رتبه بندی برترین قسمت های انیمه “هفت گناه کبیره” (Nanatsu no Taizai)

انیمه “هفت گناه کبیره” یکی از انیمه های اکشن، ماجراجویی و فانتزی برتر تاریخ است که تا به اینجا دو فصل و یک فیلم آن پخش شده است. در این مقاله می خواهیم اولین و دومین فصل این انیمه با نام “احیای فرمان ها” بررسی کنیم. بنابراین در مرور این لیست ها با ما همراه شوید. نظرات خود را با ما درمیان بگذارید. با پروشات همراه باشید.


6. فصل 2، قسمت 23، قهرمان برمی خیزد (The Hero Rises)

در این قسمت شاهد احیای ملیوداس هستیم. او بازگشته و به الیزابت نزدیک می شود. الیزابت آنقدر خوشحال است که متوجه این موضوع نشده و از او می خواهد تا ابد در کنارش باشد. سپس از این گفته شرمنده می شود. زاراتاس ظاهر شده و ملیوداس به او می گوید که از اینکه یکدیگر را در اینجا ملاقات می کنند متعجب است. ناگهان دریری به هاوک مم حمله کرده و هاوک با سقوط بو هات تاورن را نبود می کند و خودش هم به زمین می افتد. ملیوداس، الیزابت و زاراتاس به زمین می پرد. هاوک در تلاش است تا به دریری ضربه بزند اما خودش از راه به کنار می افتد. ملیوداس از گردن دریری را گرفته و او را به سمت مانسپیت پرتاب می کند که خودش هم یک حمله جادویی داشته است. ملیوداس بازهم حمله کرده و در ظاهر آنها را کنار میزند.

در این حین فرادرین در قالب دریفوس و گریرود به قصر حمله می کند. گریرود انسان ها را به شکل تخم مرغ درمی آورد. شوالیه ها متوجه می شوند درصورتی که این موجودات تخم مرغی شکل را از گریرود بگیرند، به سرعت رشد کرده و سپس انسان ها به اهریمن تبدیل می شوند. همچنین زمانی که داگدو به اهریمن ها حمله می کند، پیر شده و می میرد. زیرا گریرود فرمانروای پیسیفیسم است و هرکس در مقابل او به قتل دست بزند با یک طلسم پیر شده و میمیرد. گوستاو تلاش می کند تخم های جریچو و زیل را منجمد کند اما آنها به زودی ذوب می شوند.

به زودی مرلین از راه رسیده و به اهریمن ها می گوید که دختر بلالوئین است، که این گفته آنها را می تراند. آنها تصمیم به فرار می گیرند اما مرلین گریرود را دستگیر می کند. فرادرین فرار می کند اما هندریکسون او را تعقیب کرده و پیدا می کند. او می خواهد با اهریمن مبارزه کند اما این کار دشوار است. زاراتاس به او ملحق شده و آنها به کمک هم فرادرین را کشت داده و دریفوس را آزاد می کنند. اما شادی شان کوتاه است زیرا فرادرین در هویت واقعی خود بیدار شده و به هندریکسون حمله می کند. خوشبختانه ملیوداس به موقع سررسیده و هندریکسون را نجات می دهد. سپس بن، مرلین و هوزر سر رسیده و مرلین میزان قدرت ملیوداس را بررسی می کند. میزان قدرت او 6000 است که از فرادرین بیشتر می باشد. اما درباره او چیز متفاوتی وجود دارد، چشم های او سیاه بوده و روی پیشانی اش یک نماد وجود دارد.

همچنین بخوانید: بهترین انیمه های سه بعدی (3D) تاریخ سینما را بشناسید


5. فصل 1، قسمت 24، قهرمان ها (The Heroes)

این قسمت آخرین قسمت فصل اول است. در اینجا برای آخرین بار گناهان را در مواجهه با هندریکسون می بینیم. گناهان هفتگانه با هندریکسون مبارزه کرده و شوالیه های مقدس هم مشغول تماشا هستند. ملیوداس از گوتر می خواهد دستوراتش را به ذهن مردم برساند. ملیوداس در مبارزه تن به تن در مقابل هندریکسون قرار گرفته و دیگران نیز از اطراف حمله می کنند. اما در فاصله امن مانده و ملیوداس تمام حملات هندریکسون را خنثی می کند. به نظر می رسد ملیوداس تا زمانی که هندریکسون را شکست دهد از مرگ هم ابایی ندارد. میل انتقام باعث می شود ملیوداس تمام حملات را خنثی کند. اما این میزان قدرت قابل کنترل نیست. ملیوداس حمله کرده و هندریکسون در تلاش است تا از او فاصله بگیرد اما توسط گریامور در تله افتاده و پس از تلاش برای فرار تله به او نزدیک تر شده و او را چند تکه می کند.

