌باشد.

از تصویر نقاشی که نهری از آن جاری است، تا انباری که در باران می‌سوزد. برانگیختن مخاطب از آنچه که اساساً چیز خاصی نیست، کار یک نابغه است.

نابغه‌ای که اگر در کار استادانه‌اش غرق شوی، به قدری مطالب قابل بحث دارد که تا روزها در آن باقی خواهی ماند.


4. استنلی کوبریک – Stanley Kubrick

بی شک “کوبریک” بزرگ‌ترین فیلمساز تاریخ است که در این لیست یا هر لیست دیگری از کارگردانان بزرگ تاریخ نام برده شده است. کوبریک تقریباً در تمام ژانرها نشانی از خود باقی گذاشته است. “2001: یک ادیسه فضایی” (2001: A Space Odyssey) منظره فیلم‌های علمی- تخیلی را بازسازی کرد، “راه‌های افتخار” (Paths of Glory) انتظارات از یک فیلم جنگی را تعریف کرد، “بری لیندون” (Barry Lyndon) زیبایی بی نقص موجود در یک فیلم دوره‌ای را به تصویر کشید، “دکتر استرنجلاو” (Dr. Strangelove) یک کمدی ارائه داد که با تمام فیلم‌ها فرق داشت. و لیست کارهای بزرگ او همچنان ادامه دارد.

با توجه به کارهای او، تمامی فیلم‌های کوبریک شاهکار بودند. می‌توان از فیلمبرداری کارهایش چیزهای زیادی یاد گرفت، چرا که خلاقیت و نبوغ موجود در کارهایش واقعاً باورنکردنی است.

وقتی صحبت از فیلمسازی می‌شود، کوبریک هیچ گونه مسیر ثابتی برای آن ندارد. او بسته به موضوعی که با آن سر و کار دارد، انعطاف پذیر می‌باشد، و تنها به دنبال کمال است نه چیز دیگر. این بزرگترین چیزی است که می‌توان از کارهای کوبریک یاد گرفت، نیاز به کامل بودن در هر شرایطی.

خلاقیت‌های بی شمار کارهای کوبریک، و دنیای همه جانبه ای که هر بار صادقانه آن را می‌سازد، اولین ایده او برای ساخت فیلم بوده‌اند. حضور فراگیر او که بیش از 4 دهه شاهکار را در بر می‌گیرد. دلیل اینکه کوبریک به عنوان یکی از بزرگترین کارگردانان شناخته می‌شود، طرز تفکر او نسبت به فیلم سازی است، نه سبک او، چرا که کوبریک هیچ سبکی ندارد.

همچنین بخوانید: طبقه بندی فیلم‌های استنلی کوبریک از درخشش گرفته تا ادیسه فضایی: 2001


3. اورسن ولز – Orson Welles

“اورسن ولز” خدای سینمایی است که در بین دیگر رقبای خود نظیر “کوبریک” زیاد مورد بحث قرار نمی‌گیرد. و شاهکار بزرگ او “همشهری کین” (Citizen Kane) می‌باشد.

چیزی که ولز با “کین” به دست آورد، چیزی است که هر فیلمساز دیگری در طول حرفه خود می‌خواهد به آن برسد. و ولز با اولین کارگردانی خود به آن رسید، و قوانین سرسخت فیلمسازی هالیوود در آن زمان را کنار زد، از هر فیلمی که دید عنصری دزدید، و در آخر قطعه هنری فوق العاده ای ساخت که همه چیز را در باره سینما درست به نمایش می‌گذارد.

با تمام اینها، نبوغ ولز با “کین” به پایان نرسید. او به انقلاب بر پا کردن در منظره سینما ادامه داد و با ژانرهای چالش ببرانگیز تری مانند مستندسازی، فیلم‌های نوآر و حتی فیلم‌های اقتباسی از کارهای منحصر به فرد ادبی که به نظر غیرقابل اقتباس می‌آمدند، از کوبریک نیز فراتر رفت.

ولز قدرتمند بود. حضور او جذبه غیرقابل وصفی داشت که باعث می‌شد، بودن در کنار او هیجان انگیز باشد، چه برسد همکاری با او. تأثیر او بر دنیای سینما و همچنین دنیای واقعی عظیم و انکارناپذیر است. فیلم رسانه‌ای در حال پیشرفت است، و شاید ولز بزرگترین نیروی محرکه این مکتب تفکر و دانش بوده باشد.


