10 حقیقت جذاب و شنیدنی درباره پشت صحنه فیلم “درخشش” (The Shining)

اقتباس سینمایی “استنلی کوبریک” از رمان کلاسیک “درخشش” یکی از به یادماندنی‌ترین و بهترین فیلم‌های ترسناک تاریخ سینماست. گرچه فیلم از فضا و داستان منبع اصلی فاصله گرفته، اما توانسته اثری متفاوت و فانتزی خلق کند که هنر ذهن پیچیده کوبریک است (اما نباید تلاش بازیگران و عوامل را دست کم بگیریم، که در شکوه “درخشش” نقش داشتند). فرایند ساخت این فیلم نیز درست مانند خود فیلم درخشان است، بنابراین در اینجا می‌خواهیم 10 حقیقت خیره کننده درباره پشت صحنه “درخشش” را به شما معرفی کنیم. با پروشات همراه باشید.


10. استنلی کوبریک با جمله معروف “اد مک ماهون” آشنا نبود

همه ما می دانیم که “جک نیکلسون” جمله “جانی اینجاست!” را از جمله معروف “اد مک ماهون” در “برنامه امشب با حضور جانی کارسون” گرفته است. با این حال، از آنجایی که “استنلی کوبریک” در بریتانیا زندگی می‌کرد، و در آنجا “برنامه امشب” را ندارند، با این جمله مک ماهون آشنا نبود و زمانی که نیکلسون در صحنه معروف “درخشش” این جمله را استفاده کرد، گیج شد. این کارگردان حتی می‌خواست این دیالوگ را از فیلم حذف کند. خوشبختانه نظرش را عوض کرد و این جمله در نسخه نهایی قرار گرفت. اکنون این دیالوگ یکی از بهترین جملات تاریخ سینماست.

همچنین بخوانید: طبقه بندی فیلم‌های استنلی کوبریک از درخشش گرفته تا ادیسه فضایی: 2001


9. برف موجود در هزارتو در حقیقت 900 تن نمک و یونولیت له شده بود

صحنه تعقیب و گریز در هزارتوی برفی در پایان فیلم “درخشش” به یاد ماندنی‌ترین صحنه تاریخ سینماست. زوایای دوربین، نورپردازی، طراحی صحنه و تدوین وحشت و فضای سرد محیط را دوچندان می‌کند. تماشای صحنه پایانی سرما را در وجودتان بیدار می‌کند، اما این برف واقعی نبود. عوامل فیلم با 900 تن نمک و یونولیت له شده برف مصنوعی ساختند.


8. اینکه “دنی لوید” در هنگام حرف زدن با تونی انگشتش را تکان دهد ایده خودش بود

هربار که “دنی تورانس” با دوست خیالی‌اش تونی حرف می زند انگشتش را تکان داده و با این کار توانایی‌های خود را نشان می‌دهد. مشخص شد که این کار در فیلمنامه اصلی وجود نداشت و برای این شخصیت طراحی نشده بود. “دنی لوید” بازیگر کودک این نقش از رفتارهایش الهام گرفت و در حین ایفای نقش برخی از رفتارهای خودش را تکرار کرد. “استنلی کوبریک” ایده تکان دادن انگشت توسط لیود را دوست داشت و هم او این نقش را انتخاب کرد و هم این حرکت را در نسخه نهایی قرار داد. در حقیقت کودکی که با انگشت خود حرف می زند می‌تواند از کودکی که با خودش حرف می‌زند ترسناک‌تر باشد.

همچنین بخوانید: معرفی 10 فیلم جذاب و دیدنی درباره کودکی در تاریخ سینما


7. “جک نیکلسون” فقط با خوردن ساندویچ‌های پنیر خشمگین می‌شد

“جک نیکلسون” برای آماده سازی خودش در ایفای این نقش به مدت دو هفته پیش از ضبط فقط ساندویچ پنیر می‌خورد، چون واقعاً از ساندویچ‌های پنیر بدش می‌آمد. شاید عجیب به نظر برسد، اما این حرکت او تاثیرگذار بود.

فقط کافیست به خشونت سوزان چشم‌هایش در پرسه زنی در اتاق یا بحث با وندی یا تعقیب دنی در هزارتوی برفی نگاه کنید. “نیکلسون” در “درخشش” اجرای درخشانی داشت و همه آن به خاطر رژیم ساندویچ پنیر است.


6. صحنه آسانسور در سه برداشت انجام شد، اما کامل کردن آن یک سال طول کشید

همه صحنه باز شدن در آسانسور و ریختن خون از آن در “درخشش” را به یاد می‌آورند. گرچه “استنلی کوبریک” به خاطر ضبط‌های متعدد بازیگران و عواملش را خسته می‌کرد، اما این صحنه طی سه برداشت تمام شد. با این حال این برداشت‌ها در یک سال انجام گرفتند. آماده کردن یک راهروی تمیز و پر کردن آسانسور با خون نه روز طول کشید. در دو برداشت اولیه کوبریک حس می‌کرد خون مصنوعی به اندازه کافی شبیه خون واقعی نیست، و از آنجاییکه تماشاگر انتظار دیدن خون واقعی در آسانسور را ندارد، باید همه چیز واقعی جلوه می‌کرد.

