معرفی بهترین اجراهای رابرت پتینسون: از “اوقات خوش” تا “زندگی عالی”

ده سال پیش هیجکس باور نمی‌کرد که در بین فیلم‌های دنباله دار، فیلمی با بازیگران مطرح که پرفروش‌ترین فیلم گیشه سینما شد، “گرگ و میش” (The Twilight Saga) باشد. همه ما از تلاش‌های فوق العاده “کریستین استوارت” باخبریم، اما “ادوارد” برای “بلا” ی خود به درون شخصیتش شیرجه زد و بازی‌ای رؤیایی از خود نشان داد. “رابرت پتینسون” باعث شد بسیاری از خانم‌ها بخاطر او از حال بروند، اما نقش‌هایی که او پس از پایان سری “استفنی میر” انتخاب کرد، به اندازه نقش خون آشامی رمانتیک بی‌رنگ و روی او، رنگارنگ بود.

پتینسون مانند “رابرت ردفورد” و “برد پیت“، درباره نقش‌های عاشق‌کش خود دمدمی مزاج بوده و نیاز دارد که به عنوان چیزی بیشتر از یک فرد خوش قیافه از او یاد شود و مانند پیشینیان خود، برای اثباتش کارهای مختلف انجام داده است. حتی با بازی در نقش “سدریک دیگوری” در سری “هری پاتر” مانند “ادوارد” در “گرگ و میش”، چیزی به این نقش‌ها اضافه کرد و آنها را زیرکانه و معمایی نمود. در آخرین فیلم “کلاری دنیس” در “زندگی عالی” درست همین کار را انجام داد.

فیلم دنیس، به آرامی مانند سیمی از قرقره خود باز می‌شود: لحظه به لحظه فیلم با ماهیت قدرتمند آن زیبا شده است، هر صحنه با حداکثر دقت تنظیم شده است. این فیلم نیازمند بازیگری باتجربه است که بتواند چشم‌انداز دنیس را به تصویر بکشد و پتینسون ثابت کرد که برای این چالش آماده است. او در ابتدا “وینسنت گالو” و “فیلیپ سیمور هافمن” را برای این نقش در فیلم خود در نظر داشت، اما پتینسون “منظره‌ای به فیلم می‌بخشد که مستقیماً می‌خواهید از او فیلمبرداری کنید”این حرفی است که دنیس در سال 2016 بیان کرد.

به افتخار رزومه در حال پیشرفت و کامل “رابرت پتینسون” در اینجا برایتان برخی از بهترین فیلم‌های او را آماده کرده‌ایم که امیدواریم لذت ببرید. با پروشات همراه باشید.


11. هری پاتر و جام آتش ‒ Harry Potter and the Goblet of Fire

در کتابها “سدریک دیگوری” به عنوان یکی از نادرترین موجودات معرفی شده بود: کودک بسیار محبوب، و خوش قیافه‌ای که درواقع پسر بسیار خوبی است. با این فکر، چه کس دیگری بهتر از “رابرت پتینسون” می‌توانست این نقش را بازی کند؟ این خون آشام سابق با وجود نقش کوتاه خود به عنوان جستجوگر تیم هافلپاف در مسابقه سه جادوگر، توانست شخصیتی دوست داشتنی از او بسازد و با رنگ‌های متفاوتی که از خود به نمایش گذاشت، کاریزمای خود را نشان داد. (و واقعاً آفرین به او که برخی از طرفداران سرسخت “گرگ و میش” را به تماشای “نقشه ستارگان” (Maps to the Stars) واداشت). در پایان دیالوگ دلسرد کننده “ولدمورت” -یعنی “اون عوضی رو بکش”- سدریک بیانه‌ای اعلام می‌کند که قبل‌تر در فیلم گفته شد: “همیشه بیگناهان اولین قربانیان هستند، چه در گذشته، چه در حال”. اگر بازیگر دیگری این نقش را گرفته بود، ممکن بود نتوانیم سنگینی پایان غم‌انگیز آن را درک کنیم.

