توضیحاتی درباره سریال چرنوبیل (Chernobyl)؛ محبوب ترین سریال شبکه HBO در سال 2019

“چرا نگران چیزی که قرار نیست اتفاق بیفتد باشید؟” در این مجموعه پنج قسمتی یعنی سریال “چرنوبیل”، واقعیت های تلخی برای بینندگان به تصویر  کشیده می شود. این برنامه محبوبیت زیادی دریافت کرده، که همه و بیشتر آن به دلیل کار بزرگی است که در ساخت آن صورت گرفته است. همه ما از حادثه چرنوبیل خبر داریم؛ حتی موضوع آن را در کتابهای درسی نیز داریم. اما تعداد کمی از افراد درباره علت و تاثیرات این تراژدی اطلاع دارند. تنها زمانی متوجه پوچی بشر می شویم که افرادی را در حال مرگ میبینیم، در حالی که افراد بالا رتبه در حال پنهان کردن این رازها هستند. چه طور ممکن است چنین اشتباهی در کشوری که رو به رشد و کمال است، صورت گیرد؟

در این میان، بیشتر شخصیت ها قهرمانانی هستند که نام هایشان تا همیشه نمودی مبهم در تاریخ باقی می ماند، این مجموعه یکی از بدترین حقایق درباره اشتباهات انسانی را به شکل یکی از فاجعه آمیزترین رویدادهای تاریخ به تصویر می کشد. این امر ما را به طور خطیری به جهانی نزدیک می کند که اگر افرادی از خودگذشته وجود نداشتند که هر چه را که مرگ برای آنها به ارمغان می آورد را در آغوش  بگیرند، چنین دنیایی نیز وجود نداشت، افرادی که خود را فدای شادی بشریت کردند. همچنین چهره کثیف حرص انسان را نشان می دهد و اینکه چه بهایی باید پرداخت تا پایه های سست حکومت ثابت بماند.

این سریال از سوی رسانه های روسی با واکنش های شدیدی روبرو شد، که آن را به اغراق کردن متهم کردند و اینکه اتفاقات را از آنچه که بود شدیدتر نشان دادند. با وجود این، یا شاید به همین دلیل این سریال در بین مخاطبان روسی طرفداران زیادی داشته است. چیزی که به تاثیرگذاری چرنوبیل می افزاید، تنها صداقت و نسخه خنثی آن که در 34 سال پیش اتفاق افتاده بود، نیست. ارتباط آن با این حقیقت که عدم صلاحیت در جایگاه قدرت و حرص فناناپذیر برای قدرت و حفظ اهمیت خود، در سراسر جهان موجب ظهور خطرات آینده خواهد بود. اگر تاکنون موفق به تماشای این سریال نشده اید، باید هر چه زودتر آن را ببینید. این سریال چشمان شما را به حقیقت باز می کند و مطمئنا شما نمیخواهید در این دنیای خائن خواب باشید. با پروشات همراه باشید.


فاجعه چرنوبیل چگونه اتفاق افتاد؟

چیزی که داستان را به پیش می برد این سوال است: آن شب دقیقا چه اتفاقی افتاد؟ آکیموف مدام می گوید “ما همه چیز را درست انجام دادیم.” هر زمان که کسی گزارش می دهد که راکتور منفجر شده است، این پرسش مطرح می شود که، “اصلا چطور یک راکتور RBMK منفجر می شود؟”. جدا از ماموریت کنترل وضعیت لگاسوف باید از شر این احساس خرده گیر خلاص شود که می گوید، چه چیزی باعث شد همه اینها اتفاق بیفتند! در انتهای سریال، ما کاملا متوجه این موضوع خواهیم شد. دو چیز بود که ما در قبلا آنها مسئول بودیم. اولین آن خطای مکانیکی و دومی خطای انسانی بود. بررسی های بیشتری که توسط خومیوک انجام شد، نشان داد که خطای فنی و تمام چیزهایی که در این انفجار دخیل بودند، توسط افراد مسئول به بدترین حالت ممکن تبدیل شد.

