نظریه‌های عجیب درباره جهان آفرینش

زمانی که کودک بودیم درباره همه‌چیز سؤال می‌کردیم. این چگونه کار می‌کند؟ کودکان چگونه به این دنیا می‌آیند؟ سؤالات ما تمامی نداشته و از همان‌جا و همان موقع آغاز شد. رفته‌رفته سؤالاتمان پیچیده‌تر شدند. برای بیشتر مردم سؤال اصلی درباره معنای زندگی است. البته اصل سؤال بسیار پیچیده‌تر از معنای زندگی است و نمی‌توان به‌راحتی به آن پاسخ داد. پیش از پاسخ به این سؤال باید به سؤالات دیگری پاسخ داد: برای مثال؛ آیا حقیقت ما واقعی است؟ چرا ما در این جهان هستیم؟ آیا ما در جهان تنها هستیم؟ جهان آفرینش چگونه آغاز شد؟ برای پاسخ به این سؤال نظریه‌های مختلفی ارائه شده است، اما از طریق فرضیات و مشاهده نیز می‌توان به برخی از آن‌ها پاسخ داد. هر نظریه به نتایجی دست‌یافته و مدارکی ارائه می‌دهد اما عقل انسان حکم می‌کند که آن‌ها را بدون چون‌وچرا قبول نکنیم. در اینجا برخی از نظریه‌های موجود درباره جهان آفرینش را خواهیم دید که ممکن است باعث شوند تا درباره موجودیت خود نیز شک کنید.

نظریه شبیه‌سازی

برخی از دانشمندان به این نظریه دست یافته‌اند: آیا ما در یک دنیای شبیه‌سازی‌شده کامپیوتری زندگی می‌کنیم؟ شاید عجیب به نظر برسد اما بسیاری از دانشمندان مطرح بر روی این نظریه کار می‌کنند. طبق این نظریه به دلیل شباهت بسیار زیاد تکنولوژی نوین جهان آفرینش، ممکن است تمدن‌های پیشرفته مانند تمدن خودمان در آینده و یا بیگانگان سرزمین‌های دیگر به چنین کاری دست بزنند. ازآنجایی‌که تعداد شبیه‌سازی‌ها می‌تواند بی‌نهایت باشد، پس ممکن است ما نیز یکی از آن‌ها جهان‌های شبیه‌سازی‌شده باشیم.

برای روشن نمودن این نظریه باید بگوییم که فیزیکدان نظری جیمز گیت (S. James Gate) در تحقیق بر روی نظریه ریسمان خویش (String Theory)، به نتایجی دست یافت. گیت در اعماق دنیای ریاضیات که با کمک آن جهان آفرینش را توصیف می‌کردیم یک کد کامپیوتری یافت. بله درست متوجه شدید، یک کد کامپیوتری، آن‌هم نه هر کدی، یک کد خطی دوگانه تصحیح خطای مسدودکننده. بله کد تصحیح خطای 1 و 0. آیا کد کامپیوتری فقط توسط انسان استفاده نمی‌شود؟ آیا قرار بوده که با افزایش هوش بشری این کد روزی گشوده شود؟ آیا ما در یک جهان عظیم کامپیوتری زندگی می‌کنیم؟ فقط کد بزرگ نوشته‌شده در آسمان می‌تواند به این سؤال پاسخ دهد.

نظریه پارادوکس فرمی

ازآنجایی‌که نظریه شبیه‌سازی‌شده را توضیح دادیم، حالا باید نظریه پارادوکس فرمی را بیان کنیم. این نظریه بر اساس بحث‌ها و نظریه‌های فیزیک‌دانانی مانند انریکو فرمی (Enrico Fermi) و مایکل اچ.هارت (Michael H. Hart) مطرح شد که نشان می‌داد میان تعداد تمدن بیگانه‌ها در جهان آفرینش و میزان شناخت ما درباره آن‌ها، تناقضی آشکار وجود دارد.

