نگاهی به ۱۰ شاهکار برتر سینمای روسیه (بهترین فیلم های سینمای روسیه)

سینمای روسیه یکی از پربازده ترین و بین المللی ترین سینماهای جهان است که از زمان امپراتوری روسیه آغاز شد و در دوران شوروی سابق ادامه یافت. پیشگامان سینمای روسیه هنر هفتم را بررسی نموه و در این زمینه موفق بودند، مانند کولشوف که در زمینه اجرا و کارگردانی موفق بود.

سپس شوروی در فیلمسازی سرمایه گذاری کلان کرد زیرا سینما را راحت ترین راه برای تاثیرگذاری بر مردم می دانست. بنابراین بسیاری از فیلمسازان بااستعداد این شانس را به دست آوردند که خود را نشان داده و برخی از برترین فیلم های تاریخ را بسازند که در ادامه به شما معرفی می کنیم. با پروشات همراه باشید.


10. رزم ‌ناو پوتمکین – Battleship Potemkin (سرگئی آیزنشتاین، 1925)

این فیلم آغازگر یک انقلاب بود. این فیلم به کارگردانی سرگئی آیزنشتاین از تغییرات به وجود آمده یک انقلاب ساخت که به جاذبه های بعدی سینما و راه های جدید فیلمسازی منجر شد.

آیزنشتاین از بکار بردن و آزمایش تکنیک های مختلف برای ایجاد حس هیجان، غم و خشم در تماشاگر لذت می برد. یکی از روش های مورد استفاده شده توسط او ویرایش وابسته است. برای مثال، گوشت فاسد کرم زده در صحنه اول فیلم نماد استبداد شاه و اطرافیت اوست، حالا هرچقدر بگویند این گوشت خوب است کسی باور نمی کند. بنابراین باید دور انداخته شده و نابود شود.

همچنین در این فیلم یکی از بهترین صحنه ها را میبینیم که اودسا قدم گذاشته و از چرخ به پایین سقوط می کند. تنش ایجاد شده توسط آیزنشتاین آنقدر شدید است که این صحنه در فیلم های آینده مانند “تسخیرناپذیران” (The Untouchables) تکرار می شود.

فیلم با صحنه بالا آمدن پرچم سرخ در میدان نبرد به پایان می رسد. هنگامی که می پرسند: “رزم ناو پوتمکین به کجا می رود؟”، آیزنشتاین پاسخ می دهد: “ما حوادث حال را به تصویر می کشیم که سرانجام به انقلاب منجر می شوند.”

همچنین بخوانید: نگاهی به ۲۰ شاهکار برتر سینمای بریتانیا (بهترین فیلم های سینمای بریتانیا)


9. مردی با دوربین فیلم ‌برداری – Man with a Movie Camera (ژیگا ورتوف، 1929)

ژیگا ورتوف یکی دیگر از پیشگامان سینمای روسیه است که در جستجوی “زندگی حقیقی” سری فیلم های Kino-pravda را آغاز کرد و نام آن را از یک روزنامه محبوب الهام گرفته بود.

” مردی با دوربین فیلم ‌برداری” یک اثر تجربی بوده که تکنیک هایی مانند نوردهی چندگانه، فست موشن، اسلوموشن، نماهای یخ زده و صفحه مجزا را معرفی کرد. در این فیلم داستانی وجود ندارد و تنها مجموعه ای از تصاویر ضبط شده از زندگی روزمره مردم شوروی در کیف، خارکیف، مسکو و اودسا، به تصویر کشیده می شود. این فیلم به دلیل پویایی و خوشبینی اش تحسین شد.

همچنین بخوانید: بهترین فیلم های سینمای اروپا در قرن 21  شاهکارهایی برای فیلم بازها


8. درناها پرواز می ‌کنند – Cranes are Flying (میخائیل کالاتازوف، 1957)

فیلمی از کارگردان اهل شوروی که در گرجستان به دنیا آمد و تنها فیلم شوروی محسوب می شود که جایزه نخل طلای فستیوال کن سال 1958 را به دست آورد.

