10 فیلم سال 2019 که بینندگان دوست داشتند اما نظر منتقدان را جلب نکردند

این نوع فیلم ها هرسال وجود دارند؛ فیلم هایی که دو دسته بیننده دارند، بینندگانی که کاملا آنها را دوست داشته و از آنها تمجید می کنند و بینندگانی که کاملا از آنها تنفر داشته اند. این واکنش ها حتی به طور مساوی بین منتقدان و تماشاگران دیده می شود.

با اینکه فیلم هایی هم وجود دارند که این تقسیم شدگی ها را ازبین می برند و هم نظر منتقدان و هم عاشقان فیلم را به خود جلب می کنند و در گیشه هم به خوبی فروش می روند، اما میبینیم که فیلم هایی که توسط منتقدان کاملا نقد شده اند، اما بازهم موفقیتشان از بین نمی رود و به چنین چیزی بستگی ندارد.

در این لیست، ما به فیلم هایی که توسط منتقدان تحسین نشده اند اما نظر بینندگان را به خود جلب کرده اند نگاهی می اندازیم- معیارهای مورد نیاز برای قرار گرفتن فیلم ها در این لیست، موفقیت فروش در گیشه سینما و متفاوت بودن نظرات بینندگان و منتقدان است. با پروشات همراه باشید.


1. هنر مسابقه در باران ‒  The Art of Racing in the Rain

با اینکه این فیلم تنها از روی خلاصه اش قضاوت شده است، کاملا مشخص است که به فیلمی تبدیل شده که منتقدان را خشمگین کرده است، اما آیا واقعا دلیل خوبی برای این موضوع وجود دارد؟ “هنر مسابقه در باران” از رمانی نوشته “گرث استین” اقتباس شده است و شخصیت اصلی آن یک سگ شکاری در حال مرگ است، که منتظر صاحبش مانده تا به خانه باز گردد. طبیعتا این خلاصه دقیق است و نمیتوان آن را از این دقیق تر بیان کرد- سپس این سگ به همراه دنی “مایلو ونتیمیگلیا” یک راننده مسابقه حرفه ای و سپس همراه همسر او ایو “آماندا سیفرید” رهسپار زندگی خود می شود.

مانند بقیه فیلم ها ماجراهایی رخ می دهد، و این زوج صاحب یک دختر می شوند، و سپس با بیماری، مرگ، و در دنباله آن نزاع و حبس روبرو می شوند، که همه آنها بسیار نزدیک به هم اتفاق می افتند. آن سگ هم قبل از مرگ مشکلات سلامتی دارد، در حالی که فیلم عقیده قدیمی مغولستانی ها را ارائه می کند که سگ ها پس از مرگ به انسان تناسخ می یابند. بدون اینکه داستان را خراب کنیم، باید بگوییم مشخص است که فیلم به کجا می رود.

طبیعتا، از نظر منتقدان این فیلم بیشتر “احساسی و ساختگی” بوده، و به طرز شرم آوری تغییر داده شده بود. برخی دیگر معتقد بودند که تنها هدف این فیلم این است که بیننده را به گریه بیندازد و برای رسیدن به این فیلم از استفاده از هیچ نوع کلیشه ای دست نگه نمیدارد. البته گزارشات مرتبط با این فیلم هم آنقدر بد نبودند، برخی معتقد بودند که این فیلم کاملا قابل پیش بینی بوده و تنها هدف آن بالا بردن بار عاطفی بوده، اما دریافت آنها قطعا با دیگران متفاوت بوده است.

این فیلم از فروش آخر هفته خود درآمد خوبی بدست آورد، و به نظر می رسد که برای برخی از عاشقان فیلم جالب توجه بوده است، زیبا و دلگرم کننده. مشخص است که بینندگان عقیده داشتند که این فیلم ارزش پولشان را داشته است، شگفت آور نیست، چرا که این فیلم  به دل بینندگان می نشیند و باعث می شود در سالن سینما گریه کنند و البته همان روز همه چیز را درباره فیلم فراموش کنند.