این تناقض می‌تواند توسط معادله دریک (Drake Equation) مستند شود. معادله دریک توسط فرانک دریک (Frank Drake) معرفی شد. طبق نظر او ازآنجایی‌که میلیاردها سیاره وجود دارد، بنابراین ممکن است در خارج از کره زمین هم زندگی در جریان باشد. اما تا چه اندازه؟ با کمک معادله دریک ما در حین پاسخ به این سؤال، با سؤالات مختلف مواجه می‌شویم. آشکار است که در پاسخ به سوالاتی درباره زندگی و هوش، پاسخ ما بر پایه حدس و گمان است. بر اساس چیزی که ما از علم و دانش درک کردیم تصور می‌کنیم که زندگی یعنی زندگی خودمان، اما شاید در سیاره دیگری زندگی به شکل دیگری جریان داشته باشد. تفکر درباره امکان وجود هوش‌های برتر و فرازمینی می‌تواند انسان را دیوانه کند زیرا همیشه چیزهایی وجود دارد که انسان هرگز آن را درک نخواهد کرد.

آرتور سی.کلارک (Arthur C. Clarke) می‌گوید: “دو احتمال وجود دارد: یا ما در این جهان تنها هستیم یا نیستیم. و هردوی این احتمال‌ها ترسناک هستند.”

نظریه چند جهانی

حتماً نظریه جهان‌های موازی را شنیده‌اید که طبق آن جهان‌های مشابه وجود دارند که در برخی جنبه‌ها از هم متفاوت هستند. در این جهان موازی ممکن است هنوز دایناسورها زندگی کنند یا نازی در جنگ جهانی دوم پیروز شوند، مانند کتاب فیلیپ کی.دیک (Philip K. Dick) به نام “مردی در قلعه بالا” (The Man in the High Castle). اما اگر بیش از یک جهان وجود داشته باشد آن‌وقت چه؟ اگر میلیاردها جهان وجود داشته باشد آن‌وقت چه؟ اگر بی‌نهایت حقیقت وجود داشته باشد آن‌وقت چه؟ نظریه چند جهانی همین را می‌گوید. طبق این نظریه ما در جهان‌های حباب شکلی زندگی می‌کنیم که به وجود می‌آیند و ممکن است یک روز از بین بروند. نظریه انفجار بزرگ (Big Bang Theory) نیز می‌تواند مصداق همین نظریه باشد که طبق آن جهان ما به وجود آمد و ممکن است روزی براثر یک انفجار دیگر از بین برود.

سفیدچاله ها

همه ما درباره سیاه‌چاله‌ها شنیده‌ایم، زمانی که ستاره‌ای از بین می‌رود انرژی به وجود آمده و درنتیجه آن حفره‌ای شکل می‌گیرد و نور و اجسام نزدیک را در خود فرومی‌برد. اما آیا درباره سفید چاله‌ها چیزی شنیده بودید؟ سفید چاله‌ها دقیقاً متضاد سیاه‌چاله‌ها هستند. آن‌ها هر چیزی که سیاه‌چاله در خود فروبرده را خارج می‌کنند. بر اساس درک ما از نظریه نسبیت آلبرت انیشتین، یک سفید چاله یک نقطه فرضی مکانی-زمانی است که چیزی به آن وارد نشده و اجسام و نور از خود خارج می‌کند. ازآنجایی‌که در سیاه‌چاله اجسام خارجی به آن وارد می‌شوند، پس سفید چاله عکس سیاه‌چاله عمل می‌کند. سفید چاله‌ها هنوز یک فرضیه ریاضی هستند، اما اگر آن‌ها را عکس سیاه‌چاله در نظر بگیریم، آیا می‌توانند منبع تولد یک ستاره باشند؟ این نظریه هم یکی از نظریات دانشمندان است، اما این نظریه ممکن است تولد ستاره‌ها در جهان آفرینش را توجیح کنند.

ما در یک سیاه‌چاله زندگی می‌کنیم

می‌دانید که فضا همانند یک جاروبرقی است. و ازآنجایی‌که می‌دانید سیاه‌چاله‌ها همه‌چیز را در خود فرومی‌برند، پس آیا می‌توان گفت ما درون یک سیاه‌چاله زندگی می‌کنیم؟ طبق گفته دانشمندان این احتمال وجود دارد. بسیاری از مردم، به‌جز دانشمندان، از داستان‌های علمی تخیلی درباره سیاه‌چاله‌ها اطلاعاتی کسب نموده‌اند، درحالی‌که داستان‌های علمی تخیلی درباره هیچ‌چیز توضیحات کامل ارائه نمی‌دهند. طبق گفته دکتر نیکودم پاپلاوسکی (Dr. Nikodem Poplawski) از دانشگاه ایندیانا، هر چیزی که به سیاه‌چاله وارد شود ممکن است از سوی دیگر آن یعنی سفید چاله‌ها، به‌عنوان یک جهان خارج شود. اما در داخل یک سیاه‌چاله چه چیزی رخ می‌دهد. درحالی‌که سایر دانشمندان ممکن است در پاسخ به این سؤال ناتوان باشند، پاپلوسکی در نظریاتش نشان می‌دهد که طرف دیگر سیاه‌چاله در حقیقت سفید چاله است و سازوکار آن به شیوه ریاضی درست مانند خلقت یک جهان است. بنابراین جهانی که ما می‌شناسیم یا درحالی‌که تولد است یا منتظر مرگ.