همچنین بخوانید: معرفی 10 فیلم جذاب و دیدنی شبیه درخشش (The Shining)


5. استرس ایفای نقش “وندی تورانس” باعث شد موهای “شلی دووال” ریزش کند

“جک نیکلسون” گفته است که وندی تورانس یکی از سخت‌ترین نقش‌هایی است که تا به حال یک بازیگر برعهده گرفته و بنابراین او با یکی از بهترین بازیگران دهه همبازی شده است. “شلی دووال” در ایفای اضطراب وندی موفق عمل کرد. حس بیچارگی و بی نوایی او، زمانی که متوجه می‌شود در هتل به دام افتاده و همسرش می‌خواهد او و پسرش را به قتل برساند، دیدنی است. متاسفانه این نقش بر سلامت دووال نقش مهمی داشت. استرس اجرای نقش وندی این بازیگر را از لحاظ روانی خسته کرد و باعث شد از لحاظ فیزیکی بیمار شده و موهایش بریزند.


4. “درخشش” یکی از اولین فیلم‌هایی است که از استدی کم استفاده کرد

در سال‌های 70 میلادی، دنیای سینما با تکنولوژی جدیدی آشنا شد که همه چیز را دگرگون کرد و آن استدی کم است. اولین فیلم‌هایی که از این تکنولوژی استفاده کردند عبارتند از “راکی” (Rocky)، “در راه افتخار” (Bound for Glory) و “ماراتن من” (Marathon Man). “درخشش” یکی از همان اولین فیلم‌هاست که از این تکنولوژی استفاده کرد.

“استنلی کوبریک” در شرایط آب و هوایی دشوار صحنه‌ای که جک با تبر دنی را در هزارتو تعقیب می‌کند از تکنولوژی استدی کم استفاده کرد. از آنجایی که استدی کم بهترین راه برای حقیقی جلوه دادن صحنه و افزایش انرژی آن است، کوبریک بعدها هم از آن استفاده کرد.

همچنین بخوانید: لیست دیدنی‌ترین اجراهای بازیگران در فیلم‌های ژانر ترسناک از سال 2010 تاکنون


3. استنلی کوبریک جنبه‌های ترسناک را از “دنی لیود” جوان پنهان کرد

از آنجایی که “دنی لیود” در زمان ضبط فیلم “درخشش” کودک بود و هرگز پیش از آن هنرپیشگی نکرده بود، “استنلی کوبریک” مراقبش بود و صحنه‌های مربوط به ارواح زنان برهنه و پاشیدن خون از آسانسور را از او پنهان کرد. تا جایی که لیود می‌دانست و عوامل و بازیگران به او گفته بودند، قرار بود در یک درام هنرنمایی کند. زمانی که وندی دنی را در هتل می‌گرداند و بر سر جک فریاد می‌زند، در حقیقت عروسکی به اندازه دنی را در آغوش گرفته تا چنین صحنه‌ای لیود کودک را نترساند.


2. صحنه “جانی اینجاست” سه روز طول کشید و در ضبط آن از 60 در استفاده شد

صحنه‌ای که وندی خود را در حمام حبس کرده و جک با تبر در را می‌شکند ترسناک‌ترین صحنه “درخشش” است. پس از اینکه شکاف بزرگی در در ایجاد می‌کند سرش را در آن فرو برده و می‌گوید: “جانی اینجاست!”. حرکات دوربین آنقدر ظریف هستند و فرو رفتن و بیرون آمدن تبر در در را دنبال می‌کنند. این صحنه با آزمون و خطاهای مختلف انجام گرفت. طبق گفته “شلی دووال” ضبط این فیلم سه روز طول کشید و عوامل از 60 در استفاده کردند تا صحنه ایده آل پدید بیاید.

همچنین بخوانید: معرفی بهترین فیلم های رازآلود تاریخ سینما


1. “استیون کینگ” از این فیلم متنفر بود

این حقیقت را همه می‌دانند. (در حقیقت به موضوع اصلی فیلم “بازیکن شماره یک آماده” (Ready Player One) تبدیل شد.) درحالی که منتقدین و تماشاگران “درخشش” را یکی از بهترین فیلم‌های ترسناک می‌دانند، “استیون کینگ” از اقتباس “استنلی کوبریک” از رمانش متنفر بود، و فیلم را “یک کادیلاک بزرگ و زیبا بدون موتور” می‌دانست. این نویسنده تفاوت میان کتاب و فیلم را با تفاوت میان آتش و یخ مقایسه می‌کرد. رمان کینگ حس و شور دارد، درحالی که فیلک کوبریک سرد و محاسبه شده است. با این حال هردوی آنها درخشان هستند.


امیدواریم از مطالعه این مقاله لذت برده باشید؛ منتظر شنیدن نظراتتان هستیم!

                               
بوتکمپ پایتون

دیدگاه‌ها (1)

بستن فرم

  1. مسعود

    بهمن 11, 1399

    این فیلم از هر لحاظ شاهکار حساب میشه. فیلمنامه، بازیگری، کارگردان و تدوین و…
    ممنون از مطلب جالبتون

    پاسخ