همچنین بخوانید: اگر به سگ‌ها علاقه‌مندید باید این فیلم‌ها را تماشا کنید


2. 47 متر پایین: زندانی نشده ‒ 47 Meters Down: Uncaged

این فیلم دنباله فیلم موفق “47 متر پایین” ساخت سال 2017 است، اما چیز تازه ای برای گفتن ندارد- داستان گروهی از دختران را دنبال می کند که در شهری مایانی غرق شده در زیر آب شنا می کنند که توسط کوسه ها به دام می افتند. این داستان با فیلم قبلی که در آن دو خواهر در مکزیک گرفتار کوسه ها شدند، اشتباه نشود، همین موضوع باعث می شود بپرسید که خب چرا لازم بود فیلمی جداگانه از این موضوع نوشته شود.

اساسا، منتقدان با یکدیگر توافق داشته اند که: در این فیلم هنر یا اصالتی برای دیدن وجود نداشته است، و به آن اسم “کپی از آرواره ها”، و حتی بی دندان داده اند، اما این فیلم واقعا هیجانی کم ارزش را ارائه می کند که به هیچ وجه قابل تایید نیست.

با این وجود، ظاهرا بینندگان  از تماشای این فیلم لذت بردند، چرا که فروش خوبی در گیشه داشته و گزارش های خوبی از بینندگان دریافت کرد، که آن را هیجان انگیز و سرگرم کننده می دانستند. این موضوع کاملا ماهیت فیلمی به یادماندنی که بیننده تابستانی را سرگرم می کند  را تغییر می دهد.

همچنین بخوانید: 50 فیلم برتر سال 2017 براساس انتخاب 200 منتقد فیلم و سینما


3. غلبه گر ‒ Overcomer

یک مربی بسکتبال و تیم او پس از اینکه کارخانه تولیدی شهر تعطیل شد و خانواده های بسیاری را بدون درآمد ثابت رها کرد، به دردسر افتادند. با این حال، این فیلم به صورت جزیی درباره مشکلات طبقه کارگر، یا خانواده و دوستی توضیح می دهد. فیلم بیشتر نسبت به قدرت دگرگون کننده دعا انتقاد می کند زیرا موفق به پیدا کردن بینندگان خود شد و با توجه به گزارش های مبنی بر نظر بینندگان، این طور به نظر می آید که این فیلم مورد پسند آنها واقع شده بود.

با این حال، منتقدان در بیان اینکه این فیلم قابل پیش بینی و غیراستادانه است دست نگه نداشتند و آن را موعظه آمیز، خام و ناشیانه نیز خطاب کردند و اظهار داشتند که این فیلم باید جمع بندی مناسبی داشته باشد تا پیام خود را به مخاطب برساند، نه اینکه همه کارها را بر عهده بیننده بگذارد تا برای خود نتیجه گیری کند.

از طرف دیگر، بینندگان این فیلم را الهام بخش، قدرتمند، و عالی دانستند که اجرا و پیامی قابل ستایش داشته است. ممکن است این فیلم همان چیزی بوده باشد که بینندگان می خواستند، اما این دلیل نمی شود که انتقادات که از دید زیبایی شناختی و روایی بودند، ارزش کمی داشته باشند.

همچنین بخوانید: معرفی 15 فیلم برتر نئو نوآر در تاریخ سینما


4. قسمت بالایی ‒ The Upside

این فیلم بازسازی شده از فیلم بسیار موفق “دست نیافتنی ها” (The Intouchables) ساخت سال 2011، به نظر نه پیشرفتی داشته و نه حتی نزدیک به نسخه اولیه اش بوده است، در نتیجه در توجیه وجود خود شکست خورده است، چه برسد به اینکه ارزش پولی را که از بینندگان می خواهد را داشته باشد.

اینها منابعی هستند که به نظر با انتخاب خود تسلیم شده اند، و فیلم از نظر تجاری خوب عمل کرده است و از سمت بینندگان نظرات مطلوبی دریافت کرده است که آن را جذاب، طنز، عالی، دلگرم کننده و دیگر صفت های مثبت دیگر خواندند. امکان آن زیاد است که آنها نسخه اصلی فیلم یا دو بازسازی دیگر آن را تماشا نکرده باشند، و این نسخه را با آنها مقایسه نکرده باشند، اما به نظر می رسد که آنها از بازی “کوین هارت” به عنوان یک زندانی به قید وثیقه آزاد شده و “برایان کرانستون” به عنوان رئیس فلج میلیاردر او لذت بردند.