نظریه خلأ کاذب

نظریه خلأ کاذب نشان می‌دهد که جهان ما در وضعیت کاذب جهانی دیگر وجود دارد، درنتیجه این جهان موقت و ناپایدار است. دانشمندان معتقدند که این جهان و تمام موجودات آن ممکن است روزی از بین رفته و یا به جهان بزرگ‌تری ملحق شوند، به این معنا که یک روز و بدون هیچ اخطار قبلی ممکن است همه‌چیز از بین برود. بنابراین دیگر نیاز نیست به فکر آینده باشید. برخی از دانشمندان با تکیه بر این نظریه مبدأ انفجار بزرگ و انفجار بزرگ آینده را پیش‌بینی می‌کنند. اگر تابه‌حال متوجه نشدید بگذارید با زبان ساده بیان کنیم: این جهان همانند یک خودرویی است که با چرخ‌های خراب در یک جاده خاکی به‌سوی شهر حرکت می‌کند تا وارد جاده‌ای شود که هزاران سیاره در آن درحرکت هستند. بنابراین ما در حال حرکت به‌سوی جهان بزرگ‌تری هستیم و می‌توانیم نظریه ابعاد بالاتر را توجیح کنیم.

نظریه ریسمان

نظریه ریسمان در ابتدا توسط فیزیک‌دانی به نام ورنر هایزنبرگ (Werner Heisenberg) معرفی شد و سپس در سال 2002 توسط دانشمندان دیگر استفاده شد. این نظریه درباره گرانش و فیزیک ذرات توضیح می‌دهد و معتقد است که ذرات این جهان همانند ریسمان به هم متصل هستند و جدا از هم نبوده‌اند. نظریه ریسمان یک مدل ریاضی جامع است که تمام اجزا و نیروهای جهان را توصیف می‌کند. این نظریه می‌تواند تمام سؤالات مربوط به جهان آفرینش را توضیح دهد و ازاین‌جهت یک نظریه جامع در نظر گرفته می‌شود.

اما نظریه ریسمان یک نتیجه منحصربه‌فرد دارد که در هیچ نظریه دیگری دیده نشده: ابعاد اضافی. این نظریه تعداد ابعاد فضا را پیش‌بینی می‌کند. برای اینکه نظریه ریسمان ازلحاظ ریاضی ثابت باشد باید تعداد ابعاد آن 10 عدد باشد. و طبق نظر فیزیک‌دانان ما در بعد سوم زندگی می‌کنیم. و درنتیجه 7 بعد دیگر وجود دارد که باید بیابیم.

نظریه جهان جاسازی‌شده

اگر نظریه ریسمان وجود دارد و ما در بعد سوم زندگی می‌کنیم در آن صورت قبل و پس از ما چگونه است؟ طبق نظریه فیزیک‌دانان جهان ما بیش از سه بعد مکانی دارد. اگر طبق نظریه ریسمان ابعاد دیگری هم وجود دارد چرا ما آن‌ها را نمی‌بینیم؟ نظریه جهان جاسازی‌شده به این سؤالات پاسخ می‌دهد. تصور کنید درحال نگریستن به یک مورچه هستید. این مورچه در بعد دوم زندگی می‌کند، و درحالی‌که می‌تواند به بالاسرش نگاه کند اما نمی‌تواند با دنیای خارج از خودش ارتباط برقرار کند مگر اینکه مورچه را بلند کنیم. زندگی کردن در بعد دوم به این معناست که مورچه هرگز متوجه نمی‌شود که شما آن را بلند کرده‌اید و به آن نگاه می‌کنید. بنابراین قوه درک آن‌ها تنها تا همین مقدار است. همان‌طور که می‌دانید ما هم در بعد سوم زندگی می‌کنیم. ما تنها می‌توانیم بعد اول و دوم را درک کنیم، اما آن‌ها نمی‌توانند مگر اینکه ما به آن‌ها اجازه دهیم. بنابراین باوجوداینکه بعد چهارم وجود دارد، می‌تواند با ما ارتباط برقرار کند بدون اینکه خودمان متوجه شویم. با این مقایسه می‌توانید ابعاد دیگر را نیز درک کنید. هر بعد در پرتو بعد دیگر موجودیت دارد. به همین دلیل است که انسان نمی‌تواند ابعاد دیگر را ببیند یا با آن‌ها ارتباط برقرار کند. شاید ترسناک به نظر برسد اما طبق این نظریه یک چیز یا یک نفر در حال نگریستن به شماست، درحالی‌که خودتان باخبر نیستید.