ملیوداس به زمین افتاده و الیزابت به سمت او هجوم می برد، سپس شاه آمده و شوالیه ها از او می خواهند این افراد را تنبیه کند زیرا قوانین را زیر پا گذاشته اند. اما شاه آنها را بخشیده و از آنها می خواهد شهر را بازسازی کنند. سرانجام جنگ تمام شده و گناهان به دلیل نقش شان در جنگ مجازات می شوند. الیزابت از اینکه نتوانسته هاوک را احیا کند غمگین است اما سپس از جسم هاوک مرده یک هاوک کوچک بیرون آمده و ملیوداس و الیزابت خوشحال می شوند. سپس دایان از شاه می خواهد به همراه او به فستیوال برود. گایلا و گاوتر از راه رسیده و قدرت های جادویی دایان را احیا می کنند. اما جریچو قدرتش را از دست داده و ناراحت است. بن به ملیوداس می گوید گروه را ترک خواهد کرد و ممکن است زمانی بازگردد. الیزابت متوجه می شود گناهان درحال ترک آنجا بوده و پدرش از او می خواهد آنها را نبیند. اما ملیوداس به دیدن او آمده و می گوید هنوز آخرین گناه را نیافته اند و اینکه آیا دوست دارد در کنار او ماموریت را پایان دهد که الیزابت هم قبول می کند.

همچنین بخوانید: 12 انیمه برتر تاریخ درباره غذا و آشپزی


4. فصل 1، قسمت 23، غم از بین می رود (Despair Descends)

دو قسمت آخر بهترین قسمت های فصل اول هستند که هردو در این لیست قرار دارند. در قسمت “غم از بین می رود” هندریکسون در حین فرار از شر گناهان به جسد اهریمن قرمز می رسد. گناهان با این کشف گیج شده اند. هندریکسون به آنها می گوید که چگونه به این کشف رسیده و از آن استفاده کرده است. گاتر هم از این جسد همان حسی را تجربه کرده که از نسل جدید تجربه کرده بود. از آنجاییکه که بن به هندریکسون می گوید او اهرین قرمز را به قتل رسانده، هندریکسون به حمله کرده و او را به زمین میزند.

پس از مدتی گناهان تصمیم می گیرند به سمت چاله رفته و هندریکسون را تعقیب کنند. دایان در بیرون چاله مراقب است. هنگام که به پایین چاله می رسند رد خون را یافته و با دنبال کردن آن هندریکسون را در پشت اهریمن خاکستری میبینند. هندریکسون خون اهریمن خاکستری را به خود تزریق کرده و تغییر شکل می دهد. ظاهر جدید او شبیه اهریمن شاخ دار است. پوستش خکستری شده و قدرت هایش به درجه جدیدی رسیده و گناهانش به صورت خودکار بروز می کنند. در بیرون که شوالیه ها و دایان منتظر گناهان هستند، انفجاری رخ داده و دایان را پرتاب می کند. هندریکسون بیرون آمده و به گناهان و شوالیه ها حمله می کند.

حملات گناهان و شوالیه روی هندریکسون تاثیر ندارد. الیزابت همه را به فرار تشویق می کند و سپس هندریکسون حمله ای را آغاز می کند که به کشته شدن همگان منجر می شود. او به سمت ملیوداس می رود اما هاوک به میان پریده و پس از محافظت از ملیوداس کشته می شود. الیزابت گریه می کند. بدنش درخشیده و قدرت خون خشکیده درونش بیدار می شود. این قدرت جان سربازان مرده را زنده می کند. هندریکسون به سمت الیازبت حمله کرده و قدرت الیزابت او را از پای درمی آورد. گناهان و شوالیه ها خود را برای مبارزه بعدی با هندریکسون آماده می کنند.