برای بررسی چگونگی عملکرد توربین یک نیروگاه در صورت قطع برق، آزمایشی ایمنی در چرنوبیل طرح ریزی شده بود. با این وجود، به دلیل عوامل متعدد، نتوانست در زمان مشخص شده کار کند. در هنگام انجام چنین فرآیندی با چنین قدرت عظیمی، اگر خطایی هر چقدر هم کوچک اتفاق افتاد، باید احتیاط های لازم را به جای آورد، یک گام به عقب برداشت و حتی کل فرآیند را رها کرد. کل این موضوع فاجعه بود، حتی قبل از اینکه کار شروع شود و زمانهایی وجود داشت که آنها می توانستند قبل از رسیدن به نقطه بی بازگشت، عملیات را متوقف کنند. علیرغم تمام هشدارها و نشانه های خطر، آنها به صدها و هزاران انسانی که باید بهای این اشتباهات را می پرداختند، اهمیت ندادند. این آزمایش باید در روز انجام می شد، که مردم هم از آن با خبر بودند و اقدامات امنیتی را انجام می دادند. اگر در هنگام آزمایش موقعیتی غیرقابل پیش بینی پیش می آمد، آنها باید عملیات را لغو می کردند. در عوض، آزمایش در شیفت شب انجام گرفت و تقریبا همه را شگفت زده کرد.

اتفاقی که افتاد این بود که، راکتور RBMK – 1000 به دلیل استفاده از میله های کنترل ارزان تر که دارای گرافیت بودند، منفجر شد. برای انجام این فرآیند، قدرت نباید کمتر از 700 باشد، اما به دلیل شرایطی که به دلیل عجله کردن پیش آمده بود، به طور غیر منتظره ای سقوط کرد و به سطحی بسیار پایین رسید. سپس مجبور به افزایش شد، اما تنها توانستند آن را تا 200 بالا بیاورند. با این حال، عملیات ادامه پیدا کرد که در نهایت منجر به افزایش انرژی شد که بیش از صد برابر چیزی بود که راکتور باید داشته باشد. بعد از آن دو انفجار رخ داد که هسته آن را نابود کرد.

میزان تشعشات بالا رفت و این دلیلی کافی برای کارکنان بود که نیروگاه را به طور اضطراری ترک کنند. با این حال، عددی که روی دسیمتر نشان داده می شد موجوب شد فریب بخورند که وضعیت آنقدر هم خطرناک نبوده است. دسیمترهایی که مقدار بیشتر تشعشع را نشان می دادند، موجود نبودند و یکی از آنها که کمی دیر عدد موجود را نشان داد خراب تلقی شد، چون مگر چطور ممکن است که دستگاهی اینچنین حدود بالایی را برای آن وضعیت اعلام کند؟! علاوه بر آن، آنها نتوانستند نشانه های پیش چشم خود را ببینند، مانند قطعات گرافیت که ناشی از آتش سوزی سقف کخ در اطراف بودند.

فاجعه چرنوبیل: چگونه اتفاق افتاد؟

از آنجا که دیاتلوف مسئول آن مکان است، هیچکس جرعت ندارد که برخلاف نظر او حرف بزند، حتی زمانی که تصمیمات احمقانه ای میگیرد. اکیموف بارها به او هشدار می دهد و بقیه افراد گروه نیز به او مشکوک می شوند. با این وجود، هر زمان که کسی سعی می کند به مشکلی اشاره کند، تهدید به از دست دادن کارشان می شوند. از این رو، خدمه خود را در شرایطی غیرممکن قرار می دهند و آنقدر زنده نمی مانند که مقیاس کامل این فاجعه را ببینند. افراد داخل اتاق پمپ، افراد داخل اتاق کنترل، و کسانی که به قسمت زیرین فرستاده شده اند تا به طور دستی پمپ را خاموش کنند، همگی سه هفته بعد از انفجار از دنیا می روند.

اگر از ویرانه هیروشیما که اثرات آن همچنان ادامه دارد به خود لرزیدید، باید بدانید که فاجعه چرنوبیل 400 برابر بیشتر از آن در جو زمین تشعشع وارد کرد. هیچ ساختاری برای جلوگیری از چنین چیزی در اطراف نیروگاه ساخته نشده بود تا انتشار اشعه را بررسی کند. آتش که تشعشعات را در جو رها کرد، توسط باد پخش شد و به نقاط دوردست رفت.  تاثیرات آنی به گونه ای بود که میتوانستیم آن را روی خدمه و آتش نشانانی که به صحنه رسیدند تا آتش را خاموش کنند، ببینیم. با میزان شدید تشعشع 2000 رنگتون در ساعت، همه ماموران آتش نشانی که در معرض آن بودند آلوده شدند. ساکنان شهر، که از وضعیت بی خبر بودند، روز بعد به کارهای عادی خود ادامه دادند، اما خیلی زود بیمار شده و بیمارستان ها از بیمار پر شدند.