نظریه ترس از مرگ

در دنیای اطراف ما همه‌چیز درحال تولد یا از بین رفتن است اما ما انسان‌ها ترجیح می‌دهیم این حقیقت را انکار کنیم. ما حقیقت مرگ را نمی‌دانیم و ترجیح می‌دهیم که ندانیم. نظریه ترس از مرگ می‌گوید که تمام یافته‌های انسان از انگیزه او برای رهایی از مرگ نشاءت گرفته، درحالی‌که مرگ غیرقابل‌انکار است. محقق انسان‌شناس، ارنست بکر (Ernest Becker) در کتاب خویش به نام “انکار مرگ” (The Denial of Death) که در سال 1973 نوشته شده می‌گوید که انسان‌ها به‌عنوان گونه‌های هوشمند هنوز نمی‌توانند حقیقت مرگ را درک کنند. به همین دلیل همیشه در پی این بودند که به حقایقی دست یابند تا زندگی آن‌ها را پربار و هدفمند کند. او اعتقاد دارد که مرگ در انسان نگرانی ایجاد می‌کند. مرگ یک حقیقت ناشناخته و نابه هنگام است که باعث رعب و وحشت انسان می‌شود. این ترس باعث می‌شود انسان در تمام مدت زندگی‌اش در پی توضیح، توجیح و یا فرار از مرگ باشد. همه‌چیز یک روز پایان می‌گیرد، مگر نه؟

                               

دیدگاه‌ها (8)

بستن فرم

  1. ایران

    مرداد 27, 1400

    خیلی جالب بود ولی هوب هیچکدوم ثابت نشده اند نظری ندارم شاید وقتی مردیم حقیقت خلقت جهان رو فهمیدیم و فهمیدیم چطوری ساخته شد با این بدن به نظرم درکمون در اون حد زیاد نیست

    پاسخ

  2. معلم

    مرداد 27, 1400

    دانشمندان می توانندپروتون راموردتحقیق قراردهندوبفهمندکه حیوان وگیاه وانسان ازکدام‌یک ازذرات داخل پروتون حاصل می شود.باآزمایش وبررسی روی گیاهان وحیوانات. به این‌ترتیب مشخص میشه که ذره ایی که حیوانات وگیاهان ازش به وجودمی آیدداخل پروتون هست ولی ازذره ایی نیست که انسان ازش به وجودمی آید.

    پاسخ

  3. D.R strange

    مرداد 26, 1400

    مطالب بسیار جالب بود. همه شون نظریس. ولی ممکنه واقعی باشه!

    عجیب ترین این نظریه ها به نظرم نظریه جهان جاسازی شدس. یه چیزش عجیبه به اینجا دقت کنید ((تصور کنید درحال نگریستن به یک مورچه هستید. این مورچه در بعد دوم زندگی می‌کند، و درحالی‌که می‌تواند به بالاسرش نگاه کند اما نمی‌تواند با دنیای خارج از خودش ارتباط برقرار کند مگر اینکه مورچه را بلند کنیم. زندگی کردن در بعد دوم به این معناست که مورچه هرگز متوجه نمی‌شود که شما آن را بلند کرده‌اید و به آن نگاه می‌کنید. بنابراین قوه درک آن‌ها تنها تا همین مقدار است. همان‌طور که می‌دانید ما هم در بعد سوم زندگی می‌کنیم. ما تنها می‌توانیم بعد اول و دوم را درک کنیم، اما آن‌ها نمی‌توانند مگر اینکه ما به آن‌ها اجازه دهیم. بنابراین باوجوداینکه بعد چهارم وجود دارد، می‌تواند با ما ارتباط برقرار کند بدون اینکه خودمان متوجه شویم. با این مقایسه می‌توانید ابعاد دیگر را نیز درک کنید. هر بعد در پرتو بعد دیگر موجودیت دارد. به همین دلیل است که انسان نمی‌تواند ابعاد دیگر را ببیند یا با آن‌ها ارتباط برقرار کند. شاید ترسناک به نظر برسد اما طبق این نظریه یک چیز یا یک نفر در حال نگریستن به شماست، درحالی‌که خودتان باخبر نیستید.))

