نگاهی به ۳۰ شاهکار تاریخ سینمای ایتالیا (بهترین فیلم های سینمای ایتالیا)

تاریخ صنعت فیلمسازی ایتالیا آنقدر قوی است که تهیه چنین فهرست هایی را دشوار می کند. اگرچه پس از سال 1980 سینمای ایتالیا تقریبا نزول کرد و دیگر قادر نخواهد بود ستاره ها کیفیت و تاثیرش را باز پس گیرد.

البته فیلم های زیادی  از دهه 90 قابل توجه اند؛ خود این صنعت به تنهایی با آثار کلاسیک زنده است. به همین دلیل و بخاطر بیشتر کردن درجه سختی این فهرست، تنهافیلم های پس از سال 1980 در این فهرست قرار دارند. بنابراین اگر سوالی شبیه به اینکه چرا “سینما پارادیزو” در اینجا نیامده را در نظرات بنویسید، جوابش این است که چون فیلم های این فهرست متعلق به پس از سال 1980 هستند.

باید بگویم این فهرست به آثار کلاسیکی تعلق دارد که بیش از 30 سال از اکرانشان می گذرد. قصد بر معرفی تنوع و گستردگی ژانرهاست: کمدی ایتالیایی، جالو، فیلم های دراماتیک، سینمای جنگ، فیلم های جنایی یا نئورئالیستی.

وسترن ایتالیایی (اسپاگتی) هم درنظر گرفته شده است، اما اگر بخواهم صادق باشم، بیشتر فیلم های ناب این ژانر به زبان انگلیسی هستند و پس از فیلمبرداری روی آنها دوبله ایتالیایی گذاشته شد. با اینحال بازهم برخی از آنها نامبرده شده اند و نام حداقل یکی از اینها در فهرست کوتاه زیر آمده است. اما روی هم رفته فقط فیلم های ایتالیایی در این فهرست آورده شده اند. با پروشات همراه باشید.


1. دزد دوچرخه – Bicycle Thieves (ویتورو دسیکا، 1948)

این فیلم بهترین محصول ویتورو دسیکا می باشد و البته شاید بسیاری با این گفته موافق نباشند. این فیلم بهترین نماینده سینمای ایتالیا است و تصویری معاصر از ایتالیای پس از جنگ جهانی دوم را به نمایش می گذارد ، ولی در عین حال داستانی احساسی و اجرای بی نظیر را دربر می گیرد.

مجددا دسیکا از یک کودک به عنوان شخصیت اصلی درکنار یک بزرگسال بهره می گیرد. فرد بزرگسال نماد زندگی قدیمی در مبارزه برای حیات در یک ایتالیای بدون عدالت بوده، و کودک نماد خوبی و امیدواری است که در انتهای فیلم پررنگ تر شده و  در اعمال پدر و پشیمانی و رستگاری پس از آن نقش مهمی را ایفا می کند.

احساسی ترین عنصراین فیلم، طرز تفکر ایتالیا و شدت نیروی انسانیت اعمال شده توسط رابطه بین پدر و پسر است، آن هم به این دلیل ساده که چنین موضوع پیش پا افتاده ای این چنین برای نجات یک خانواده ضروری است. یک مرد فقیر پس از جست و جویی طولانی  شغل جدیدی پیدا می کند که داشتن دوچرخه از ملزمات آن است.

او که دوچرخه ندارد با فروختن چند ملحفه می تواند یک دوچرخه بخرد. پس از چند ساعت کار دوچرخه را می دزدند و او به همراه پسرش وارد جست و جویی طولانی برای پیدا کردن دوچرخه می شود. پایان دراماتیک داستان که مناسب اما غیرقابل تحمل است، به خاطر نمایش ایتالیا در آن روزهای پر هرج ومرج این فیلم را به نماینده سینمای پس از جنگ تبدیل کرده است.

همچنین بخوانید: اگر از طرفداران دیوید فینچر هستید این ۱۰ فیلم را نباید از دست دهید!


2. آمارکورد – Amarcord (فدریکو فلینی، 1973)

این فیلم با اختلاف زیاد یکی از بهترین درام-کمدی های کل دوران  و یک از تاثیرگذارترین هاست. این فیلم بهترین کمدی فلینی و مسلما یکی از عجیب ترین فیلم هاست که آکنده از شخصیت های عجیب که نماینده ادراک فلینی هستند، می باشد. این محصول انتقادی کنایه آمیز و بسیار هوشمندانه به ایتالیای فاشیست بوده و شامل مقادیر زیادی محتوا و  کنایه های جنسی است که از نظر فلینی نمادین هستند.

اگرچه این فیلم به عنوان درام-کمدی طبقه بندی شده ، اما یک اثر کمدی است که تنها گهگاهی مایه دراماتیک دارد و حتی آن لحظه های ظنزآمیز هم درونمایه ای جادویی و شوخ طبعانه دارند که این شاهکار را زیباتر و عظیم تر می کند. آمارکورد دارای عناصر زندگینامه و سورئال نیز هست.

تیتا مرد جوانی است که در شهر کوچک بورگو سن گیلیانو واقعدر ایتالیا زندگی می کند. فیلم دهه 1930 را همراه با خیزش رژیم فاشیست و قدرتهای اتوکراتیک نشان می دهد. حتی به موسولینی هم به عنوان منجی و شخصیت مورد علاقه تمام مردم شهر اشاراتی شده است. داستان تیتا از دیدگاه او و در مورد نظر او راجع به خانواده اش و همچنین مردم عجیب و غریبی که در شهر زندگی می کنند می باشد.


3. سه گانه جنگ – The War Trilogy (روبرتو روسلینی، 1945-1948)

گرچه سومین قسمت یعنی  ” آلمان، سال صفر ” (Germania Anno Zero) ایتالیایی زبان نیست، اما هنوز هم با عنوان “سه گانه” به آن اشاره میکنیم، خصوصا به این خاطر که متوجه انتقادهای بسیار زیادی از سوی منتقدان شد. همچنین این محصول  به خاطر درونمایه روزمره و دشوارش (جنگ)، و البته به این دلیل که ساخت آن در سالهای 1945، 1946، و 1948 بسیار دلیرانه بوده، جز اولین فیلم ها و سه گانه ها با مضمون جنگ محسوب می شود.

نبوغ روسلینی در این سه گانه نقش مهمی ایفا می کند. او نه تنها واقعیت جنگ و عواقب آن را نشان می دهد، بلکه در هر یک از فیلم ها قهرمانی می سازد که روحیه امید را در بیننده احیا می کند و در عین حال واقعی بودن وقایع را کم نمی انگارد.

