اگر فیلم باشگاه مبارزه (Fight Club) را دوست دارید این 10 فیلم را تماشا کنید

باشگاه مبارزه یکی از آن فیلم هایی است که تا مدت ها پس از تماشا از ذهن تان خارج نمی شود. گرچه نمی توان فیلم را به ژانر مشخصی مرتبط دانست، با این حال به ژانر کنایی نزدیک است (گرچه بخش اعظم آن درام می باشد). با این حال اگر با آثار دیوید فینچر آشنا باشید، می دانید همه آثارش تاریک هستند. “باشگاه مبارزه” نیز از این قضیه مستثنا نیست. امروز می خواهیم به فیلم های مشابه “باشگاه مبارزه” نگاهی بیندازیم. داستان درباره مردی با اختلال شخصیتی است. در اینجا فیلم های دراماتیک و تاریک را انتخاب کرده ایم که به نوعی با جامعه نیز مرتبط هستند. با پروشات همراه باشید.


10. پنجره مخفی – Secret Window – 2004

درباره جانی دپ نکته ای وجود دارد که باعث می شود برای هر نقشی مناسب باشد، حالا چه چهره اوست یا صدای بمش. او نقش یک نویسنده به نام مورت رینی را ایفا می کند که به تازگی طلاق گرفته و برای نوشتن به کلبه ای در جنگل می رود. زمانی که یک نویسنده ناشناخته به نام جان شوتر با او مقابله کرده و او را به ربودن داستانش متهم می کند، اوضاع به هم میریزد. رفته رفته می خواهد ادعایش را ثابت کند و می گوید پایانش متفاوت است. سپس در زندگی اش اتفاق های متفاوت رخ می دهد، سگش با یک پیچ گوشتی کشته می شود و اوضاع به هم میریزد. مورت در نهایت متوجه می شود خودش شوتر است و هربار می خوابد یا حالش بد است به آن شخصیت تبدیل می شود. پایان داستان گویای حقیقت این فیلم است.


9. هویت – Identity – 2003

ابتدا ده نفر بودند، اما یکی یکی کشته شدند. سپس هیچ کدام از آنها باقی نماندند. یک اثر کلاسیک اقتباسی از “سپس هیچ‌کدام باقی نماندند” آگاتا کریستی که بسیار دیدنی است. این فیلم با روایت زیبایش بیننده را به بازی گرفته و تا پایان به هویت قاتل پی نمی برید. اجرای زیبای شخصیت ها در پیچیدگی فیلم تاثیرگذار است. شاید این فیلم در خلق یک اوج زیبا برترین نباشد اما قطعا دیدنی است.


8. ترس کهن – Primal Fear – 1996

نورتون یک بازیگر متداکتینگ است که به زیر پوست شخصیت فرو رفته و گاهی اوقات اصلا بازی نمی کند. فقط خودش می شود. در “ترس کهن” همینطور بوده و چهره های مختلف یک شخصیت را نشان می دهد. با توجه به اینکه این فیلم اولین اثر اوست، نورتون در آن موفق بود و نقش آرون استمپلر را به زیبایی و بدون نقص انجام داد. این پسر باهوش به قتل متهم شده است. یک کلانتر نه از روی دلسوزی و بزرگی بلکه برای به چالش کشیدن خویش در غیرممکن ها با او همکاری کرده و او را بررسی می کند. مشخص می شود که این نوجوان خام و بی پناه یک روانی است که آرون را تحت کنترل خویش درمی آورد.


7. ماشین چی – The Machinist – 2004

ماشین چی مانند داستان باشگاه مبارزه درباره یک فرد بی خواب است که در محل کار و خانه با تجربه های عجیب مواجه می شود. ترور رزنیک تصادفا یک همکار را مجروح کرده و رفته رفته با کاهش کنترل بر جسم و روح به پارانویا دچار می شود. جنبه های رازآلود زندگی و روان او درنتیجه روان گناهکار و مجرم اوست که پسری را زیر گرفته و فرار کرده و اکنون با نمایش توهم هایی در مقابل چشمانش او را مجازات می کند.


6. دختر گمشده – Gone Girl – 2014

در این فیلم هیچ چیز قابل اعتماد نیست و روایت فریبنده مردی به تصویر کشیده می شود که خودش در ناپدید شدن همسرش متهم است. کارگردان و اجرای موفق بازیگران توانست یک اثر پیچیده بسازد که البته نقص هایی هم دارد. فینچر ما را به داستانی وارد می کند که از دو سمت روایت شده و با فلش بک ها و خاطرات پیچیده زندگی یک زوج را نشان می دهد. در روند داستان روایت این دو در هم ادغام می شود. در روایت پایانی پوسته شخصیت ها کنار گذاشته شده و با حقیقت شخصیت و هویت آنها آشنا می شویم.