    با توجه به نظریه ریسمان و نظریه جهان جاسازی شده و ارتباط این 2 تا،طبق قانون باید 10تا بعد باشه.
    ما بعد 3 هستیم و 7تا بعد دیگه هم داریم.

    اگر 5خط پایانی همین چیزی که کپی کردم رو بخونید خودتون ناخودآگاه سوالی میاد تو ذهنتون.

    پس بعد دهم چی میشه؟؟ یعنی چیز هایی که در بعد دهم هستن قادر مطلقن؟؟؟ پس یعنی اونا خدا میشن؟؟؟ اصلا چه قدر بزرگن؟؟ اصلا موجودن؟؟ روحن؟؟ کهکشان هستن؟؟ چی هستن؟؟؟ بعد چهارم ابعادی عظیم از کائناته… اگه اون بعد چهارم اینهمه عظمت داره پس بعد دهم چی هست؟ چه قدر عظیمه؟؟

    اما مجموعا عجیب ترین و ترسناک ترین این نظریه ها دنیای موازی هست. منم بهش خیلی اعتقاد دارم
    و تازگی ها دارن از طریق قوانین فیزیک رسما ثابتش میکنن. فرض کنید بینهایت کائنات… بینهایت جهان… گذشت ،حال ، آینده… و انواعی از اتفاقات…

    یه 10ثانیه فکر کنید واقعا مختون درد میگیره.