این سه گانه را یکی از بهترین ساخته های نئورئالیستی می دانند که ایتالیای ویران شده را به گونه ای که قبلا دیده نشده نشان می دهد. “روم، شهر بی دفاع” (Rome, Open City) موفق ترین ساخته او هم از نظر داستان و هم از نظر توالی اتفاقات است و زمانی را نشان می دهد که نازی ها در شرف شکست خوردن در جنگ بودند اما هنوز دلیلی برای پیروزی شان وجود داشت؛ سپس “پاییزا” (Paisà ) است که به شش قسمت تقسیم شده است و زمانی اتفاق می افتد که  نازی ها دارند در جنگ مقابل متحدان شکست می خورند؛ در آخر هم “آلمان، سال صفر” می آید که اتمام جنگ و عواقب آن برای مردم آلمان را به تصویر می کشد.


4. آمبرتو دِ – Umberto D  (ویتورو دسیکا، 1952)

این هم یکی دیگر از ساخته های دسیکا در این فهرست است که در آن او جامعه ایتالیا را نه تنها از نظر برخورد با مردم بلکه از نظر کمبود شرایط مناسب، اقتصاد سالم، جامعه و وضعیت مالی تشریح می کند تا ملتی سالم احیا شود که در آن همه بتوانند در شادی و برابری زندگی کنند.

همچنین، استفاده از بازیگران غیر حرفه ای سطح فیلم را از نظر اجرا و کیفیت محیط بازیگری بالا می برد. این فیلم یکی از آنهایی است که حتما باید دید و واقعا مورد علاقه کارگردانان آن زمان از جمله خود دسیکاست که علاقه خاصی به این فیلم داشت.

فیلم، داستان مرد پیری را روایت می کند که در کمال نا امیدی تلاش می کند اتاقش را نگه دارد. او با صاحبخانه اش سر جنگ دارد و تنها دوستان او خدمتکار و سگ او هستند که درواقع تا پایان هم رابطه ای زیبا را با او حفظ می کنند. نبوغ دسیکا در شیوه او در نمایش تضادها بخصوص در اواخر فیلم مشهود است.

واضح است که فکر اقدام به چنین عمل هولناکی در تضاد با شخصیت خود او در تمام طول فیلم است و همچنین کمبود انگیزه برای ادامه دادن و دست پاچگی خودش را نشان می دهد. معصومیت دخترخدمتکار هم با واقعیت درونی او در تضاد است. نبود کمک برای او باعث می شود او از کمک به دیگران سرباز بزند که در مخالفت با دغدغه های حقیقی اوست.

همچنین بخوانید: 12 فیلم برتر لهستانی در تاریخ فیلم سازی این کشور


5. زندگی شیرین – La Dolce Vita (فدریکو فلینی، 1960)

زندگی شیرین هنوز هم یکی از شاهکارهای فلینی است و یکی از بهترین تصاویر به نمایش درآمده از “زندگی شیرین” ایتالیایی که بیشتردر اواخر دهه های 50 و 60 مشهور بود، باقی می ماند. یکی از بهترین اجراهای مارسلو مسترویانی و یکی از طولانی ترین فیلم های فلینی به درازای 180 دقیقه همین فیلم است.

این فیلم زندگی مارسلو روبینی را طی هفت شب و هفت روز دنبال می کند. روبینی یک روزنامه نگار در مجله ای زرد است و واژه “پاپاراتزی” از این فیلم سر زبان ها افتاد. این محصول به هفت قسمت تقسیم شده که هر یک به بخش هایی تقسیم می شوند. این قسمت ها مبارزه برای هدف، عشق و شادی را توسط این روزنامه نگار نشان می دهند که از او انتظار هم نمی رود.

این فیلم بسیار پرهزینه و یکی از نمادها سبک نئورئالیستی است. همچنین می تواند انتقادی شدید به فیلم های پر زرق و برق ایتالیایی باشد.  “زندگی شیرین” کمی شهوت برانگیز هم هست، حداقل از نظر روانشناختی می توانیم بگوییم احساسات درونی انسان را بیدار می کند و بر خلاف موقعیت فرد، آنها را در معرض دید دنیا قرار می دهد.

صحنه آخر مثال بارزی از همین است، بازیگر زن بلوند، زیبا و مشهور که خود را شیدای روبینی می سازد؛ و کودکانی که با این صحنه های شیرین روبرو می شوند. این هم جنبه بد زندگی شیرین ایتالیایی است که می گویند سرشار از حیات و زرق و برق است. فلینی شهامت انتقاد از آن بخشی ازایتالیا که پس از شکست در جنگ جهانی دوم بوجود آمد را داشت.

زندگی شیرین فیلمی بود که بخاطر نمایش بسیار تاثیرگذار و واقعی زندگی ممنوعه و مخفی متوجه حدود زیادی از سانسور شد. با اینحال زندگی شیرین یکی از شاهکارهای فلینی باقی می ماند که بخاطر فیلم سازی و ساختار، و فیلمنامه و بازیگری اش جاودانه شده است.


6. کابیریا – Cabiria (جیووانی پسترونه، 1914)

کابیریا تنها فیلم صامت در این فهرست است. این اثر بخاطر تصاویر فوق العاده و خیره کننده با جذابیت های واقعی که حسادت خیلی از فیلم های ضبط شده پس از جنگ جهانی دوم را بر می انگیزد، حتی می توانست در جایگاه دوم قرار بگیرد.

این محصول  برای بسیاری از کارگردانان زمان ما یک فیلم تاثیرگذار است. جدای از قدرت سیاسی که به ایجاد ایده آل های فاشیستی در سال 1914 کمک کرد، این فیلم به صرف خود صنعت فیلمسازی هم در ایتالیا و هم در همه جای دنیا از اهمیت قابل توجهی برخوردار است.

این فیلم با جنگ ایتالیا-ترکیه سر و کار دارد و توسط یک فوق وطن گرا نوشته شده است که نوعی حس ایده الیستی فاشیستی را القا می کند البته باید این را هم درنظر گرفت که در سال 1914 و در ابتدای جنگ جهانی اول اکران شده است.

این محصول به 5 قسمت تقسیم شده و در مورد خود جنگ و نجات کابیریاست، دختربچه ای که توسط ترک های افراطگرا اسیر شده و باید به دست یک سرباز رومی و همراه سر سپرده او آزاد شود.

تصویرسازی و اجرای بی نظیر در کنار داستان سرایی گیرا این فیلم را دیدنی می کند. بازیگری ها چندان خوب نیستند، اما جلوه های بصری بی نقص می باشند (10/10). کابیریا یکی از فیلم های مورد علاقه مارتین اسکورسیزی است و نسخه بازیابی شده توسط کارگردانش به جشنواره فیلم کن سال 2006 معرفی شد.