داستان درباره شخصیت مونث ورونیما و انتظار طولانی او برای نامزدش بوریس است که در جنگ جهانی دوم مبارزه می کند. تماشاگر می داند که بوریس برای نجات زندگی یک سرباز دیگر کشته شد، اما ورونیکا و خانواده اش تا پایان جنگ این را نمی دانند.

در فیلم شاهد مشکلات ورونیکا در جنگ، مهربانی او (یک فرزند یتیم به نام بوریا را به سرپرستی می گیرد) و وفاداری (هرگز از عشق ورزیدن به بوریس دست نمی کشد) او هستیم و به همین دلیل ورونیکا یکی از شناخته شده ترین شخصیت های زن سینمای شوروری است.

همچنین بخوانید: 20 مستند برتر سینما با موضوع جنایت های واقعی


7. خورشید سفید بیابان – White Sun of the Desert (ولادیمیر ماتیل، 1970)

اگر بخواهیم درباره آثار کلاسیک شوروری صحبت کنیم قطعا “خورشید سفید بیابان” یکی از آنهاست. داستان درباره سرباز ارتش سرخ به نام فیدور سوخوف است که پس از سال ها مبارزه در جنگ داخلی ترکمنستان به خانه بازمی گردد. صحنه آغازین یک منطقه روستایی سرسبز و یک زن دوست داشتنی را نشان می دهد که کاترینا ماتویونا، همسر اوست که برایش نامه می نوشت. اما این تنها یک خواب است و سوخوف در بین راه در یک بیابان داغ به خواب رفته است.

او نمی تواند برای دیدن کاترینا صبر کند اما سرنوشت نقشه دیگری برای او کشیده است. همین تقدیر است که الهام بخش آهنگ اصلی فیلم (Your Noble Highness Lady Fortune) بوده است. ابتدا به یک مرد دفن شده در ماسه ها برمی خورد، سپس باید از ده زن حرمسرا که یک سارق آنها را رها کرده مراقبت کند و سپس باید با آن سارق و دارودسته اش مبارزه نماید.

این فیلم مانند یک اثر وسترن است که عناصر طنز به آن افزوده شده باشد و بسیاری از دیالوگ های آن به زبان روسیه وارد شد، دیالوگ هایی مانند: “شرق یک موضوع حساس است” یا “سوال دارید؟ نه، ندارید.”

هنگامی که فضانوردان روسی به فضا می روند، “خورشید سفید بیابان” را به عنوان شانس با خود می برند.

همچنین بخوانید: 12 فیلم برتر تاریخ سینما با موضوع کوری (نابینایی)


6. استاکر – Stalker (آندری تارکوفسکی، 1979)

هرچقدر درباره آندری تارکوفسکی صحبت کنیم بازهم کم گفته ایم. تاثیر او در دنیای سینما آنقدر زیاد است که تمام فیلم های او می توانستند در این لیست جای بگیرند. با این حال اگر بخواهیم در بین آثارش برترین را معرفی کنیم، قطعا “استاکر” خواهد بود. این فیلم اقتباسی از رمان “پیک نیک جاده ای” برادران استراگاتسکی، به مضامین مختلف می پردازد: جایگاه هنر، علم و ایمان در زندگی، رویاها، واقعیت و هدف زندگی.

سه مرد به یک مکان امنیتی به نام “حوزه” می روند که در آنجا واقعیت براساس قوانین فیزیک رخ نمی دهد. آنها به دنبال مکانی به نام “اتاق” هستند که آرزوها را براورده می کند. در راه رفتن به این مکان شخصیت های خود را نشان داده و درباره دیدگاه های خود صحبت می کنند.

تارکوفسکی مجبور بود این فیلم را دوبار ضبط کند، زیرا پس از ضبط مشکلاتی رخ داد و فیلم غیرقابل استفاده شد. در آن زمان فیلم های رنگی نادر بودند، بنابراین نمی توانست آن را رنگی کند. پس تصمیم گرفت صحنه های بیرون از حوزه را سیاه و سفید، و صحنه های داخل آن را رنگی بسازد.