2. ژان لوک- گدار – Jean-Luc Godard

ما از فیلمسازان “ولز” و “کوبریک” صحبت کردیم، هنرمندان سینما که بر تأثیر زیادی داشته‌اند و همواره در حال بازسازی و به کار بردن خلاقیت در چیزی که از آن به عنوان فیلم یاد می‌کنیم، در تکاپو بودند. با تمام این حرف‌ها، فیلمسازی داریم که سینما را به عنوان سکوی هنری برای چالش نمی‌بیند، بلکه آن را یک زمین بازی می‌داند که هر کاری که دلش بخواهد در آن انجام می‌دهد. او فیلم‌ها را بازسازی نمی‌کند، بلکه آنها را ویران می‌کند.

گدار یک تروریست است. او فیلم را از هم می‌پاشاند و تکه تکه می‌کند. قطعه‌هایی که هر چقدر هم نامربوط به نظر برسند، در آخر به طرز معجزه آسایی به یک کار هنری تبدیل می‌شوند. او جرعت می‌کند و با استفاده از تکنیک‌هایی نظیر کات‌های ناگهانی، نقصان‌های موجود در فیلم را در آغوش می‌گیرد، و می‌تواند از جایی که همه چیزی به جز آشغال در آن نمی‌بینند، طلا پیدا کند.

جدای از ویرانگری گدار، حس داستان سرایی و روایت داستانی او باورنکردنی است. او می‌داند چه زمانی سینما را در هم شکسته و ویران کند و چه زمانی به آن ارج نهد و داستان‌ها و اجرای او قطعاً تمام اینها را نشان خواهد داد. شخصیت‌های داستان‌ها او فریبنده و عالی هستند که با وجود روش انفجاری فیلم سازی گدار همچنان می‌درخشند.

با اینکه گدار به اندازه برخی دیگر فیلمسازان این لیست مشهور نیست، اما قطعاً برجسته بودن کا او از همه بالاتر است. و پس از عصر فیلمسازی “دگما” او بزرگترین و بهترین هنرمند- تروریست دنیاست.

همچنین بخوانید: 20 فیلمساز تاثیرگذار در کل ادوار سینما


1. آکیرا کوروساوا – Akira Kurosawa

علیرغم تأثیر فیلمسازان معمولی در تاریخ سینما، معمولاً با وجود کارهای خلاقانه‌شان نادیده گرفته شده، و فیلم‌های آرت هاوس بر آنها سایه افکندند. با این وجود، سینمای سرگرمی یک هنر است و یکی از پایه گذاران آن باید شناخته شود.

با اینکه “آکیرا کوروساوا” در واقع با توجه به نوع فیلم‌هایش، اثری انقلابی تولید نکرد، اما تفسیر او از فیلمسازی مدرن کاری استادانه می‌باشد. “هفت سامورایی” (Seven Samurai) تمامی مفاهیم وسترن سفر یک قهرمان را در بر داشت، که با شاهکاری شرقی فرمول مخصوص خود را به کار برد که نسل‌های زیادی از فیلمسازان را تحت تأثیر قرار داد.

تأثیر فوق العاده زیاد کوروساوا با سینمای اکشن به پایان نمی‌رسد. فیلم‌های او مرز بین هنر و سرگرمی را محو می‌کنند، و “خسته کننده” و “آرام” بودن در فیلم‌های کوروساوا جایی ندارند. آن‌ها با تصاویر برجسته خود، تفکر بیننده را بر می‌انگیزند، با داستان‌های سرگرم کننده و شخصیت‌های جالب توجه خود بیننده را درگیر می‌کنند، و در انتها نمایش صادقانه خود از تاریخ ژاپن را غنی می‌کنند. ممکن است فیلم‌های او به اندازه کارهای “کوبریک” یا “هیچکاک” منحصر به فرد نباشند، اما دانش فوق العاده زیادی که در نوع فیلمسازی و نحوه داستان سرایی و حتی نوع نمایش فرهنگ آن وجود دارد غیرقابل مقایسه است.

به غیر از کوروساوا هیچ کس دیگری در تاریخ سینما نمی‌تواند کل نسل فیلمسازان در حال شکوفایی را پرورش دهد تا به افرادی کاملاً باسواد و پر اشتیاق تبدیل شوند. این همان مدرسه فیلم سازی است که به تنهایی از طریق رسانه هدایت می‌شود، بدون نیاز به سخنرانی، یا حضور یافتن در صحنه فیلمبرداری.


امیدواریم از مطالعه این مقاله لذت برده باشید؛ منتظر شنیدن نظراتتان هستیم!

دیدگاه‌ها

بستن فرم