7. شغل – Il Posto (ارمانو اولمی، 1961)

هیچ چیز نمی تواند شخصیت دومینیک، شخصیت اصلی این فیلم را زیرسوال ببرد. اگرچه قصد فیلم این نبود، اما اگر به دومینیک فکر کنید می بینید شخصیت طنزآمیزی است. او یک مرد جوان عادی ایتالیایی را به نمایش می کشد که به لطف شرایط اقتصادی ضعیف  والدینش باید به آنها کمک کند و با مشغول شدن در کاری جدید هزینه های خودش را هم دربیاورد. او بدون آنکه نشان دهد، مشتاق این موقعیت شغلی است و عاشق داوطلبی دیگر که برای این کار هست می شود.

شرکتی که او برای کار در آن اقدام می کند صنعتی است و نماد ایتالیای جدید دهه 1960 می باشد که پس از جنگ جهانی دوم رو به پیشرفت اقتصادی دارد. او تقریبا هرگر نمی خندد و منظور از شخصیت “کمدی” این است که او در شرایط جدیدش نا امید و سردرگم بنظر میرسد.

این فیلم بر خلاف طبیعت دراماتیکش،  دربردارنده صحنه های شوخ طبعانه است. دیدگاه اولمی در رابطه با ایتالیای کنایه پرداز و آینده صنعتی اش کاملا فیلم را قوی کرده و آن را معتبر ساخته است.

قطعا قصد این فیلم کنایه زدن به ایده ال “یک شغل برای تمام زندگی” است که با ماهیت جوانی که آینده اش را درتا ابد پشت یک میز نشستن می بیند، همخوانی ندارد و منجر به همان زندگی کسل کننده و اشباع شده ای که دیگران دارند می شود.

همچنین بخوانید: نگاهی به ۳۰ شاهکار برتر سینمای آلمان (بهترین فیلم های سینمای آلمان)


8. جنگ بزرگ – La grande Guerra (ماریو مونیچلی، 1959)

این فیلم یکی از مهمترین فیلم های صنعت سینما است و اگرچه که دیدگاهی طنزپردازانه دارد ، اما نابسامانی ها، وحشت، عذاب و آنچه کسانی که در زمان جنگ جهانی اول زندگی می کردند و می دیدند را به تصویر می کشد.

جنگ بزرگ که فیلم دیگر از ماریو مونیچلی است و یک سال پس از کمدی افسانه ای “آدم های ناشناس” (I Soliti Ignoti)  اکران شد می تواند در بسیاری از صحنه های فیلم غمگین باشد که از دیدگاهی طنزآمیز به آن رجوع می شود که شامل دو کاراکتر عجیب و واقعی نگری به وقایع تاریخی است.

این فیلم نه تنها روایتی واقع گرایانه از تشنج ها و زندگی در تشویش طی جنگ جهانی اول را ارائه می دهد، بلکه دیدگاهی خاص نسبت به جامعه را نمایش می گذارد که متعلق به دو کاراکتری است که در میانه اتفاقاتی که خودشان نمی خواهند، به دام افتاده اند.

از جذابیت های این فیلم اجرای بی نظیر ویتوریو گسمن و البرتو سوردی در نقش جیووانی بوساکا  و اورستو جاکوواچی است، آنها دو شخصیت بسیار بامزه هستند که در آخر می فهمد چه اتفاقی دارد برایشان می افتد و چه وظیفه خطیری را برعهده دارند.

هر دوی این سرباز ها که دائما در تلاش برای فرار از جنگ هستند، ترسوهایی به نظر می رسند که برای بقایشان مبارزه می کنند. با این حال، سپس با فداکاری و از خودگذشتگی در جنگی احمقانه و بی معنی جبرانش می کنند.


9. ولگردها – I Vitelloni (فدریکو فلینی، 1953)

ولگردها از نظر پذیرش توسط مخاطب ، مزیتی بزرگ نسبت به “هشت و نیم ” (Otto e mezzo) دارد. فیلمی است که فهمیدنش ساده تر است در حالیکه بازیگری عالی را با داستانی بسیار جالب در هم آمیخته. همچنین البرتو سوردی  در آن بازی می کند که باعث شد به عنوان یکی از مهمترین بازیگران ایتالیایی چه در زمینه فیلم های غمگین و چه در زمینه فیلم های طنز، حرفه اش را آغاز کند.

این فیلم داستان پنج دوست جوان که با هم تفاوت هایی دارند را همراه با رویاها و آرزوهای هریک روایت می کند. بیشتر، داستان یکی از آنها به نام فاستو مورتی بیان می شود. یک شخصیت زن باره که با اسلحه ای روی پیشانی مجبور به ازدواج با مری ساندرا، دختری معصوم و خجالتی که عاشق مرد اشتباهی شده است (یا حداقل که اینطور به نظر می رسد)، می شود.

ساندار خواهر مورالدو است که برای مرد زن باز دردسرهایی بوجود می آورد. گرچه این فیلم به عنوان درام-کمدی دسته بندی می شود، بخش طنز فیلم تقریبا ناپیداست و دراما و صحنه های غمگین بر بیشتر فیلم حاکم هستند. قصد بر این است که داستان زندگی این پنج دوست دنبال شود اما فلینی بیشتر جذب فاستو و مورالدو شده است. اما همچنین این رویای ریکاردو، آلبرتوی مجنون و نابالغ، و لئوپولدو، نویسنده ی باانگیزه  است که توسط بیننده دنبال می شود.

در مورد فیلم های “جاده” (La Strada  ، 1954) و ” شب های کابیریا” (Le notti di Cabiria 1957) که توسط استاد فلینی کارگردانی شده اند و لیاقت جای گرفتن در این فهرست را دارند اما بخاطر محدود شدن به 30 فیلم کنار گذاشته شده اند، هم بیشتر بدانید.


10. واکسی – Sciuscià (ویتوریو دسیکا، 1946)

یک سال از اتمام جنگ جهانی دوم گذشته، ایتالیا در ویرانیست  و به بهبود اقتصادی نیاز دارد. عواقب جنگ نه تنها از نظر مالی بلکه از نظراحساسی گریبان گیر مردم ایتالیا شده و فیلم های دسیکا کاملا این پس لرزه ها را انتقال می دهند.

او باز هم کودکان را برای بازی کردن شخصیت های اصلی فیلم هایش انتخاب کرده که همین اتفاق در “دزد دوچرخه” که موفق ترین ساخته او بود هم افتاد. بازهم پایانی عمیق و جدی و البته غمگین داریم. مشابه همین اتفاق در فیلم های سالهای 1944 و 1948 که در این فهرست آمده اند هم می افتد.

واکسی انتقادی عمیق به ایتالیا وارد می کند و می تواند زجه درخواست کمک و تقاضای اصلاح باشد. داستان بر دوستی بین دو کودک متمرکز است که باید از والدینشان حمایت کنند و توسط برادر یکی از آنها گول می خورند و در آخر دستگیر شده و پایان غم انگیزی دارند.