36 ساعت بعد تا 10 کیلومتری آنجا به عنوان محوطه ممنوعه شناخته شد و حدود 50,000 نفر از مردم از پریپیات تخلیه شدند. به آنها گفته شد که این موضوع موقتی است و تا چند روز دیگر میتوانند به خانه های خود بازگردند. سپس، یک هفته بعد تخلیه چرنوبیل ادامه یافت و حدود 6800 نفر جا به جا شند و منطقه ای 30 کیلومتری به عنوان محوطه ممنوعه شناخته شد، که تا به الان هم وجود دارد. این پایان آن نبود. تا پایان سال 2000، بیش از 350,000 نفر به این دلیل مجبور به نقل مکان شدند. فراموش نکنید، مردم پریپیات و چرنوبیل از قبل در معرض مقادیر زیادی از تشعشعات قرار داشتند.

علاوه بر این، فرآیند پاکسازی انجام گرفت که افراد بیشتری را به این منطقه راه دادند. در فرآیند پاکسازی باقیمانده ها، بیش از 5000 فرد در معرض تشعشعات خطرناک قرار گرفتند. تعداد بسیار زیادی از تصفیه کنندگان، افرادی که در پاک سازی نیروگاه ها و قسمت های مختلف آن مکان دخیل بودند مجبور شدند بدون حفاظت مناسب وارد آن فضا شوند و بنابراین در معرض تشعشعات خطرناک قرار گرفتند. تخمین تعداد دقیق افرادی که در این فاجعه جان خود را از دست دادند، کار دشواری است، اما با در نظر گرفتن افرادی که در این فاجعه دخیل بودند، کمتر از رقمی سرسام آور نخواهد بود. با این حال، گزارشات رسمی بیش از 31 تن تلفات را تایید نکرده اند.

با وجود میله های کنترل معیوب و تعداد راکتورهایی که از قبل آنها را داشتند، دو راکتور دیگر 5 و 6 قبل از وقوع این فاجعه در دست ساخت بودند. پس از این موضوع، توسعه آنها متوقف شد و ساخت آنها در نهایت لغو شد. علاوه بر آن، 3 نیروگاه باقیمانده یکی پس از دیگری بسته شدند. در سال 1991، راکتور 2 آتش گرفت و به دلیل اینکه از کار افتاده بود، از بین برده شد. راکتور 1 در سال 1996 خاموش شد و راکتور 3 در سال 2000 از بین رفت.

اگر هزینه ای که با زندگی مردم پرداخت شد، دولت را بیدار نکرد، هزینه ای که برای پنهان کاری کردند که در نهایت موجب شد حقیقت واقعه چرنوبیل برملا شود، آنها را از خواب یدار کرد. دولت برای تمیز کردن این آشفتگی تقریبا ورشکست شد. دولت باید برای ایجاد نیروگاه های اصلاح شده، هزینه ای بیشتر نیز پرداخت می کرد، که در نهایت موجب منحل شدن جماهیر شوروی شد.

چه کسی واقعا مسئول فاجعه چرنوبیل بود؟

غیرمنطقی است که یک یا سه نفر را مقصر بدانیم. درست مانند دیگر خراب کاری ها، این کار نیز با دخالت افراد بالارتبه دولت همراه بود، که، در آخر به آناتولی دیاتلوف رسید، مردی که مسئول عملیات آن شب بود. او و بالارتبه هایش مسئول سازگار نبودن با تغییراتی که صورت گرفت بودند. آنها آنقدر با قدرت و ترفیعی که پس از پایان بررسی به دست می آوردند، کور شده بودند. اما افرادی که از مواد ارزان قیمت برای تاسیسات یک نیروگاه هسته ای استفاده کرده بودند هم مسئول بودند!