همچنین بخوانید: معرفی 12 فیلم جذاب و دیدنی شبیه مجموعه هری پاتر (Harry Potter)


10. کودکی یک رهبر ‒ The Childhood of a Leader

“بردی کوربت” عوامل فوق العاده‌ای برای اولین فیلم خود انتخاب کرد- او در “کودکی یک رهبر” علاوه بر پتینسون بازیگرانی از جمله “برنیس بژو”، “لئام کانینگهام”، “استیسی مارتین” و “تام سوییت” فوق العاده را داشت- اما پتینسون تنها کسی بود که دو نقش را برعهده گرفت و با آن که او فقط نقش یکی از آنها را به تصویر می‌کشد، حضور او به جو آشفته فیلم کمک زیادی می‌کند. پتینسون نقشی کوچک اما بسیار مهم داشت که سالهای اولیه یک فاشیست آینده را نشان داد. او در حال بازی یک صحنه بسیار مهم می‌گوید: “قسمت غم‌انگیز ماجرا این نیست که یک مرد شجاعت شیطان صفت شدن را دارد، بلکه این است که بسیاری از افراد جرات خوب بودن را ندارند.” مفهوم کامل این دیالوگ در صحنه آخر مشخص شده که باعث می‌شود آرزو کنید که‌ ای کاش به شخصیت او توجه بیشتری می‌کردید.

همچنین بخوانید: معرفی 17 فیلم جذاب و دیدنی درباره نوجوانان در این دهه (2019 تا 2010)


9. آب برای فیل‌ها ‒ Water for Elephants

حالا پتینسون مستقل و دوست‌داشتنی شده و به‌سختی می‌توان به یاد آورد که در میانه بازی در فیلم “گرگ و میش” او به عنوان زنگ تفریح در نقش یک دامپزشک یتیم بازی کرد که به یک سیرک ملحق شده و به همسر رئیس سیرک علاقمند می‌شود (ریس ویترسپون). “آب برای فیل‌ها” فیلمی با بودجه متوسط بود و به‌طور تعجب برانگیزی پرطرفدار شد، اما احتمالاً پتینسون باعث شد که فیلمی ملودرام و قدیمی با بینندگان امروزی خود ارتباط برقرار کند. بازی سرد او به عنوان “جیکوب جنکوسکی” باعث شد به قلب تماشاگر خود نفوذ کند؛ پیشرفت آرام و ملایم او شما را دعوت می‌کند که بدون جدی گرفتن او به داستان جذب شوید و تماشای او در یک فیلم عاشقانه به همراه بازیگری درخور مانند ویترسپون، بار دیگر ثابت کرد که پتینسون کسی بیشتر از یک نوجوان زیباروی است.

همچنین بخوانید: معرفی 7 فیلم برتر براساس زندگی تد باندی (Ted Bundy) مخوف ترین قاتل سریالی تاریخ


8.  دوشیزه ‒ Damsel

شاید حقه‌ی پتینسون در فیلم‌هایی مانند “گرگ و میش” و “کراننبرگ” (Cronenberg) این است که او شخصیتش را می‌فهمد. حتماً همینطور است، خصوصاً در فیلم وسترن “دوشیزه” با “برادران زلنر”. پتینسون در نقش یک تاجر به نام “ساموئل آلاباستر” ایفای نقش می‌کند، کسی که قصد مهار مرز و سپس بازگشت به نزد همسر دوست داشتنی اش را دارد. علی‌رغم جرات پتینسون و توانایی زلنر در سرگرمی بینندگان، روشن است که چیزی دیگر در پس ماجرا در حال رخ دادن است. وقتی شخصیت ساموئل شروع به فرو ریختن می‌کند، پتینسون لایه‌ای عجیب و غریب از شخصیتش می‌سازد و “دوشیزه” به سمت پیچیدگی دیوانه واری پیش می‌رود، اما پتینسون به خوبی شخصیتش را درک می‌کند و در پایان، نشان می‌دهد که چقدر درباره آن فکر کرده بود.

همچنین بخوانید: معرفی 16 فیلم جذاب و دیدنی شبیه فیلم قطار بوسان (Train to Busan)


7. شهر گمشده زی ‒ The Lost City of Z

وقتی پتینسون در فیلم ماجراجویانه “جیمز گری” درباره جستجوگران واقعی که به دنبال یک تمدن گمشده در آمازون در اواخر 1900 بودند بازی کرد، خود را به عنوان بازیگری پرجرأت به همگان نشان داد. اما در “شهر گمشده زی” نشان داد که تا چه حد مشتاق انجام این کار است: ریش گذاشت، عینک زد و به شکل یک کارگر اسکله انگلیسی در آمد و مقررات سخت ارتش را تحمل کرد و از شکل پسر زیباروی خود بیرون آمد. علاوه بر این او نشان داد که از صمیم قلب یک بازیگر است و این موضوع را در قالب شخصیت خود نشان می‌دهد. او همیشه می‌تواند طبق داستان پیش برود و چشم‌انداز کارگردان را به تصویر بکشد: بازی او در “زی” بسیار کوتاه است اما در همین زمان کوتاه او همه کار می‌کند.