این فیلم با دوستی و زندگی معاصر ایتالیا در پایان دهه 1940 سر و کار داشته و نقدی سنگین بر قربانی دادن ها و زندگی اجباری کودکان برای بقا در سرزمینی بدون نعمت برای فقرا می باشد.

همچنین بخوانید: نگاهی به ۲۰ شاهکار برتر سینمای استرالیا (بهترین فیلم های سینمای استرالیا)


11. هشت و نیم – 8 1/2 / Otto e mezzo (فدریکو فلینی، 1963)

شکی در مورد تاثیری که ” Otto e mezzo” بر صنعت فیلمسازی داشت، و جایگاه پایینی که در این فهرست دارد، نیست، چراکه این فیلم در حقیقت یکی از تاثیرگذارترین فیلم های این فهرست و از نظر بسیاری، یکی از بهترین فیلم هایی که تاکنون ساخته شده اند، است.

می توان برداشت های متفاوتی از این فیلم داشت، و به همین دلیل ممکن است به مزاق منتقدانی که با فیلم های فلینی آشنایی ندارند خوش نیاید. کسی که می خواهد فیلمی از فلینی تماشا کند باید کوله باری از دانش سینمایی داشته باشد و در مورد این فیلم، این کوله بار باید هرچه پربار تر باشد.

یک داستان بسیار سورئال در مورد کارگردانی که با مشکل رایج کارگردان ها در زمان کار بر روی فیلم و  در میانه دشواری های زندگی زناشویی و هنری اش روبروست که او را به یادآوری خاطراتی از گذشته وا می دارد. بسیاری معتقدند این داستان وقایع زندگی واقعی کارگردان است. این فیلم در رده “زندگی شیرین” است که شاهکار ماسترویانی از نظر بهترین بازیگری اوست که طی آن مهارت های اجرایش به گونه ای شگفت آور به نمایش کشیده شده اند.

ممکن است خیلی ها این کاراکتر را رویاپرداز و یا دچار وسواس فکری بدانند  و بسیاری دیگر به عنوان مردی نابغه و یا مشوش. زیبایی فیلم همین است و نبوغ بازیگری ماسترویانی و اهمیت نقش در  این فیلم و همچنین در صنعت فیلمسازی را نشان می دهد.


12. کودکان به ما نگاه می کنند – I bambini ci guardano (ویتورو دسیکا، 1944)

به هنگام تماشای این فیلم، احساسات بسیار عمیق می شوند و بلوغی نا آشنا به سراغ ذهن می آید. آنچه این فیلم را معروف می کند، نمایش عواطف از طریق یک کودک به عنوان شخصیت اصلی است. نوعی حس دست کشیدن و نا امیدی در هنگام تماشا این فیلم به بیننده دست می دهد؛ بیننده برای هردو پدر و فرزند احساس تاسف کرده؛ اما نیاز به حضور عدالت پس از اعمال  بی پروای مادر هرگز از بین نمی رود.

بازی ها بی نظیرند و به واسطه صحنه های گرافیکی و نمایش تاسف و احساسات عمیقی که در سطح بالایی توسط بازیگری انقدر کوچک اجرا می شود، قوی تر هم می شوند. تا اینجا، ایتالیا در میانه جنگی بود که در آن شکست می خورد و مغلوب شدنش بسیار نزدیک بود. قرار نبود فیلم در این باره باشد، اما موضوعاتی اینچنینی را به ذهن می آورد.

دسیکا همیشه زمان حال و واقعیت را به فیلم هایش کشانده است و شاید به همین دلیل هم هست که از این فیلم به عنوان فیلم دراماتیکی که فهمیدنش سخت است، یاد می شود. این فیلم یکی ازاحساسی ترین کار های دسیکا است.

اهمیت این فیلم دست کم گرفته نشده، اما  به راحتی با فیلم های بسیار معروف دسیکا مثل “واکسی” و “دزد دوچرخه” برابری می کند. او درست مثل دو فیلم دیگری که نام برده شد، کودکی را به عنوان شخصیت اصلی انتخاب کرده است. آنها نماینده چیزی هستند که ایتالیا بیش از هرچیز به آن احتیاج داشته است: رگه هایی از معصومیت و انسانیت، به همراه پختگی و در عین حال سادگی.

راجع به “ازدواج به سبک ایتالیایی” (Matrimonio All’italiana ، 1964) که آن هم توسط دسیکا کارگردانی شده و مارسلو ماسترویانی افسانه ای و سوفیا لورن جاویدان در آن ایفای نقش کرده اند بیشتر بخوانید. این درام-کمدی بیشتر غم انگیز است تا طنزآمیز و طی آن قدرت استعداد هر دو بازیگر سر به اوج میرسد.


13. شب – La Notte (مایکل انجلو انتونیونی، 1961)

برترین فیلم سه گانه انتونیونی، نه تنها به دلیل اجرای مارسلو ماسترویانی، بلکه به خاطر روایت و داستان سرایی منحصربفرد دو انسان گرفتار در یک رابطه محکوم به مرگ که آلوده خیانت، شک، و کمبود ارتباط شده است. در فیلم یک روز کامل با این زوج همراه هستیم و شب هنگام در یک میهمانی به نقطه اوج داستان می رسیم.

این محصول بیشتر از اینکه یک فیلم باشد، می تواند موضوع مطالعه روابطی باشد که با گذشت سالها به دلیل خیانت و یا کمبود ارتباطی ساده از هم می پاشند. انتونیونی برای داستان پایانی شاد درنظر نگرفته و کاری می کند که بیننده به خوبی پایان داستان را درک کند. با اینهمه می تواند احتمال شکست در اتحاد دوباره زوج ها، شکست در فهمیدن یکدیگر و دورماندن از هم در عین نزدیکی باشد.

همچنین بخوانید: نگاهی به ۱۰ شاهکار برتر سینمای روسیه (بهترین فیلم های سینمای روسیه)


14. زشت، کثیف و بد – Brutti, sporchi e cattivi (اتوره اسکولا، 1976)

این فیلم فراموش نشدنی است، نه تنها بخاطر صحنه های شوخ طبعانه، بلکه بخاطر سبک بی تناسب، محتوای جنسی و گویش قدرتمند.  شاید قرار دادنش در جایگاه سوم ناعادلانه باشد، اما با توجه به اینکه این فیلم جایگاه دوم را از آن خود کرده، این تنها جایگاهی است که می توانست داشته باشد. اغلب به این فیلم لقب کمدی بی تناسب (گروتسک) می دهند چون با کمدی-درام های عادی ای که هنوز در آن زمان ساخته می شدند، تفاوت دارد.