افرادی هستند که به جای ارجح قرار دادن جان شهروندان، حیثیت دروغین افراد بالارتبه را در نظر گرفتند، و آنها منفعت خود را از جان انسان ها برتر دانستند. این مجموعه سه فرد را مقصر دانست. در واقعیت، شش مرد در این دادگاه حضور داشتند. آیا آنها مجازتی که مسحق آن بودند را دریافت کردند؟ آیا شما ده سال کار سخت را مجازاتی مناسب برای افرادی که مسئول مرگ حدود حداقل 31 نفر بودند می دانید؟ نه درست است ! بهای حقیقی ای که این افراد پرداختند حتی بسیار کمتر از اینها بوده است.

چه کسی برای فاجعه چرنوبیل مجازات شد؟

آناتولی دیاتلوف تنها به مدت سه سال کار سنگین کرد و پس از آن عفو خورد. او در 64 سالگی بر اثر سکته قلبی در گذشت. ویکتور برخانوف تنها 5 سال به کار سخت پرداخت و به دلیل مشکلات سلامتی که بر اثر تشعشعات ایجاد شده بودند، آزاد شد. نیکولای فومین در روز محاکمه تلاش کرد خودکشی کند. او در حالی که سعی داشت مچ دستش را با شیشه های شکسته لیوان ببرد، متوقف شد. او پس از سپری کردن زمانش، شغل دیگری در نیروگاه هسته ای پیدا کرد! اظهار نظر درباره افرادی که از میله های معیوب استفاده کردند، افراد بالارتبه کار بی فایده ای است. نام آنها هرگز واقعا فاش نشد و گمان نمیکنم این ویرانی ها اصلا انها را اذیت کرده باشد.

قهرمانان چرنوبیل

با در نظر گرفتن بزرگی فاجعه چرنوبیل، از دست دادن زندگی ها و دارایی و هزینه ای که همه پرداختند، به نظر افراد شرور این داستان مسیر راحتی داشته اند. چیزی که از همه بدتر است، این موضوع می باشد که قهرمانان داستان مجبور بودند که با زندگی خود بهای آن را پرداخت کنند. 134 خدمه ای که برای کمک به کم کردن آتش حضور یافته بودند، همگی راهی بیمارستان شدند. 28 مامور آتش نشانی پس از چند ماه جان خود را از دست دادند و 14 نفر دیگر از انها به علت ابتلا به سرطان ناشی از تشعشعات، پس از چند سال جان خود را از دست دادند.

در دراز مدت، تمام افراد آن منطقه به سرطان تیروئید مبتلا شدند، خصوصا کودکان. کارگران معدن زغال سنگ که بی وقفه برای جلوگیری از بدتر شدن آن شرایط افتضاح تلاش کردند، در معرض تشعشعات شدید قرار گرفتند و بیشتر آنها قبل از 40 سالگی از دنیا رفتند. 600 خلبانی که برای پرتاب بور و ماسه روی پشت بام استخدام شده بودند، در معرض میزانی شدید از تشعشعات قرار گرفتند. حتی ربات هایی که برای تخلیه گرافیت به پشت بام فرستاده شده بودند هم حداکثر تشعشع ممکن را دریافت کردند. خوشبختانه، سه شناگری که ممکن بود طی یک هفته جان خود را از دست دهند، به بیمارستان منتقل شده و نجات یافتند.

یولنا خومیوک که توسط “امیلی واتسون” ایفای نقش شد، شخصیتی است که خیلی کارها برای این مجموعه کرد. او نماینده گروهی از دانشمندان است که همراه لگاسوف در تلاش بودند تا همه چیز را تحت کنترل داشته باشند. خومیوک کسی است که از جستجو برای رسیدن به حقیقت دست نمی کشد، مهم نیست چه پیامدهای پیش روی او وجود داشته باشد. اراده او بسیار محکم و قوی است که شربینا او را بسیار ساده لوح صدا می خواند. این بخش از شخصیت او از دانشمندانی گرفته شده است که جرات مطرح کردن سوال را داشتند، کسانی که وقتی حقیقت را فهمیدند آنقدر جرات داشتند که کسی را متهم کنند. نام اغلب آنها فاش نمی شود چون پس از اینکه آنها برای فاش کردن حقیقت تلاش کردند، دولت آنها را زندانی کرد. بوریس شربینا که توسط “استلان اسکارشگورد” ایفای نقش شد، به کار در دولت ادامه داد و توجه خود را به انجام اصلاحات در کشور معطوف کرد. او همچنین در مدیریت بحران زلزله ارمنستان در سال 1988 نقشی ایفا کرد. همانطور که توسط لگاسوف پیشبینی شد، او تقریبا کمتر از 5 سال پس از قدم نهادن به چرنوبیل از دنیا رفت.