همچنین بخوانید: 12 انیمه خون آشامی برتر در تاریخ انیمه به انتخاب پروشات


3. فصل 2، قسمت 11، پدر و پسر (Father and Son)

در این قسمت قدرت های ملیوداس بازمی گردد. همچنین با گذشته بن آشنا شده و او با نسخه پیشین خود پیوند می خورد. شاه هم به ملیوداس اعتماد نداشته و او را به داشتن مقاصد شوم متهم می کند. ژیواگو، گرگینه ای که توسط بن دستگیر شد، پدر بن است. بن از او می پرسد چرا قبلا نگفت گرگینه است و ژیواگو پاسخ می دهد که از واکنش بن می ترسید. ژیواگو از بن می پرسد چرا آنقدر جوان است زیرا باید چهل ساله باشد. بن پاسخ می دهد عصاره جوانی را یافته، از آن نوشیده و زندگی جاوادنه دارد.

ژیواگو بعدها به بن می گوید که تصور می کرد عصاره جوانی داستان پریان است. سپس صحبت شان به الین رسیده و بن به ژیواگو می گوید که الین نگهبان فواره بوده و اکنون مرده است. او همچنین می گوید انتخاب های خوبی نداشته زیرا مجبور بود بین عشق و دوستش یکی را انتخاب کند و درنتیجه دوستش را کشت. ژیواگو سپس از او می پرسد آیا او را کشته است که بن می گوید نه. زیرا او بهترین نبود و نمی توانست نجات پیدا کند. گرچه به ملیوداس خیانت کرده بود اما او لبخند زده و او را بخشیده بود. سپس ژیواگو به بن نصیحت می کند که از ملیوداس طلب بخشش نماید و میمیرد.

سپس شاهد نبرد شاه و ملیوداس هستیم که جنا هم نظاره گر آنهاست. شاه به ملیوداس می گوید که به او اعتماد ندارد و او را تا حدی با “ده فرمان” نزدیک می داند. شاه و ملیوداس به مبارزه ادامه می دهند. شاه به ملیوداس اخطار می دهد که اگر بخواهد به پادشاهی خیانت کند، هرگز او را نبخشیده و او را به زمین می زند. شاه قدرت هایش را به شکل قطرات کوچک درآورده و با آن به ملیوداس حمله می کند. ملیوداس هم همان ترفند را روی شاه اجرا کرده و این ترفند موثر است. سپس از غار تمرین خارج شده و ملیوداس قدرت خود را به دست می آورد. سپس از مرلین می خواهد او را به ده فرمان تبدیل ببرد. پس از رسیدن به آنجا ملیوداس گالند را به یک خمیر تبدیل کرده و به ده فرمان اخطار می دهد. این اولین قسمتی است که در آن ملیوداس ده فرمان را به چالش می کشد.

همچنین بخوانید: معرفی 12 انیمه ورزشی برتر تمام زمان ها


2. فصل 2، قسمت 19، ملیوداس در مقابل ده فرمان

مهم ترین قسمت کل سریال که مجددا شاهد قدرت واقعی ملیوداس و تقابل او با ده فرمان هستیم. این قسمت پرطرفدارترین قسمت بین هواداران است. در این قسمت حملات اسکنور درول و گلوکسینیا را از میدان به در می کند. اسکنور به جای حمله به گاتر به اهریمن ها حمله می کند. پس ملیوداس دست درول را می برد. همچنین می گوید مدت هاست که در فکر حمله است و به دنبال فرصت بوده، بنابراین درول درست فکر کرده بود. همچنین گفت که به دیگران نمی گوید زیرا احتمالا درول متوجه شده بود که او با آنها بازی می کند.

گاتر یک اسکنورسقوط کرده را برداشته و دلیل فدا شدنش را از او می پرسد و او هم پاسخ می دهد که به کسی اجازه نمی دهد قلب دوستانش را به بازی بگیرد. ملیوداس به مبارزه با درول و گلوکسینیا ادامه داده و قدرتش را به دست می آورد. سپس درول دیگران را دستگیر کرده و آن ها را زیر زمین به دام می اندازد. سپس ملیوداس را تهدید می کند که در صورت مقاومت او را خواهد کشت. ملیوداس بازوی دیگر درلو را بریده و در این بین گلوکسینیا دست او را احیا می کند. از سوی دیگر زندانیان نگران بوده و با این که می خواهند به ملیوداس کمک کنند اما می دانند او تنها کسی است که می تواند با ده فرمان مبارزه کند. سپس گیلفراست آنها را به قصر لیونس برده و گلوکسینیا درول را درمان می کند. ملیوداس سعی می کند به آنها حمله کند اما درول با جادوی زمینی اش او را متوقف می کند. سپس درول را زخمی می کند اما موفق نیست زیرا درول خود را به فلز تبدیل خواهد کرد. گلوکسینیا می خواهد به او حمله کند اما ملیوداس به او و درول حمله می کند.