ضبط دوم برای تارکوفسکی و بازیگران حکم مرگ و زندگی را داشت زیرا لوکیشن انتخاب شده سمی بود، که البته بعدها مشخص شد و چند تن از آنها چند سال بعد به سرطان گرفتار شدند.

همچنین بخوانید: نگاهی به 15 فیلم برتر جان فورد، یک وسترن ساز تمام عیار


5. بیا و بنگر – Come and See (الم کلیموف، 1985)

بدون شک جنگ بزرگ ترین موضوع الهام بخش برای کارگردان های روسی است و شاهکار الم کلیموف نیز اینچنین است.

فلوریا پسری است که طی جنگ جهانی دوم می خواهد به سربازان مقابل آلمان ملحق شود. سرانجام توسط آنها رها می شود، اما زمانی که به زادگاهش بازمی گردد تمام خانه ها خالی هستند و نمی تواند مرگ خانواده اش را بپذیرد. دختری که همراه اوست در پشت خانه اجسادی میبیند اما به پسر چیزی نمی گوید. این یکی از صحنه هایی است که فلوریا با آن مواجه شده و خاطره آن تا ابد زندگی اش را ویران می کند. این ویرانی در چهره اش پیداست که در عرض چند ماه چند سال پیر شده است.

یکی از بهترین آثار انتقادی از جنگ و عواقب آن که شخصیت ها و تصاویرشان فراموش نشدنی هستند.

همچنین بخوانید: 10 فیلم برتر تاریخ سینما با محوریت جنگ ویتنام


4. آفتاب‌ سوخته – Burnt by the Sun (نیکیتا میخالکوف، 1994)

نیکیتا میخالکوف با این فیلم سه گانه مربوط به افسر کوتوف را آغاز کرد (خودش این نقش را اجرا نمود). هنگامی که مردی از گذشته همسرش به زندگی آنها وارد می شود تا ماموریتی را به اتمام برساند، زندگی آنها به هم میریزد. میتیا دوست قدیمی همسر او، خانواده آنها و البته نامزد پیشینش است. او با آمدن دوباره اش نیت خوبی ندارد. در حقیقت او یکی از اعضای پلیس شوروی است که می خواهد کوتوف را دستگیر و رهسپار مرگ کند.

“آفتاب سوخته” جایزه اسکار بهترین فیلم غیرانگلیسی زبان و جایزه نخل طلای کن را به دست آورد و یکی از بهترین آثار این کارگردان محسوب می شود. سری های دیگر (با نام های “سفر خروج” (Exodus) و “سنگر” (Citadel)) داستان این شخصیت ها را در سال های بعد نشان می دهد که بار دیگر باهم روبرو می شوند. گرچه این فیلم یکی از پربودجه ترین فیلم های تاریخ روسیه است اما در آن زمان نتوانست انتظار تماشاگران را براورده کند.

همچنین بخوانید: 25 فیلم جنگی برتر تاریخ سینما، از آپوکالیپس تا دانکرک


3. کشتی روسی – Russian Ark (الکساندر سوکوروف، 2002)

الکساندر سوکوروف با دنبال نمودن پیشگامانی مانند ورتوف یا آیزنشتاین، فرم و ساختار را در سینما آزمایش می کند. “کشتی روسی” یک اثر تجربی زیباست که در 96 دقیقه نمایش داده می شود.

راوی (خود سوکوروف) با قدم زدن در موزه آرمیتاژ در سن پترزبورگ، از دوره های مختلف زمانی دیدن می کند. او خود را روح فردی می داند که به شکل تراژیک کشته شد و اکنون این مکان را تسخر کرده است. همراه او یک شخصیت دیگر به نام اروپایی هم وجود دارد که مارکوس دی کاستین، جهانگر فرانسوی قرن 19 است که به خاطر سفرنامه هایش به شهرت رسید. آنها به همراه عده دیگری و در لباس قرن 19 به موزه وارد می شوند. راوی و اروپایی با گشت و گزار در اتاق های مختلف از تاریخ روسیه دیدن کرده و در آنها حضور دارند.