این فیلم همانند “فانتوتزی” (Fantozzi) در نیمه دوم دهه 1970 اکران شد و با تولد نسل جدیدی از کمدی های ایتالیایی که تا آن زمان با موضوع جنگ و  ارائه تعاریف معاصر از ایتالیا درگیر بودند، طرح و نقشه ای با شخصیت های دراماتیک و طنزآلود ایجاد کرد.

این نقش با اختلاف بسیار زیاد، سخت ترین نقش نینو منفردی است که طی آن مردی بی ادب و نامتعارف که تنها یک چشم دارد را بازی می کند. جیاسینتو با تمام فرزندانش ، نوه هایش، همسرانشان، نامزدهایشان، و هرگونه قوم و خویشی که به ذهن برسد زندگی می کند. او در کلبه ای کوچک ولی پر با بیش از 10 نفر آدم ساکن است.

پس از آنکه چشمش را از دست داد، بیمه به او مبلغ زیادی پول می دهد که او از تقسیم کردنش با بقیه خانواده اجتناب می کند. او که حال بیشتر جانش را میخواهد، طمعکار تر و ترسناک تر می شود. اما هرکسی چنین خانواده ای داشت، اینگونه نمی شد؟

قرار گرفتن این فیلم در لیست آثار نامتعارف برای این فیلم نسبتا عادلانه است. گرچه این فیلم صحنه هایی فرومایه و غم انگیز دارد، اما شامل مقدار زیادی محتوا جنسی هم هست که حتی امروزه هم بحث برانگیز و “مناسب بزرگسالان” هستند. او اغلب دخترانش را فاحشه و پسرانش را دزد، قاتل، و خوک هایی می خواند که می خواهند پول هایش را بدزدند. اگرچه که کمدی دانستن این فیلم کمی عجیب است، اما در حقیقت همینطور است.

این فیلم اگرچه بحث برانگیز شد، اما شاهکاری واقعی است و گستره کمدی های ایتالیایی را تغییر داد و کمی از سنت این ژانر را از طریق دخیل کردن عواطف منفی، پایدار نگاه داشت. باید این فیلم را دید.

“ما یکدیگر را بسیار زیاد دوست داریم” (C’eravamo tanto amati ، 1970) که آن هم توسط اتوره اسکولا کارگردانی شده است و اسطوره بازیگران، نینو منفردی و ویتورو گسمن در آن ایفا نقش کرده اند را هم بررسی کنید.


15. دنباله رو – Il Conformista (برناردو برتولوچی، 1970)

این کارگردان همیشه عادت دارد به حاشیه موضوعات فیلم بپردازد که در آخر بیننده را از قسمت هایی از داستان دلزده می کند. همچنین او در رابطه با فیلم هاهیش دقیق و منطقی عمل نمی کند، برای مثال در “1900” و “آخرین فرمانروا” (The Last Emperor)، اما با این همه پرطرفدار و مورد اعتماد ، و یکی از مهمترین کارگردانان پس از سال های 1950 می باشد.

در حقیقت برتولوچی در این فیلم  با توصیف رژیم فاشیست از دید یک حامی فاشیست ، کار خارق العاده ای انجام می دهد. فاشیست جوانی که جان لویی ترینتینیانت نقش او را بازی می کند، کمی در اجتماع گم شده است و می خواهد بخشی از نوگرایی اروپا، یعنی ایدآلیسم فاشیستی (کمال گرایی فاشیستی) باشد.

قسمت اعظم فیلم از طریق گریز زدن به گذشته نشان داده می شود. این فاشیست جوان که کاملا از ایده ال هایش مطمئن است، تصمیم دارد استاد دانشگاه سابقش که فردی انقلابی و ضد فاشیست است را به قتل برساند. به تصویر کشیدن “مرض” فاشیسم از طریق برخورد او با انسان های نابینا که می توانند نماد کوری این رژیم باشد، به تصویر کشیده می شود، و البته به میزان زیاد که آن هم نماد جنون خود بزرگ پنداری رژیم فاشیست است.

در طول فیلم، شخصیت نقش اول رفته رفته از نظر احساسی جذب همسر استاد دانشگاه شده، و دوستی ای میان او و مقتولش به وجود می آید که حتی به ایده ال های خودش هم شک می کند.


16. شش زن برای قاتل – Blood and Black Lace (ماریو باوا، 1964)

اولین فیلم جالو در تاریخ سینمای ایتالیا. فیلم های جالو از ژانر وحشت/جنایی/رازآلود هستند که با داستان کند و صحنه های قتل و خشونت ترکیب شده اند. این ژانر و البته فیلم به فضای کلاسیک ایتالیا تعلق داشته و برترین اثر باوا می باشد. صحنه های خونین و قتل نیز به زیبایی نوشته شده اند.

گرچه فیلم ایتالیایی است و در ایتالیا ضبط شد، اما برخی از عبارات و ارجاعاتی به زبان آلمانی در آن دیده می شود. یک قاتل خونین در خانه مد زنی را به شکل خشن می کشد  سپس قتل های زنجیره ای را آغاز می کند که پلیس و محققین را گیج کرده و به پایان خیانتکارانه و عذاب آور منجر می شود.

همچنین بخوانید: نگاهی به ۲۰ شاهکار برتر سینمای بریتانیا (بهترین فیلم های سینمای بریتانیا)


17. آدم‌های ناشناس – I Soliti Ignoti (ماریو مونیچلی، 1958)

یک شاهکار کمدی به کارگردانی ماریو مونیچلی که آغازگر کمدی ایتالیایی نامیده می شود، که اغلب کمدی-درام هایی با دیدگاه های رئال نسبت به زندگی مردم مشخصه آن بود. گرچه این کمدی بینش دراماتیک خاصی ندارد، با این حال شخصیت پردازی آن موفق بوده و با توجه نمودن به شخصیت ها آن ها را به تمرکز اصلی صحنه های طنز داستان تبدیل می کند.

این فیلم با الهام از شاهکار فرانسوی، “ریفیفی” که چند سال قبل اکران شد، ساخته شد. صحنه 30 دقیقه ای تعقیب و گریز در “ریفیفی” افسانه ای است، اما در این فیلم چنین صحنه ای مشاهده نمی شود. این فیلم باوجود ستارگانی چون کلادیا کاردینال، مارچلو ماسترویانی و ویتوریو گاسمن، یک اثر پرستاره است. با این حال این افراد در آن زمان ناشناخته بوده و بعدها به ستاره های افسانه ای سینمای ایتالیا تبدیل شدند.

کاسیمو (ممو کاروتنوتو) گانگستری است که پس از تلاش برای سرقت خودرو دستگیر شد. در زندان نقشه ای طراحی می کند که او را تا ابد ثروتمند خواهد کرد. بنابراین با همسر و وکیلش تماس گرفته و از آنها می خواهد با کمک گرفتن از افرادش فردی را پیدا کنند که به سرقت اعتراف کند. آن فرد پپ (ویتوریو گاسمن) که قبول می کند برای جرم انجام نداده اعتراف کند.