5. پرسونا – Persona – 1966

بدون شک پرسونا بهترین فیلم درباره اختلال هویت است. داستان آلما، پرستاری که باید از یک بازیگر لال به نام الیزابت نگهداری کند. آنها به مکان دورافتاده ای می روند و آنجا آلما رازهای ترسناک زندگی گذشته اش را با الیزابت درمیان می گذارد. سپس شخصیت های آنان به طرز رازآلودی درهم ادغام می شود و با جایگزین کردن یکدیگر اعمال و انتخاب های گذشته خود را زیرسوال می برند. درد، حساسیت، قدرت و غم ایجاد شده توسط برگمن آن را به یک تجربه عمیقا شخصی تبدیل می کند.


4. مظنونین همیشگی – The Usual Suspects – 1995

تریلر کلاسیک برایان سینگر یکی از بهترین روایت های سینما را خلق می کند. شخصیت کوین اسپیسی باید اتفاقی را تعریف کند که به یک حادثه مرگبار تبدیل شد و خودش هم جز آن بود. با صحبت کردن درباره یک ارباب ترکی مافیای مواد مخدر به نام کایزر شوزه که در این تجارت یک چهره ترسناک است، اوضاع پیچیده می شود. با خروج وربال از دفتر پلیس، مامور کاستومز به فکر فرو رفته و در یک لحظه متوجه می شود ماجرای پر از جزئیات وریال ساخته و پرداخته ذهن او بود و پلیس را فریب داده است. کینت از اداره خارج شده، سیگارش را روشن کرده و ماشینش را روشن می کند، در نتیجه یکی از فریبنده ترین داستان های جهان را خلق می کند.


3. یادگاری – Memento – 2000

آثار سال های اولیه فعالیت کریستوفر نولان دارای عناصر خالص، تاریک و پیچیده بودند که گویا با غرق شدن او در دنیای هالیوود رفته رفته از بین رفتند. جسارت او در خلق این شاهکار متفاوت تحسین برانگیز و البته حسادت برانگیز است. یادگاری یک موفقیت روایی است که به دلیل داستان غیرخطی و شخصیتی که حافظه کوتاه مدتش را از دست داده، دیدنی است. قهرمان داستان می خواهد با یافتن قاتل همسرش از او انتقام بگیرد. نولان برای صحنه های فلش بک از تصاویر سیاه و سفید و برای صحنه های حال از تصاویر رنگی استفاده می کرد. داستان با تصاویر رنگی آغاز شد و به تدریج و طی صحنه های کاراگاهی هویت قهرمان داستان مشخص می شود. یک داستان روان شناسانه از ذهن و روح انسان و محرک های الهام بخش آن.


2. روانی – Psycho – 1960

آلفرد هیچکاک پیشگام ژانر تریلر جنایی است و به همین دلیل پدر داستان ضد-اوج نام دارد. روانی هیچکاکی ترین فیلم اوست و آنتونی پرکینز نقش مدیر شیطانی بیتس متل را ایفا می کند. واکنش های اولیه متفاوت بود و بسیاری فیلم را بیش از حد تاریک می دانستند. با این حال پس از استقبال منتقدین و نامزدی در چهار جایزه اسکار، فروش گیشه افزایش یافت. این فیلم پتانسیل های انسانی برای خشونت، رفتارهای شیطانی و جنسیت گرایی در فیلم های آمریکایی را نشان می دهد. همچنین اولین نمونه ژانر کشتار نام دارد. امروزه صحنه دوش حمام را زیباترین صحنه تاریخ سینما می دانند.


1. راننده تاکسی –  Taxi Driver – 1976

مارتین اسکورسیزی و رابرت دنیرو در سال 1973 و با فیلم “خیابان‌ های پایین شهر” (Mean Streets) که چهره تریلرهای جنایی را دگرگون کرد، در کنار هم قرار گرفتند. سپس مجددا در فیلم “راننده تاکسی” که نماد ژانر تریلر نئو-نوآر روانشناسانه است، در کنار هم قرار گرفتند. تراویس بیکل یک جوان 30 ساله است که در گذشته سرباز جنگ ویتنام بوده و اکنون راننده تاکسی است و باید با زندگی در جامعه عادی خو بگیرد. از انجاییکه شب ها به علت کابوس ها نمی تواند بخوابد راننده تاکسی می شود. این فیلم جز اولین اجراهای جودی فاستر بود که با بازی در نقش فاحشه نوجوان نامزد اسکار شد و تحسین منتقدین را به دست آورد. این فیلم در حرفه رابرت دنیرو نیز موثر بود و باعث شد برای دومین بار نامزد اسکار شود و به شهرت جهانی برسد. مضامین تاریک فیلم به همراه مونولوگ های زیبا (“با من صحبت می کنی؟”) این فیلم را به نماد فیلم های جنایی تبدیل کرد و پایان دیدنی داشت. افسردگی، غم و تنهایی تراویس به زیبایی به تصویر کشیده شد و این اثر را جذاب کرد.


امیدواریم از مطالعه این مقاله لذت برده باشید. منتظر شنیدن نظراتتان هستیم!

دیدگاه‌ها

بستن فرم