با این حال، منتقدان در این شور و اشتیاق شریک نبودند، و این فیلم را محدود، کلیشه ای، “پیش پا افتاده” و حتی مسخره و “فیلمی که انسان های سطح پایین را سرگرم می کند” خواندند. نسخه اصلی فیلم نیز تعدادی از انتقادهای مشابه را دریافت کرد، اما کمتر از این و واکنش منتقدان به بینندگان بسیار نزدیک تر بود، که نشان دهنده آن است که با موضوع با مهارت بیشتری کنترل شده و دلایل کمتری باقی گذاشته که نسخه 2019 آن حتی ساخته شود، البته جدا از تغییر زبان و مقدار فروش آن در گیشه سینما.

همچنین بخوانید: معرفی 10 فیلم و سریال برتر برایان کرانستون


5. گودزیلا: سلطان هیولاها‒ Godzilla: King of the Monsters

فیلم دنباله ای دیگری که در این لیست قرار دارد نسخه 2014 فیلم گودزیلا و در کل سی و پنجمین فیلم از سری گودزیلا است، بنابراین اینکه برخی بینندگان آن را تکراری به شمار آورده اند، تعجب برانگیز نیست. عموما بینندگان بیشترشان حرفه ای هستند، و فروش گیشه آن تقریبا دو برابر بودجه آن بود. به علاوه، در حالی که برخی از مخاطبان شکایت داشتند، اغلب آنها آن را جالب و سرگرم کننده خواندند که جلوه های ویژه و صحنه های اکشن قابل ستایشی داشته است.

این تنها جنبه ای است که بینندگان با منتقدان موافق اند، و تاثیرات فیلم را جالب توجه دانستند، اما نه آنقدر که نیاز به داشتن داستان خوب را از آن حذف کنند. آنها بیشتر فیلم را راکد، بی احساس، و کاملا غیرقابل کنترل دانستند که حتی خودش نمی توانست با عظمتش کنار بیاید. این باعث ناراحتی است، چرا که اگر داستان بهتری برای این فیلم تهیه می شد، میتوانست زیباتر و ناراحت کننده تر باشد.

همچنین بخوانید: معرفی 15 فیلم برتر نئو نوآر در تاریخ سینما


6. فرشته سقوط کرده است ‒ Angel Has Fallen

این فیلم با بازیگران فوق العاده اش از جمله “مورگان فریمن” و “جرارد باتلر”، که فروش بسیار خوبی در گیشه سینما داشته، به نظر موفق نبوده که موفقیت تجاری خود را توجیه کند. البته اگر از منتقدان بپرسید، آنها معتقدند که سومین سری از فیلم های “سقوط” اصلا دلایل خوبی برای وجود داشتن ندارد.

فیلم درباره یک مامور مخفی با بازی “باتلر” است که متهم به ترور رئیس جمهور (فریمن) می شود، که در یک پیکنیک مورد حمله قرار گرفته است، در حالی که باتلر سر پست ماموریت خود بود. طبیعتا مانند همیشه شخصیت اصلی بیگناه است، و تمام طول فیلم را سعی در ثابت کردن بیگناهی خود می کند، در حالی که تلاش می کند تا به دست آدم بدها نیفتد که هم میخواهند رئیس جمهور را به قتل برسانند و او را عوض کنند و هم میخواهند همه چیز را به گردن باتلر بیندازند.

همه چیز به شکلی کاملا قابل پیش بینی به جلو می رود، و منتقدان این فیلم را فراموش شدنی و حتی متوسط می خوانند و صحنه های اکشن، تدوین و نمایشنامه آن و حتی لهجه آمریکایی باتلر را مورد انتقاد قرار می دهند. در عین حال، بینندگان از دیدن آن لذت بردند و نظرات خوبی نیز داشتند، و آن را لذتبخش، سرگرم کننده و دارای ایفای نقش های قابل ستایش خواندند. واضح است که منتقدان و بینندگان نظرات متفاوتی داشتند و یکی از آنها به هدف خود رسید.

همچنین بخوانید: لیست بهترین فیلم های مورگان فریمن، ستاره دوست داشتنی سینما


7. آلیتا: فرشته جنگ ‒ Alita: Battle Angel

یکی از فیلم های موجود در این لیست که بهترین نظرات منتقدان را داشته “آلیتا” بوده که در واقع نظر کسی را جلب نکرد، اما طبق گفته منتقدان جزو فیلم هایی بوده که کمِ کم سرگرم کننده بوده است. این فیلم که بر اساس مانگای “فرشته ی جنگ آلیتا” نوشته “یوکیتو کیشیرو” است، ساخته کارگردان “رابرت رودریگز” و دستیار نویسنده “جیمز کامرون” می باشد، که درباره یک سایبورگ جوان به نام آلیتا است که هیچ خاطره ای از گذشته اش ندارد و یک ماجراجویی را برای پرده برداشتن از آن شروع می کند.