همچنین بخوانید: 35 انیمیشن برتر تاریخ سینما


6. گرگ و میش ‒ The Twilight Saga

بسیاری از افراد فیلمباز می‌دانند که توانایی پتینسون از سری “گرگ و میش” شناخته شد و هنوز هم این فیلم یکی از موفق‌ترین فیلم‌های او محسوب می‌شود. ولی این چیز بدی نیست، چون مهم نیست که این سری فیلم در هر قسمتش چه کیفیت بدی داشت و مهم نیست که نوشتن درباره یک دختر با چشمان ناراحت و یک پسر خون آشام غمگین که او را دوست دارد چقدر می‌تواند آسان باشد، کار پتینسون در این فیلم خوب بود.

“ادوارد کالن” یک مرد مرموز عجیب و خوش قیافه است که به اندازه چند دهه سن دارد (و در نور آفتاب برق می زند). او مردی کاملاً غیرقابل دسترس است و چنین شخصیتی پایه فیلم مجموعه محبوب نوجوانانه “استفانی مایر” می‌باشد که هیچ تعجبی ندارد. این چیزی است که رویای نوجوانان از آن ساخته می‌شود، فیلمی با آشفتگی‌های دیوانه وار که پتینسون با جذابیت و زیبایی خود آن را زیباتر می‌کند. در نیمه راه او هم به اندازه ما شگفت‌زده به نظر می‌رسد؛ اما کمی بعد شاهد بخش “با کالن ها آشنا شو” در فیلم اول خواهیم بود، که پتینسون  در پوست خود نمی‌گنجد و این حالت او کاملاً با شخصیت او مطابقت دارد. فیلم در ادامه او را به عنوان مردی قادر به رهبری نشان می‌دهد. دوباره آن را تماشا کنید، در این فیلم چیزی بشتر از چهره های درخشان خواهید دید.

همچنین بخوانید: معرفی بهترین فیلم‌های جنایی این دهه (2019 تا 2010)


5. ولگرد ‒ The Rover

فیلم “کازموپلیس” (Cosmopolis) به خوبی نشان داد که پتینسون بازیگری جدی است که با اشتیاق تمام در حال پیشرفت کردن و پرورش حرفه خود بوده است، اما بازی او به عنوان “رینولز” (یا ری) در فیلم “ولگرد” به کارگردانی “دیوید می‌شد” بود که نشان داد او چگونه بدون ترس به دنبال پرورش استعداد خود بوده است. ری شخصیت آسانی نیست؛ او مردی ساده اهل جنوب آمریکاست که پس از اتفاقی در تلاش است در یک بیابان زنده بماند، او باری زنده در جهان است که هیچکس نمی‌تواند چمدانی اضافه مثل او را حمل کند. پتینسون تجسم غم‌انگیزی از شخصیتی را به تصویر می‌کشد که به طور مساوی بیگناه و گناهاکار است و ری را به احمقی تشبیه می‌کند که در پایان خوش جایی ندارد. زمانی که پتینسون فیلم را نگه می‌دارد تا آهنگ “دختر زیبا برقص” از “کری هیلسون” را بخواند، لحظه ایست که باعث می‌شود دوباره در چشم طرفداران “گرگ و میش” عالی جلوه کند.

همچنین بخوانید: 20 فیلم برتر تاریخ درباره بردگی


4. نقشه ستارگان ‒ Maps to the Stars

پتینسون پس از بازی در “کازموپلیس”، بار دیگر در “نقشه ستارگان” با “دیوید کراننبرگ” همکاری کرد، او در این فیلم در نقش یک راننده لیموزین و نمایشنامه نویس به نام “جرومی فونتانا” در برابر “جولیان مور“، “میا واشیکوفسکا” و “جان کیوسک” به ایفای نقش می‌پردازد. توجه پتینسون به شخصیتش با وجود “کراننبرگ” که شخصیت جرومی را با وجود رازهای هالیوودی پیچیده تر کرد، به خلق یک شخصیت دیدنی منجر شد. پتینسون در زمانی که شخصیت او در تلاش است که در شهری که عزت نفس را از انسان می گیرد، اعتماد به نفس خود را حفظ کند، برتر و بهتر می‌شود. جرومی می‌خواهد باور کند که در کنترل سرنوشت هالیوودی خود است، اما در نهایت یک شخصیت بیچاره است که کارفرمایانش از او سو استفاده می‌کنند. هر حلقه جدید جهنمی از هالیوود که به وجود می‌آید جرومی سعی می‌کند به آن وارد شود، بنابراین پتینسون با خلق تصویری محکم‌تر از شخصیت خود با وجود استعداد فوق العاده‌ای که دارد، هالیوود را به زانو درمی‌آورد.