حوادث مشاهده شده توسط آنها ترتیب زمانی ندارد، با این حال به هر صحنه که وارد می شوند اروپایی اصرار دارد که روسی ها مانند اقوام وحشی آسیا از تمدن بویی نبرده اند. هیچ کدام از شگفتی های فرهنگ روسیه او را تحت تاثیر قرار نمی دهد، تا اینکه در پایان دیدارشان در آخرین اتاق قدم می گذارند.

همچنین بخوانید: بهترین فیلمهای تاریخ سینما با موضوع هوش مصنوعی (Artificial Intelligence)


2. جزیره – Island (پاول لونگین، 2006)

یک فیلم حسی درباره گناه، قصور و بخشش. شخصیت اصلی، آناتولی، کشیشی است که مردم را شفا داده و آنها را هدایت می کند. اما درباره کشتن کاپیتان کشتی شان، تیخون، در زمان جنگ جهانی دوم، عذاب وجدان دارد. هنگامی که نازی ها کشتی را اشغال کردند، آناتولی باید میان مرگ خود و کاپیتان یکی را انتخاب می کرد. آناتولی خود را برگزید و با تیراندازی به تیخون جسد او در آب افتاد.

اکنون پس از گذشت سی سال و تمام کارهای خوبی که به عنوان یک کشبش انجام داده، خاطره آن قتل رهایش نمی کند و نمی تواند به آرامش برسد.

در این بین یک دریاسالار پیر را میبینیم که به دلیل بیماری روانی دخترش به دردسر افتاده است. تصمیم می گیرد دخترش را نزد آناتولی ببرد تا شاید شفا پیدا کند. به نظر می رسد شیطان این دختر را تسخیر کرده و آناتولی طی جنگیری دخترک به رستگاری می رسد.

همچنین بخوانید: 12 فیلم برتر لهستانی در تاریخ فیلم سازی این کشور


1. بی ‌عشق – Loveless (آندری زویاگینتسف، 2017)

آندری زویاگینتسف یکی از بزرگ ترین شکاکان تاریخ سینمای امروز است که می خواهد به ما ثابت کند همه چیز از دست رفته و در انتهای مسیر نوری وجود ندارد. در فیلم های پیشین او عشق چندان به چشم نمی خورد: نه عشق پدر و پسر در فیلم “بازگشت” (The Return) نه عشق به همسر در فیلم ” تبعید” (The Banishment) نه در فیلم “النا” (Elena) که سرما بر روایط خانوادگی چیره شد.

بنابراین “بی عشق” نیز حرف جدیدی برای گفتن ندارد، اما تنها درباره نبود عشق صحبت نمی کند بلکه می گوید در دنیای افراد بی رحم و ریاکار، هرگز احتمال دوست داشته شدن وجود ندارد.

این فیلم از اثر ” صحنه‌هایی از یک ازدواج” (Scenes from a Marriage) ساخته اینگار برگمان الهام گرفت و البته از آن اثر کلاسیک سوئدی نیز فراتر رفت. آنچه که برگمان ما را از دیدن آن منع کرد این بود که جدایی این زوج بر فرزندان آنها چه تاثیری می گذارد. بنابراین “بی عشق” به عواقب از بین رفتن روابط خانوادگی می پردازد.

ژنیا و بوریس دیگر نمی توانند کنار هم بمانند و به دنبال طلاق هستند، اما به نظر برسد حتی به تنها فرزندشان آلیوشا نیز اهمیت نمی دهند. آلیوشا پس از شنیدن بحث آنها ناپدید شده و تلاش برای یافتن آنها مانند جستجو برای یافتن معنا و مفهوم زندگی است. واکنش همه به ناپدید شدن او متفاوت است و پدر و مادر در این بین خود واقعی شان را نشان می دهد.

یک نقد گزنده اما اغراق آمیز درباره جامعه، که با خبر پایان جهان در رادیو آغاز شده و با استعاره هایی درباره تکرار و غم زندگی به پایان می رسد.

همچنین بخوانید: 10 فیلم برتر درباره جنگ جهانی دوم در تاریخ سینما


امیدواریم از مطالعه این مقاله لذت برده باشید. منتظر شنیدن نظراتتان هستیم!

دیدگاه‌ها

بستن فرم