این فیلم به طور جهانی حدود 404 میلیون دلار فروش داشت، و واکنش های کاملا مثبتی از سمت بینندگان داشته است که آن را عالی، موفق در تطبیق با نسخه اصلی آن، دلگرم کننده، باورنکردنی و حتی شاهکار خواندند.

با این وجود منتقدان نظرات متفاوتی داشتند. آنها جلوه های ویژه، و جلوه های بصری و همچنین بازی عالی “روزا سزلار” را قابل ستایش برشمردند، اما سطحی بودن و پیش پا افتادگی داستان و نمایشنامه مضحک و پیش پا افتاده آن را انتقاد کردند. به علاوه، آنها شخصیت های زیادی را که پیش پا افتاده بودند و هدف خاصی نداشتند، و تنها برای درخشیدن بازیگر اصلی وجود داشتند، نام برد.

در اصل، واکنش های انتقادی در اینکه فیلم قابل دیدن ، از لحاظ بصری خوشایند و سرگرم کننده بود، متفق القول بودند، اما معتقد بودند فیلم نتوانست به خوبی پتانسیل خود را به نمایش بگذارد، آن هم به دلیل وجود کمبودهایی در نمایشنامه که بینندگان توجه زیادی به آن نداشتند.

همچنین بخوانید: معرفی تمام ژانرهای انیمه و مانگا به همراه انیمه لیست و توضیحات کامل


8. شیشه ‒ Glass

سومین قسمت از سه گانه “آسیب ناپذیر” با همان تیم قدرتمند، اما نتایج کمتر. “ام نایت شیامالان” که به جلب نظر منتقدان و بینندگان به طور یکسان معروف است، کارگردان “شکافته” است، فیلمی که حدود 20 برابر بودجه اش فروش داشته، اما بیشتر منتقدان از آن نفرت داشتند.

به نظر می رسد این فیلم هم، مانند بیشتر سه گانه های دیگر موفق شد در همان ابتدا بینندگان را به خود جذب کند و با استفاده از مفهوم فیلم و بازیگران آن که بینندگان با آنها ارتباط برقرار کردند، هر بار آنها را به سمت خود می کشد، که فروش بالای آن در گیشه را توضیح می دهد.

از طرف دیگر، اینکه فیلمی مخاطبان را به خود سینما می کشاند به این معنا نیست که آنها کیفیتی را که انتظار داشتند، دریافت کنند. در این مورد، به نظر می رسد که مخاطبان این فیلم را دوست داشته اند- در بیشتر نظرات آنها فیلم را جالب، خاص، دلپذیر، و پایانی خوب برای یک فیلم سه گانه و برخی هم آن را کمی گیج کننده می دانستند.

از سوی دیگر منتقدان دیدگاه متفاوتی داشتند. با وجود اینکه بازی “مک ایوی” را قابل ستایش برشمردند، اما بیشتر فیلم را خسته کننده، کاملا ناامیدکننده، فرصت طلبانه، گیج کننده، و حتی “بزرگترین ناامیدی ممکن” در حرفه این کارگردان دانستند. این نظرات کاملا با موفقیت تجاری این فیلم در تضاد است، که بار دیگر ثابت می کند، که حتی نظرات منفی نمیتواند شانس فیلم های ابرقهرمانی را در گیشه سینما از بین ببرد.

همچنین بخوانید: لیست بهترین فیلم های اکشن سال 2019


9. شیرشاه ‒ Lion King

وقتی صحبت از بازسازی فیلم ها می شود، قطعا جدیدترین لاو اکشن “شیرشاه” در صدر لیست همگان قرار دارد. اساسا، این فیلم بازسازی کاملا همسان نسخه اصلی ساخت سال 1994 است، که کمی تغییر در تطبیق آن در برادوی ایجاد شده است، تغییرات جزئی برای ایجاد اصالت یا بهبود بخشیدن به فیلم از قلم افتاده است، در حالی که آواز شیرها را به گونه ای واقعی نه انیمیشنی به نمایش می گذارد.