هردوی آنها به جای آزاد شدن در زندان به سر می برند. پپ با دانستن نقشه کاسیمو را فریب می دهد. پس از آزادی پپ او با دارودسته کاسیمو همراه می شود تا نقشه را اجرا کنند.


18. نبرد الجزیره – La battaglia di Algeri (جیلو پونته‌کوروو، 1966)

یکی از عاطفی ترین فیلم های لیست با مضمون جنگ و جنبش چریکی در جنگ های استعماری آن زمان. این فیلم در زمان اکران با واکنش های مختلف مواجه شد و به همین دلیل به جایگاه بالایی دست نیافت.

این واکنش های منفی بیشتر از جانب فرانسه بود که فیلم را حامی جنبش های سیاسی، مانند چپ گراها و چریکی ها، می دانستند. شخصیت های فیلم مانند قهرمان ها یا ضدقهرمان های فیلم های رمانتیک با هویت غیرواقعی، نیستند.

پونته کوروو دقیقا عکس آن را انجام می دهد، او شخصیت های خود را به حقیقی ترین شکل ممکن رسم می کند تا هیچ چیزی به شانس واگذار نشود. او با نشان دادن بدترین جنبه جنگ تماشاگر را به دیدن آن وادار می کند.


19. پلیس‌ها و دزدها – Guardie e Ladri (ماریو مونیچلی و استنو، 1951)

این فیلم از ابتدا تا انتها کمدی است و تنها 10 دقیقه پایانی آن درام است، بنابراین می توان آن را یک اثر کمدی نامید. این فیلم با شخصیت پردازی قوی رئالیسم ایتالیای معاصر را نشان می دهد. این فیلم توسط ماریو مونیچلی و استنو کارگردانی شد و یکی از بهترین اجراهای توتو را ارائه می دهد.

این فیلم به دلیل نمایش داستان و لحظات طنز و البته ایتالیای معاصر و مردم آن از بسیاری از آثار کمدی این لیست بهتر است. گرچه این فیلم یک کمدی ایتالیایی است نه یک کمدی درام، اما عناصر کافی برای تبدیل شدن به آن را داراست، که البته جنبه های طنز آن کمی بیشتر شده است. توتو به خوبی نشان می دهد که چرا شخصیت افسانه ای کمدی ایتالیاست.

فردیناندو اسپوزیتو، با بازی توتو، یک کلاهبردار است که به همراه شریکش آمیلکر، توریست های فروم رم را فریب می دهد. او پس از کلاهبرداری از یک آمریکایی، توسط پلیسی به نام لورنزو تحت تعقیب بوده و می گریزد. لورنزو برای حفظ شغل خود باید او را پیدا کند.

همچنین بخوانید: بهترین فیلم های سینمای اروپا در قرن 21 شاهکارهایی برای فیلم بازها


20. فاشیست – Il Federale (لوچانو سالچه، 1961)

نسخه دیگری از جنگ جهانی دوم و ایتالیای در حال جنگ. این فیلم توسط لوچانو سالچه کارگردانی شده و نگاه او به جنگ را نشان می دهد. گرچه این فیلم در سال 1961 اکران شد، اما از آنجاییکه سالچه در زمان جنگ جهانی دوم در آلمان زندانی بود، هنوز خاطرات جنگ در یادش زنده بودند.

تفاوت این فیلم با فیلم های دیگر مربوط به جنگ تمرکز آن بر لحظات طنز است و به همین دلیل از آثاری مانند “جنگ بزرگ” (La Grande Guerra) متفاوت است. بسیاری از افراد سالچه را یکی از بزرگ ترین کارگردان ها نمی دانند، اما او یکی از نماینده های ژانر کمدی سال 1958 است.

شخصیت های قوی و موفق، داستان جذاب و صحنه های جالب این فیلم را به بهترین اثر این کارگردان تبدیل می کند که البته نشانگر وسواس او به جنبش فاشیست است. به همین دلیل رهبر آینده دولت دموکراتیک، پروفسور ارمینیو را به صورت یک چهره فاشیست نشان می دهد که به رم برده می شود تا برای جنایت های خود محاکمه شود.

این فیلم با وجود فضای سنگین، صحنه های کمدی زیادی دارد و غمی که در اغلب کمدی های ایتالیا وجود دارد، در این فیلم غایب است. بنابراین تمرکز داستان بر حماقت مردی است که نشان دهنده دولت در حال سقوط است.


21. گمراه و رهاشده – Sedotta e Abbandonata (پیترو جرمی، 1964)

اگر می خواهید شاهد یک کمدی ایتالیایی و عناصر کنایی آن باشید، این فیلم را تماشا کنید. همانطور که گفتیم کمدی ایتالیایی یک ژانر وسیع است که می تواند سبک های مختلف کمدی را دربربگیرد.

کنایه، زبان تند و تیز و صحنه های جنسی از عناصر اصلی کمدی ایتالیایی هستند. بنابراین این فیلم به درستی در این لیست جای گرفته و حتی با وجود کارگردانی پیترو جرمی، یکی از بهترین کارگردان ها، می توانست در جایگاه بهتری هم قرار بگیرد.

این فیلم براساس سایر فیلم های لیست داستان فشرده ای دارد که به تدریج فشرده تر می شود. گرچه شخصیت ها به تدریج تغییر می کنند، که یکی از بهترین نمونه های اگنس است. اگنس خواهر ماتیلدا و دختر دن وینسنزوست، ماتیلدا هم نامزد پپینو است (زنان پپینو را یک مرد جذاب می دانند).

یک روز که همه در خواب هستند، پپینو اگنس معصوم را فریب می دهد. اگنس هم که همیشه مجذوب او بود نمی تواند مقاومت کند. آنها باهم رابطه داشته و کمدی کلاسیک ایتالیایی آغاز شده و صحنه های طنز جالب را خلق می کند. اجرای استفانیا ساندرلی (اگنس) و سارو اورزی (دن وینسنزو) هم دیدنی است.

گرچه این فیلم کمدی ایتالیایی برخلاف فیلم های کمدی دیگر این لیست دارای صحنه های درام نیز می باشد، اما این صحنه ها نیز می توانند به نوعی کمدی باشند. حتما باید این کمدی شاهکار را تماشا کنید، مخصوصا اگر هوش و داستان سرایی پیترو جرمی را دوست دارید.


22. سبقت – Il Sorpasso (دینو ریسی، 1962)

یکی از بهترین نمونه های کمدی ایتالیایی که ایتالیای معاصر سال های 1960، با رشد اقتصادی و جامعه ثروتمند، که به دلیل رشد صنعت بود، را نشان می دهد.