    ادمین تایید کن لطفا🙏

    پاسخ

  4. معلم

    مرداد 24, 1400

    خداونددارای صفاتی است که هرصفتی دروجودانسانی تجلی یافته است وهرانسان درمحورایکس ها جایگاهی خاص داردیعنی دارای عددی ثابت وخاص است.یعنی مثلاانسانهای برترودارای مقامات عالی وپیامبران دارای اولین اعدادهستندویعنی ازصفرشروع می شودواعدادساعت نیزفقط ۱۲عددنیست مافقط یک لایه اعدادرادرساعت رانمایش می دهیم.پیامبراسلام‌حضرت محمددارای عددصفراست ونشات گرفته ازصفت لطیف خداونداست که درذره اکسیژن هبوط می یابد.حضرت علی دارای عددیک است ومنشاگرفته ازصفت علیم خداونداست که درذره هیدروژن هبوط می یابد .حضرت امام‌حسن علیه السلام دارای عدد۲ است ومنشاگرفته ازصفت کریم خداونداست که درذره مس هبوط می یابد حضرت امام حسین علیه السلام‌ دارای عدد۳ است ومنشاگرفته ازصفت مومن خداونداست ودرذره آهن هبوط می یابد.حضرت امام‌سجادعلیه السلام‌دارای عددچهاراست ومنشاگرفته ازصفت حکیم خداونداست ودرذره روی یازینک هبوط می یابد .حضر ت امام باقرعلیه السلام دارای عدد۵ است ومنشاگرفته ازصفت قهارخداونداست ودرذره سرب هبوط می یابد .حضرت امام صادق علیه السلام دارای عدد۶ است ومنشاگرفته ازصفت صادق خداونداست ودرذره کلسیم هبوط می یابد. حضرت امام موسی کاظم علیه السلام دارای عدد۷ است ومنشاگرفته ازصفت صبارخداونداست ودرذره منگنز هبوط می یابد.حضرت امام رضاعلیه السلام‌دارای جایگاه عدد۸ است ومنشاگرفته ازصفت شکورخداونداست ودرذره کربن هبوط می یابد .حضرت امام جوادعلیه السلام دارای عدد۹است منشاگرفته ازصفت مکارخداونداست ودرذره گوگردهبوط می یابد.حضرت امام هادی علیه السلام دارای عدد۱۰است ومنشاگرفته ازصفت هادی خداونداست ودرذره والدگروه گازهای بی اثرهبوط می یابد. .حضرت امام‌حسن عسگری علیه السلام دارای عدد۱۱ است ومنشا گرفته ازصفت جمال خداونداست ودرذره نقره هبوط می یابد.حضرت مهدی علیه السلام دارای جایگاه ۱۲است ومنشاگرفته ازصفت نورخداونداست ودرذره اورانیوم هبوط می یابد.بعدازازآن نیزعدد۱۳ تا۲۴ برلایه ایی دیگرلایه ایی دیگرازساعت رابه وجودمی آورندکه هرعدد نیزمختص انسانی پاک وعالی هست این انسانها درنورودرهدایت هستندواین اعدادتابی نهایت ادامه می یابندولایه لایه ساعت راتشکیل می دهند.‌وقتی که اعدادبه بینهایت مثبت رسیدندیعنی انسانهایی هستندکه ازمرکزساعت وپیامبروامامان دورترین فاصله رادارندوسپس دربینهایت مثبت ناگهان بینهایت منفی شروع می شودیعنی انسانهایی که صفات منفی شان ازصفات مثبت شان بیشتراست تاالی آخریعنی تامنفی یک که بدترین انسان است.درآخرین ساعت فرضی که ازمنفی یک تامنفی ۱۲ تشکیل شده است گردش عقربه ها نظم نداردودیگرزمان نظم خودراازدست داده است یعنی هرچه قدرکه انسانها ازصفربه بینهایت مثبت وسپس بی نهایت منفی وسپس منفی یک سیرمی کنندازنوربه ظلمت قرارمی گیرندودرمنفی یک درظلمت مطلقندوازصفات خداوندبهره نمی برندوعدم صفات خداوندی باعث رذایل درآنهاست.لایه های فرضی ساعت طوری قرارمی گیرندکه ازصفربه بالا ازمرکزساعت دورمی شوندودرستی این فرضیه آشکارمی شودبه این ترتیب می توان جدول مندلیف رابه صورت ساعتی ترسیم‌کرد.هرانسانی که دارای عددی ثابت است یعنی مثلا ۴ اعداداعشاری که بین اعداد۴تا۵قرارمی گیرندظرفیت هایی است که این انسان داردیعنی این انسان چندین باربه دنیامی آیدوهربارباظرفیتی که درهمان عددخاص است.بین هرعددتاعدددیگربی نهایت عدداعشاری هست وطبق آیات قرآن انسانهای پیشین نسبت به پسینیان یعنی انسانهای بعدی ظرفیتهای بالاتری داشته اندیعنی هرانسانی درظرفیت بعدی باقدرت کمتری به دنیامی آید بنابراین هرانسان درظرفیت های خودبه حیوان یاحیوانات یاگیاه یاگیاهانی خاص نیزناشی می شود.