همچنین بخوانید: ۱۷ فیلم برتر سینما درباره فوتبال آمریکایی


3. زندگی عالی ‒ High Life

پتینسون نقشی که قرار بود به “فیلیپ سیمور هافمن” برسد را به زیبایی ایفا کرد، او در فیلم “زندگی عالی” اثر “کلری دنیس” نقش یک مسافر بین کهکشانی که با فضاپیما سفر می‌کند، را به تصویر می‌کشد. اسم او “مونت” است و فردی تنهاست که در ستاره‌ها جسد افراد زیادی از جمله دختر نوزاد دوست داشتنیش را نجات می‌دهد. در یک ماجراجویی در فضا و زمان و لبه جهان شناخته شده سفر می‌کند و در هر شماره یا موقعیت ژرفی هدایت می‌شود. در واقع، این فیلم تنها به این دلیل قادر است به جهان‌های فوق العاده سفر کند که پتینسون توانست کل این ماجراجویی دیوانه‌وار را انسانی کند. پس از بازی “کیرا دولئا” در “ادیسه فضایی: 2001” (2001: A Space Odyssey) دیگر کسی قادر به انعکاس جهان شگفت‌انگیز به این گونه نبوده است.

همچنین بخوانید: 10 فیلم برتر تاریخ درباره سوسیالیسم


2. کازموپلیس ‒ Cosmopolis

پتینسون در چند سال اخیر با انتخاب فیلمسازان تازه کار اما بااستعداد ریسک زیادی کرده است، اما نقطه اوج این گرایش (قبل از “زندگی عالی”) در فیلم ضد نظام سرمایه‌داری “دیوید کراننبرگ” است که این بازیگر را به بازی در نقش یک شخصیت آشغال خسیس که دیالوگ‌هایی مثل “پروستات من قرینه نیست” وا می‌دارد. پتینسون در نقش”اریک پارکر” مدیر اجرایی، تقریباً در همه صحنه‌ها با بک لیموزین در اطراف شهر نیویورک در حال رانندگی است و به عنوان فردی مخالف تمایلات خود کارگردان شهرت پیدا می‌کند. اقتباس کراننبرگ از رمان “دان دلیلو” در سال 2003 داستانی وحشی و پر زرق و برق از ثروت آمریکا است که در همان موقع از زمان خود جلوتر بود اما جاذبه عجیب آن بیشتر به تعهد پتینسون به آن شخصیت مدیون است. درحالی که “کازمو پلیس” چرخش‌های نمادین عجیبی دارد؛ مانند عبور لیموزین از خیابان‌های شلوغ شهر و رسیدن به آپارتمانی وهم‌آور، پتینسون همه چیز را مستقیماً به تصویر می‌کشد. او بهترین کسی است که می‌تواند به بینندگان ثابت کند چنین شخصیت مضحکی در دنیای بیرون وجود دارد. با نگاه به “کازموپلیس” از نقطه نظر آمریکا، “اریک پارکر” احتمالاً منفورترین شخصیت پتینسون تا به امروز بوده است.

همچنین بخوانید: معرفی بهترین فیلم های تاریخ سینما با موضوع اعتیاد و مواد مخدر


1. اوقات خوش ‒ Good Time

“رابرت پتینسون” در واقع زمان خوبی در درام تلخ “برادران سفدی” نداشته، اما بینندگان داشتند. او هرگز به اندازه‌ای که در اینجا خوب بوده، خوب نبود. در این فیلم نقش مجرمی سطح پایین را بازی کرده که به همراه برادر معلولش از بانک دزدی می‌کند. یک بار او اشتباه می‌کند و درحالی که نمی‌توانند از پنجره فرار کنند، با یک بسته رنگ دستگیر می‌شوند. پتینسون با موی بلوند و لهجه‌ای که تا به حال نشنیده‌اید، گستره توانایی‌ها و همچنین سلیقه فوق العاده‌اش را به نمایش می‌گذارد.

همچنین بخوانید: 10 فیلم برتری که داستان آن ها فقط در 1 روز اتفاق می افتد


امیدواریم از مطالعه این مقاله لذت برده باشید؛ منتظر شنیدن نظراتتان هستیم!

دیدگاه‌ها (1)

بستن فرم

  1. Mohammad Reza

    آبان 12, 1398

    امیدوارم بتمن خوبی هم باشه

    پاسخ