اجرای دیدنی گاسمن و ژان-لویی ترنتینیان این فیلم را به یک اثر جادویی تبدیل می کند. تفاوت شخصیت این دو و مرگ پایان فیلم که باعث ناراحتی طرفداران شد، این اثر را به یکی از جذاب ترین و عاطفی ترین فیلم های این لیست تبدیل می کند.

بورونو کورتونا یک دون ژان، عاشق بیخیال و طرفدار فیلم ایتالیایی “زندگی شیرین” است که پس از آشنایی با یک دانشجوی حقوق خجالتی و درسخوان به نام روبرتو ماریانی، او را به وقت گذرانی باهم دعوت می کند. گرچه روبرتو ابتدا به این دعوت مشکوک است، اما آن را پذیرفته و یک ماجراجویی جالب آغاز می شود.

نقطه قوت این فیلم اجراهاست. دو بازیگر به خوبی در کنار هم نقش آفرینی کرده و تفاوت شخصیتی آنها به خوبی در فیلم نمایش داده شده و نشان دهنده ایتالیای سال های 1960 است. این دو با وجود تفاوت ها و مشکلات غیرقابل حل باهم کنار می آیند.

به نظر می رسد علاقه روبرتو به برونو بیش از علاقه برونو به اوست، گرچه برونو همیشه از روبرتو کمک می خواهد. تفاوت شخصیتی می تواند یک استعاره غیرقابل توجیه و نشان دهنده سبک جدید زندگی در ایتالیای آن زمان. یا باید مانند روبرتو مصرف شوید و یا یک زندگی بی خیال و لذت جویانه داشته باشید.

همچنین بخوانید: معرفی بهترین فیلم های آلن دلون (Alain Delon)، ستاره تمام نشدنی سینمای کلاسیک


23. ژنرال دلا روره – General della Rovere (روبرتو روسلینی، 1959)

ویتوریو دسیکا همیشه مهارت های بازیگری و کارگردانی خود را ثابت کرده است. او یکی از بهترین کارگردان های تاریخ و البته یکی از بازیگران نمادین دنیای بازیگری است. گرچه او در تمام ژانرها بازی نمی کند اما در فیلم های درام می درخشد و این اثر روسلینی نیز اینچنین است. او نقش یک کلاهبردار یا سارق را ایفا می کند که باید خود را به جای یک رهبر مقاومت جا زده و  به زندان زندانیان سیاسی نفوذ کند.

ویژگی های رئال آثار روسلینی در این فیلم دیده می شود. نمونه بارز چنین رئالیسمی سه گانه زیبای جنگ است که در جایگاه چهارم این لیست جای دارد. جنگ جهانی دوم و تاثیر آن بر مردم یکی از مضامین موردعلاقه روسلینی بود.

گاهی اوقات تصور می کنید دسیکا کلاهبرداری است که در بدترین زمان در بدترین مکان گیر افتاده است. گاهی اوقات نیز او را یک وطن پرست می دانید که به خاطر شرایط باید بر خلاف شخصیت و خواسته اش فعالیت کند.


24. کسوف – L’eclisse (میکل ‌آنجلو آنتونیونی، 1962)

بخش پایانی سه گانه آنتونیونی، پس از “ماجرا” (L’Avventura) و “شب” (La Notte) و فیلم “صحرای سرخ” (Il Deserto Rosso) هم چهارمین فیلم اوست. در سه فیلم آنتونیونی مونیکا ویتی نقش اصلی را برعهده داشت. پایه این سه شخصیت یکسان است اما ویژگی های این سه شخصیت متفاوت می باشد. شخصیت نامتعادل افکار و احساسات او را سرکوب کرده و به تصمیمات تردیدآمیز منجر می شود.

“کسوف” این ویژگی ها را برجسته کرده و یکی از جسورانه ترین و شجاعانه ترین اثر آنتونیونی محسوب می شود که تردیدهای درونی یک شخصیت متزلزل را با ویژگی های مادی گرایانه یک مرد جوان و بااعتماد به نفس، با بازی آلن دلون، نشان می دهد. دلون نقش یک سهامدار موفق را نشان می دهد که علایق مادی او بر رابطه اش با ویتوریا، با بازی مونیکا ویتی، غلبه می کند.

این فیلم جنبه متفاوتی از حقیقت را نشان داده و خطرات رابطه ناپایدار دو فرد متفاوت را نشان می دهد.


25. طلاق به سبک ایتالیایی – Divorzio All’italiana (پیِترو گِرمی، 1961)

اولین فیلم گرمی و یک فیلم برنده جایزه اسکار که داستان را با لحاظ هوشمندانه ادغام می کند. شاید در فیلم های صحنه های کمدی فیزیکی، روابط جنسی یا شرایط طنز دیده نشود، اما کات های هوشمندانه و اجرای زیبای مارچلو ماسترویانی آن را دیدنی می کند.

ماسترویانی نقش فردیناندو سفالو را ایفا می کند، مردی که از عشق زنش خسته شده و آرزوی مرگ او را دارد. او می خواهد با آنجلای جوان و عاشق ازدواج کند. فردیناندو با اینکه یک اشراف زاده است اما مسحور جوانی و زیبایی آنجلا شده و می خواهد همسرش را به قتل برساند.

او که از نقشه اش مطمئن است، همه چیز را برنامه ریزی کرده، درباره آن امیدوار است و در این بین هم صحنه های طنز ایجاد می شود. در حقیقت حماقت و غرابت فردیناندو با حرکات بدنی اش همراه است و ماسترویانی به خوبی از عهده آن برآمده است.

گرچه این فیلم در سال 1961 اکران شد، اما از سایر کمدی های آن زمان متفاوت است. قسمت اعظم فیلم بر اجرای ماسترویانی و نقشه و برنامه شرم آور این شخصیت تکیه می کند.

همچنین بخوانید: معرفی 22 فیلم برتر درباره سفر در زمان که باید ببینید


26. وسواس – Ossessione (لوکینو ویسکونتی، 1943)

بسیاری این فیلم را پیشگام سبک رئال سینما می دانند. داستان عشق، خیانت و البته عدالت، مخصوصا در رابطه با پایان داستان. یکی از برترین آثار ویسکونتی، که البته کارنامه ویسکونتی بسیار غنی است و سبک او در رابطه با شخصیت و داستان بسیار رئال است.

این فیلم براساس رمان “پستچی همیشه دو بار زنگ می‌زند” از جیمز ام.کین اقتباس شد، رمانی که بارها و بارها اقتباس شد. گرچه اجرای بازیگر نقش اصلی فیلم ضعیف است، اما این فیلم سزاوار حضور در این لیست است. پایان داستان به دلیل رئالیسم و نمادگرایی بسیار تاثیرگذار است.