این انتخابی عجیب است که باعث شد طرفداران انیمیشن به سالن های سینما هجوم ببرند، خاطرات دوران کودکی خود را مرور کنند، و شاید نسل جوان را به دنیای فیلم های کلاسیک الان ببرند. با این حال، اینکار را می توانستند تنها با نشان دادن نسخه اصلی فیلم به جوانان انجام دهند، که بسیار بهتر هم بود.

دلیل آن روشن است- نمایش بسیار متوسط این انیمیشن بر تعلیق ناباوری کار می کند، درست مانند سینماها که آواز خواندن و صحبت کردن شیرا را کاملا طبیعی جلوه داده و هدف رسانه را رسیدن به جلوه های بصری که کار آسانی هم نیست جلوه داده است، در حالی که بیان هنرمندانه خود را از طریق کار هنری موجود در انیمیشن ساخته است.

بنا به گفته منتقدان، این بازسازی شبیه به فیلمی مستند از سیاره حیوانات است که در آن شیرها آواز می خوانند که هیچ طرز بیانی ندارند، و همین باعث می شود بی احساس باشد و تقریبا در هر سطح قابل تصوری، به خصوص آنهایی که کار اصلی را انجام داده بودند، دارای کمبود به نظر برسد. آنها عموما فیلم را به خاطر کارهای فنی قابل ستایش برشمردند، اما سایر خصوصیاتی که فیلم را ارزشمند کرده را ندیدند. در آخر، مخاطبان مشکلات مشابهی را بیان کردند، اما در کل از دیدن این فیلم نوستالژیک و زیبا لذت بردند.

همچنین بخوانید: معرفی 12 فیلم جذاب و دیدنی شبیه شیرشاه (The Lion King)


10. آن: بخش دوم ‒ It: Chapter 2

در نهایت، قسمت دوم فیلم “آن”، یکی دیگر از دنباله های فیلمی است که به دلیل محبوبیت قسمت اول آن بسیار موفق شده است، اما ظاهرا در بیان تمام جنبه های آن شکست خورده است. این فیلم در 27 سال بعد از وقایع سری اول ادامه پیدا می کند. حالا دوستان دوران کودکی که بزرگ شده اند، پدیدار شدن دوباره دلقک نامدار که دوست قدیمیشان بود، و بازگشت به شهر قدیمی برای عهد به وفای قدیمی خود، یعنی کشتن “آن” را شاهد هستیم.

در بین تمام فیلم های این لیست، این فیلم موردی است که مطلوب ترین نظرات را به همراه داشته است، با بازی بازیگران (بیل اسکارشگورد در نقش شرور پرآوازه، و بیل هیدر و جیمز مک آوی افراد دسته بازنده ها)، و جلوه های بصری که مورد ستایش واقع شدند. با این وجود، آنچه که به طور مداوم مورد انتقاد قرار گرفته فیلمنامه است- که بیشتر آن را آشفته، و غیر متمرکز به همراه پیچیدگی ها و نتیجه گیری های عجیب دانستند، و زمان 169 دقیقه ای آن را غیرضروری خواندند، که در واقع به فیلم ضرر رسانده است.

برخی از مخاطبان هم همین مشکلات را داشته اند، اما در کل از فیلم لذت بردند و شیوه ای که در آن یادآور نوستالژی دهه 80 و عشق “نسل بازنده” برای “استیون کینگ” بود، را در کل خوب دانستند. با این وجود، این نظر همه است که قسمت اول بسیار موفق تر از این قسمت بود که همین توضیح می دهد که چرا نظرات مختلف مخاطبان را از دیدن آن منصرف نکرد و سودی برابر 380 میلیون دلار نصیب سازنده های آن کرد.

همچنین بخوانید: لیست بهترین فیلم های ترسناک درباره زامبی ها


امیدواریم از مطالعه این مقاله لذت برده باشید؛ منتظر شنیدن نظراتتان هستیم!

دیدگاه‌ها (1)

بستن فرم

  1. حامد

    مهر 25, 1398

    اصولا فیلمای هیولایی منطق داستانی آنچنانی ندارن و لذتی ک از اونا میبریم بیشتر بخاطر جلوه های ویژه خفنشونه..چون اگه بخوان داستان رو قاطی فیلم کنن میشه مثل گودزیلا ۲۰۱۴ گرت ادواردز ک تازه اواخر فیلم اونم توو تاریکی چشممون ب جمال گودزیلا روشن میشه..فیلم هیولایی یعنی هیجان

    پاسخ