همانگونه که خداونددرقرآن آورده است حیوانات وگیاهان وبقیه موجودات رامسخرانسان قراردادیم که دراین موردانسانهای عالی مرتبه حیوانات وگیاهانی ازآنان منتج می شوندکه مثمرثمرتربوده وپرفایده ترندوهریک از انسانها دراین‌راستاحیوانات وگیاهانی ازآنان ناشی می شوندکه همانطورکه درقران آمده است خودازگروههایی تشکیل می شوندکه البته سرپرست آنان حیوان یاگیاهی خاص است که ازانسانی خاص منتج می شود.مثلا درقرآن ازبعضی حیوانات نام برده شده است مانندگوسفندیاگاویاشترکه هرکدام ازیک انسانی برتروعالی منشا می گیرندوخیلی هم پرفایده هستندهرانسانی حیوان یاحیوانات وگیاه یاگیاهانی خاص رامنشاهستند وبه اصطلاح والدگروههایی ازحیوانات یاگیاهان هستندمثلا گوسفند به طورمثال مسخرحضرت اسماعیل علیه السلام است وازاومنشامی گیردولی گوسفندان زیرمجموعه ایی داردکه ازانسانهای دیگرمنشامی گیرندواین درحالی است که انسانهای دیگرهیچ کدام شایسته اینکه درظرفیت خودگوسفند ازآنان به وجودآیدنیستند.درمقابل انسانهای خبیث حیوانات وگیاهانی مضررامنشاهستندازجمله آنان ویروس کرونا.همانطورکه درقرآن آمده است تمامی حیوانات نیزدارای گروه وقبیله هستندوسخن می گویندوحضرت سلیمان وامام صادق علیه السلام نیزقادربه تشخیص کلام وگفتگوباحیوانات بوده اند.ذرات ازیک نوع نیزازلحاظ ژنوم فرق دارندیعنی هرذره ازاکسیژن باذره دیگراکسیژن تفاوت ژنوم دارد.یعنی ذره بنیادی اکسیژن که ازهبوط حضرت محمدصلوات ا…علیه ناشی می شوددارای بهترین ژنوم‌ازاین ذره است ولی انسانهای دیگرنیزمی توانندبه عنوان اکسیژن تجلی یابندکه هرکدام‌ژنومشان بااکسیژن اول ودیگرذرات اکسیژن متفاوت است.این موضوع درموردسایرذرات نیزصدق می کندوبه این ترتیب همه انسانها درذرات وحیوانات وگیاهان این جهان سهمی دارند.درقران نیزبه این موضوع اشاره شده وبه والدوماولدسوگندخورده شده است.ذرات دارای دوقسمت پوسته وهسته هستندکه پوسته دارای ذره ایی است که منشا دیوان هست که درقرآن کریم آمده است گردانندگان سیارات هستندوهسته دارای سه ذره نوترون والکترون وپروتون هست که نوترون ذره ایی است که منشافرشتگان است والکترون منشا جنیان است که درسیاره مشتری زندگی می کنند وپروتون منشاانسان وحیوانات وگیاهان است یعنی پس ازتشکیل نطفه اولین پروتونی که درذره تکثیرمی شودانسان یاگیاه یاحیوان ایجادمی شودواگربتوان آن ذره راشناسایی کردحتی می توان آن فردراشناخت که البته درقرآن آمده است که این امرجزبرخداوندامکان پذیرنیست اگربتوان به اطلاعات ژنی اولین پروتون تکثیرشونده درذره بنیادی بدن هرفرد یعنی اولین ذره ایی که تکثیرمی شودپی بردمی توان اطلاعاتی چون طول عمروسایرصفات آن فردوحتی اینکه آن شخص کیست رافهمید.ستاره شناسان قدیم دارای علمی بودندکه بااستفاده ازآن زمان به دنیاآمدن اشخاص مشهورراباتوجه به تولدقبلی آن شخص ومحل تولدقبلی اوتخمین میزدندمثلا ستاره شناسان زمان حضرت موسی زمان تولداوراتخمین زدند.دربیگ بنگ‌یامه بانگ پس ازاینکه خداوندذرات بنیادی راآفریدیعنی برخی ازصفات خودرابه صورت ذرات تجلی دادذرات بنیادی که تعدادی ازآن به عنوان همان عناصرجدول تناوبی شناسایی شده اند باسرعت شگفت آوری تکثیروبایکدیگرامتزاج یافتندوسرعت این تکثیروتغییرات چنان بودکه صدایی خارج ازتصورایجادکردکه گوش هرجنبده ایی راکرمیکردوهرجنبده ایی رامنگ میکردبه همین علت به آن مه بانگ یابیگ بنگ می گویند.خداونداراده کردکه صفاتش به صورت ذرات هبوط وتجلی یابدهمانطوری که درقرآن کریم‌ آمده اراده کند باش پس می شود وهفت شبانه روزباسرعت زایدالوصفی این ذرات تکثیروامتزاج یافتند.

    پاسخ

    • K در پاسخ به معلم

      مرداد 25, 1400

      منبع حرفاتون چیه؟؟!!

      پاسخ

      • معلم در پاسخ به K

        مرداد 27, 1400

        براساس تفکروتعقل درقرآن واحادیث درحدنظریه هست.

        پاسخ

    • کیارگا ساما در پاسخ به معلم

      مرداد 26, 1400

      قوه تخیل خوبی داری

      پاسخ

    • کیارگا ساما در پاسخ به معلم

      مرداد 26, 1400

      قوه تخیل خوبی داری تحت تاثیر قرار گرفتم

      پاسخ