والری لگاسوف نه تنها در کشورش بلکه در سراسر جهان دانشمندی برجسته بود. او همیشه برای انجام اصلاحات در صنعت هسته ای در حال تلاش بود و در جامعه علمی نیز، شهرت زیادی داشت. نقش او در پاکسازی چرنوبیل چیزی است که هرگز فراموش نمی شود اما او در نهایت با پایانی در زندگیش روبرو شد که بدتر از مجرمان این حادثه بود. او از شغل و عناوینش برکنار شد، از دوستان، خانواده و هر چیز با ارزشی که در زندگی داشت دور ماند، چرا که تصمیم گرفت واقعیت را بیان کند. او تا آخرین روز زندگیش، از فساد موجود در کشورش و ویران شدن آن رنج می برد. او به دلیل وضعیتی که ملتش داشت و این حقیقت که نمی توانست کاری انجام دهد تا این اشتباهات را درست کند، افسرده شد.

بنا به گزارش ها، او چندین بار سعی به خودکشی داشته است. در آپارتمانش نیز تفنگی پیدا شده بود. در دومین سالگرد مصیبت چرنوبیل، او خود را دار زد و از دنیا رفت. اما قبل از آن، همه چیز را درباره چرنوبیل در نوارهایی ضبط کرد، که نتیجه آن موجب اصلاحاتی شد که بالاخره انجام گرفت.

چند نفر در فاجعه چرنوبیل کشته شدند؟

طبق برآوردهای گوناگونی که انجام گرفت و همانطور که در پایان مجموعه نشان داده می شود، حدود 93،000 نفر از سالی که این فاجعه شروع شد، از دنیا رفتند. یکی از تخمین های با محافظه کارانه این عدد را 4،000 تن اعلام کرده است. باید به خاطر داشته باشید که بیشتر این مرگ ها آنی اتفاق نیفتادند. اکثریت این مرگ ها پس از سال ها بعد، بر اثر سرطان های ناشی از قرار گرفتن در معرض تشعشعات اتفاق افتادند. سطح انکار دولت شوروی به اندازه ای بود که در آن زمان و حتی الان بیان می دارند که تنها 31 نفر در این حادثه جان باختند. اگر میخواهید میتوانید با شماره رسمی آن تماس بگیرید.

حالا چرنوبیل در چه وضعیتی قرار دارد: آیا ایمن است؟

پاسخی صادقانه و بی پرده به این سوال این است: هرگز. تشعشعاتی که آن منطقه را فرا گرفته حتی پس از 20,000 سال بعد هم از بین نخواهد رفت. زمانی که آن منطقه ایمن شود، چه کسی میداند شاید انسان ها دیگر وجود نداشته باشند! در حال حاضر، منطقه ممنوعه تا 30 کیلومتری نیروگاه همچنان پابرجا است. پاکسازی همچنان ادامه دارد و قرار است که تا 2065 کاملا از بین برود. پس از فاجعه، سپری از جنس فولاد ساختند که در سال 2017 تکمیل شد و قرار است که تا 100 سال باقی بماند.

تمامی راکتورهای چرنوبیل دیگر از کار افتاده اند، و راکتورهای دیگر که از میله های کنترل مشابه استفاده کردند، تحت تغییرات جدی قرار گرفتند تا ایمن تر شوند. 10 تا از آنها همچنان در حال استفاده هستند. میزان تشعشع در مناطق تا حدی کاهش یافته است و منطقه برای بازید گردشگران باز شده است، هر چند با دستورالعمل های مشخص و زمانی محدود. به علاوه، در بلاروس مردم شروع به سکونت در مرزها و منطقه های داخل آن کرده اند، اما اندازه آن هنوز هم جای سوال دارد.


امیدواریم از مطالعه این مقاله لذت برده باشید؛ منتظر شنیدن نظراتتان هستیم!

دیدگاه‌ها (1)

بستن فرم

  1. حامد

    مهر 26, 1398

    اگه اینطوره ک با باد منتقل میشن پس الان باید توو سرتاسر دنیا مقادیری از تشعشعات باشه..درست میگم؟؟

    پاسخ