داستان درباره ولگردی است که دوست دارد همیشه آزاد باشد و سفر کند. تا اینکه روزی عاشق یک زن متاهل شده و باقی داستان را می توانید حدس بزنید. فکر خیانت باعث می شود این ولگرد به کار خود اندیشیده و تصمیم بگیرد به زندگی گذشته خود بازگردد. در ابتدا همه چیز وسوسه انگیز است اما به تدریج حسرت و پشیمانی نیز آشکار می شود.


27. زنده باد – I Mostri (دینو ریسی، 1963)

کمدی ایتالیایی این فیلم یکی از بهترین نماهای ایتالیای سال های 1960 را نشان می دهد، زمانی که ایتالیا به  یک جامعه صنعتی و مصرف گرا تبدیل می شود. داستان از 20 قسمت تقسیم  شده که شخصیت ها به شکل طنز به نمایش درآمده اند. این فیلم همچنین لایه ای مختلف کنایی مانند ازدواج، تحصیلات، روابط و عدالت را نشان می دهد.

ویتوریو گاسمن و اوگو توگنازی که در فیلم “زنده باد ایتالیا” (Il Nuovi Mostri) سال 1977 نیز باهم همبازی بودند، اجراهای درخشانی ارائه داده و دلیل رسیدن به چنین جایگاه افسانه ای را نشان می دهند. یکی از بهترین داستان های این فیلم که به دلیل ساختار و داستان و البته اجرای بازیگران اصلی، در این لیست قرار گرفت.


28. یوزپلنگ – The Leopard (لوکینو ویسکونتی، 1963)

یک فیلم تاریخی از شهر سیسیل قرن 19 که نیروهای انقلابی در تلاش هستند تا سلطنت و رژیم آن را براندازند. جوزپه گاریبالدی که در فیلم تنها نامی از او برده می شود رهبری این نیروها را برعهده دارد.

داستان اینگونه آغاز می شود: در باغ ویلای دون فابریزیو کوربرا، با بازی برت لنکستر، جسد یک اشراف زاده دیده می شود. خانواده دون فابریزیو که طرفدار پادشاه هستند، در رفاه کامل زندگی کرده و از شرایط سیاسی مطلع نیستند. خواهرزاده آنها، با بازی آلن دلون، یکی از شورشی هاست و دلون به خوبی توانست نقش یک شورشی جذاب و زن باره را ایفا می کند.

در این بین دون فابریزیو باید با تغییرات سیاسی و شورش ها مبارزه کرده و با ماجراهای عاشقانه و عاطفی خواهرزاده اش نیز دست و پنجه نرم کند. این فیلم ریتم کندی دارد و در داستان پیچیدگی و گره خاصی دیده نمی شود. تغییرات سال ها و پیشرفت صحنه ها به خوبی طراحی شده است.

برخی از صحنه های فیلم کاملا راکد بوده و در آن اتفاقی رخ نمی دهد، بنابراین داستان بر توانایی بازیگری آلن دلون و لنکستر و نقش هایشان تکیه دارد. یک درام تاریخی جالب و یک فیلم دیدنی برای طرفداران آثار تاریخی که با وقایع تاریخی و اجراها و البته داستان، همراه شده است.

همچنین بخوانید: معرفی 10 فیلم برتر برادران کوئن که نباید از دست بدهید


29. دوستان من – Amici Miei (ماریو مونیچلی، 1975)

یکی دیگر از آثار مونیچلی و شاهکاری که نمی توان از این لیست کنار گذاشت. داستان چهار دوست (که بعدا به پنج دوست تبدیل می شوند)، متشکل از نوجوانان دیوانه و پیرمردهایی که از زندگی خود خسته شده اند. گرچه همه آنها به نوعی زندگی خوبی دارند اما دوست دارند به هیجان های بزرگ و بزرگ تر دست بزنند. آنها خود را کولی می دانند زیرا در کنار هم غیرقابل پیشبینی و بی توجه هستند و مشکلات زندگی شان را پشت سر می گذارند.

این فیلم از آثار دیگری که تا آن زمان ساخته شده متفاوت است. تمام لحاظت عاطفی و درام فیلم به لحظات طنز و کمدی تبدیل می شود. در کنار هم قرار گرفتن چنین شخصیت هایی این فیلم را به جایگاه والایی رسانده و اجرای دیدنی آنها به کارگردانی مونیچلی این فیلم را به یکی از تاثیرگذارترین کمدی های سال های 1970 تبدیل می کند.


30. رم ساعت ۱۱:۰۰ – Roma, ore 11 (جوزپه د سانتیس، 1952)

پیشگام ژانر نئورئالیست و براساس یک داستان واقعی. بیش از 200 زن خواستار شغل منشی گری در دفتر یک حسابدار هستند. داستان در رم رخ داده و شرایط غم انگیز و دشوار و نیاز به شغل در ایتالیای پس از جنگ کاملا حس می شود.

این فیلم داستان متقاضی های مختلف از صبح تا پس از حادثه را نشان می دهد. تعداد زیادی از متقاضی ها منتظر آغاز مصاحبه هستند و در پلکان ساختمان کوچک این اداره صف بسته اند. تا اینکه یکی از زن ها به دیگری برخورد کرده و برخورد یکی پس از دیگری زنان به جراحت برخی از آنها و مردن یکی شان منجر می شود.

مسبب این اتفاق آنقدر نیازمند این شغل بود که با زنان دیگر بحث و جدل را آغاز کرد. این سانحه به خوبی ضبط شده و بسیار رئال است، بنابراین بیننده به خوبی آن را حس می کند. متقاضی ها کاملا با یکدیگر تفاوت داشته و اشراف زادگان خسته، فاحشه ها، پیشخدمت ها و دختران جوان را شامل می شود.

این فیلم به خوبی توانست زندگی مردم ایتالیا در سال های پس از جنگ جهانی دوم را نشان دهد. این فیلم به سایر زنان مجروح در این سانحه، خود حادثه و حتی تحقیق درباره آن، می پردازد.

همچنین بخوانید: نگاهی به 15 فیلم برتر جان فورد، یک وسترن ساز تمام عیار


آثار دیگری که میتوانستند در این لیست جای بگیرند: مشت ها در جیب (I pugni in tasca – 1965)، آکاتونه (Accattone – 1961)، رفیقه ها (Le Amiche – 1955)، پدرسالار (Padre Padrone – 1977)، جانگو (Django – 1966)، صحرای سرخ (Il Deserto Rosso – 1964)، یک آمریکایی در رم (Un Americano a Roma – 1954)، سالو یا ۱۲۰ روز در سودوم (Salò, or the 120 of Sodom – 1975)، میلیونر ناپولی (Napoli Milionaria، 1950) و عشق و سرقت (Il Mattatore – 1960).


امیدواریم از مطالعه این مقاله لذت برده باشید. منتظر شنیدن نظراتتان هستیم!

دیدگاه‌ها

بستن فرم