هنگامی که بن، الیزابت و دیگران از قصر به مبارزه نگاه می کنند، اعضای دیگر ده فرمان ظاهر می شوند. در بین آنها زلدریس، برادر کوچک ملیوداس هم دیده می شود. ملیوداس می خواهد به او حمله کند اما او دست ملیوداس را قطع می کند. اهریمن های دیگر به حمله ادامه داده و ملیوداس را زمین میزنند. سپس دریفوس با جادوی خود به ملیوداس حمله کرده و او مقاومت می کند. زمانی که اهریمن ها به ملیوداس می گویند او را کشته و به سوی انتقام قدم می گذارند، ملیوداس با شمشیر به سمت آنها حمله می کند اما استاروسا مانع او شده و درحالی که به تدریج پایش را روی جناغ سینه او فشار می دهد می گوید او را دوست دارد و به همین دلیل او را شکنجه می دهد.

همچنین بخوانید: 14 انیمه اکشن رمانتیک برتر همه زمان ها


1. فصل 2، قسمت 14، ارباب خورشید (Master of The Sun)

اگر تصور می کنید این بهترین قسمت این انیمه نیست متاسفیم. برخی از طرفداران مبارزه میان ملیوداس و ده فرمان را قسمت محبوب خود می دانند. اما در این قسمت اسکنور حضور دارد و صحنه ای که برای وارد کردن ضربه دوم تبر خود را بالا می آورد دیدنی است. در ابتدای این قسمت جریچو سخت در تلاش است تا بن و الین را بلند کند. آنها پس از نبرد گالند مصدوم شده اند و جریچو می خواهد با آنها فرار کند. اما گالند قصد ندارد طعمه های خود را از دست بدهد و با تخته سنگ های بزرگ به آن سه نزدیک می شود. سنگ سوم به آنها خورده و آنها را به پرتگاه می اندازد. الین با جادوی خود جانشان را نجات می دهد.

سپس جریچو الین و بن را به میخانه می برد. در آنجا پسر لاغری وجود دارد که عینک به چشم دارد. او اسکنور است، آخرین گناهی که باید معرفی شود. بن و اسکنور یکدیگر را شناخته و اسکنور در پنهان شدن در سلول به آنها کمک می کند. گالند و ملاسکولا برای نوشیدن به میخانه می آیند. آنها نوشیدنی را دوست داشته و می خواهند با غلبه بر دنیای انسانی اسکنور را زنده نگه دارند. سپس گالند به اسکنور می گوید که می داند طعمه هایش را پنهان کرده است. سپس به او پیشنهاد یک بازی می دهد که در صورت پیروزی اسکنور به طعمه ها را آزاد می کند. این بازی ساده است و پیش از نتیجه کسی نباید آن را ترک کند. اسکنور این پیشنهاد را پذیرفته و گالند برای تبریک به او ضربه میزند اما قدرتش آنقدر زیاد است که اسکنر بیهوش می شود. به هوش آمدن او طول می کشد و در این بین گالند طراف را چرخیده و یک تبر سنگین پیدا می کند. در تلاش است تا تبر را بلند کند اما نمی تواند.

پس از مدتی اسکنور بیدار شده و با یک دست تبر را بالا می برد. بنابراین هویت واقعی خود را فاش می کند. ظاهر فیزیکی اسکنور تغییر کرده و اکنون نیرومند است. سپس با آن تبر گالند را به دو نیم تبدیل کرده و ملاسکولا را تحت تاثیر قرار می دهد. گالند دوباره زنده شده و می گوید کار او را جبران خواهد کرد. او قدرت خود را به 40،000 رسانده و به اسکنور ضربه میزند اما این ضربه سطحی است. سپس اسکنور تبر را بالا می آورد تا به گالند ضربه بزند اما گالند فرار می کند. سپس به یک مجسمه سنگی تبدیل می شود زیرا قوانین بازی را کنار زده استو  ملاسکولا سپس روح اسکنور را مصرف کرده و از درون سوزانده می شود. سپس اسکنور به بن و دیگران می گوید تا شب منتظر شوند و پس از آن با گروه همراهی می کند اما پیش از آن باید در انتقال الکل به او کمک کنند. سپس شاهد ملاقات گروه با شاه هستیم.

همچنین بخوانید: 12 انیمه برتر استودیو جیبلی که حتما باید ببینید


امیدواریم از مطالعه این مقاله لذت برده باشید. منتظر شنیدن نظراتتان هستیم!

دیدگاه‌ها

بستن فرم