نگاهی به 20 شاهکار برتر اینگمار برگمان، کلکسیونی تکرار نشدنی برای شیفتگان سینما

اینگمار برگمان به عقیده بسیاری یکی از بزرگ ترین کارگردان های تاریخ است، یکی از بهترین مردانی که دوربین به دست گرفت و روح انسانی را دید. او به دلیل ساخت آثار تاریک و درونگرا از بیچارگی شرایط انسانی در شکل های مختلف شهرت دارد.

برگمان سوئدی با ساخت فیلم هایی درباره روابط عاشقانه تا اهریمن هایی که شخصیت هایش را شکنجه می دهند، می داند چگونه احساسات درونی انسان را به تصویر بکشد. او در این بخش از حرفه کاری اش به ساخت کمدی های سیاه روی آورد که بعدها وودی آلن از آن ها الهام گرفت. او یک مرد از پای افتاده بود که با ادغام اشتباهات و بدشانسی های زندگی خود در فیلمهایش توانست استعداد و مهارت خویش را به کار بگیرد.

برگمان با وجود فیلم های خود همیشه زنده است و اثری از حضور خود را در نسل های آینده به جا می گذارد. در اینجا می خواهیم 20 شاهکار برگمان را به شما معرفی کنیم. با پروشات همراه باشید.


20. مصائب آنا – The Passion of Anna

این فیلم را معمولا با فیلم “شرم” برگمان همراه می دانند. این دو فیلم در فارو ضبط شده و هردویشان احساسات درونی را به تصویر می کشند. برای درک شباهت این دو فیلم باید لحظه ای آن دو را یکی در نظر گرفت، زیرا هردویشان یک جهان مشابه را به تصویر کشیده و شخصیت هایی که توسط سیدو و اولمان ایفا شدند در دو فیلم مشابه هستند.

در فیلم شرم و عدم وجود بازی رنگ ها در آن، باید بگوییم این فیلم جنبه نمادین احساسات درونی شخصیت ها را به تصویر کشیده و شاهد جنگ احساسات و مبارزه برای بقا هستیم. درحالی که در مصائب آنا شاهد احساسات بیرونی هستیم، احساساتی که در حقیقت رخ می دهد.

با این حال مصائب آنا در بین بهترین و خوش ساخت ترین فیلم های اینگمار برگمان است. او در این فیلم با شکستن دیوار چهارم و مصاحبه با شخصیت هایش آنچه را که در “ساعت گرگ و میش” (Hour of the Wolf) نیمه کاره به انجام رسانیده بود، انجام داد. حتی مهم تر از آن، نیکویست در پایان فیلم از عبور سیدو در جاده روستایی یک تصویر کلوزآپ نزدیک ایجاد می کند که یکی از بهترین صحنه های پایانی یک فیلم است.

همچنین بخوانید: لیست 70 تایی بهترین فیلم های 2019 به همراه تریلر


19. شرم – Shame

شرم از بسیاری جهات اولین محسوب می شود، حداقل از جنبه فیلمسازی برگمان. این فیلم اولین تلاش برگمان در ژانر جنگی محسوب می شود که هم خاص بود و هم برای افرادی که از محتوای فیلم خبر نداشتند شگفت انگیز.

مورد دیگر این است که شرم به عنوان یک اثر از برگمان بسیار تاریک و شخصی است. محتوای آن آنقدر گزنده و تلخ است که بیننده را به سرعت بی تفاوت می کند. شرم متفاوت ترین اثر برگمان است که تلخی آن توانسته به شکل غریبی باعث جذابیت این اثر شود.

اولمان و سیدو هرگز پیش از این به طور دقیق به تصویر کشیده نشده بودند. نماهای کلوز آپ این دو بازیگر زمانی که به دوربین خیره می شدند دیدنی است. به نظر می رسد که در چشمان بی رنگ آن ها امید به زندگی و انسانیت رنگ باخته است. تصویر پایانی از اولمان او را درحالتی نشان می دهد که دراز کشیده، به دوربین خیره شده و به رویاهایش می اندیشد انقدر تاثیرگذار است که از ذهن بیننده خارج نمی شود و به آخرین تصویر ماندگار این فیلم بدل خواهد شد.

همچنین بخوانید: نگاهی به 15 فیلم برتر جان فورد، یک وسترن ساز تمام عیار


18. صحنه‌هایی از یک ازدواج – Scenes from a Marriage

یکی دیگر از مینی سریال های برگمان، به جز “فنی و الکساندر” که برای تلویزیون سوئد تولید شد. هردوی این سریال ها ویرایش شدند تا به صورت یک نسخه اکران شده و برای بیننده جهانی قابل پخش باشند. با این حال هردوی آن ها تنها به صورت مینی سریال کامل و قابل درک هستند.

فرمت مینی سریال و قسمت های متعدد آن به برگمان این فرصت را داد تا برای نمایش جنبه های درونی شخصیت های خود فرصت و فضای بیشتری در اختیار داشته باشد. شاید داستان های ازدواج تازگی نداشته باشد اما زمانی که به صورت یک داستان 5 ساعته و از نگاه هردو شخصیت نمایش داده شود، قطعا جذاب خواهد بود.

فضای تلویزیون به او اجازه داد تا دیالوگ، شخصیت های حقیقی و داستان رئال را به نمایش بگذارد. در این داستان هیچ پیچیدگی خاصی وجود ندارد بلکه شاهد یک داستان طبیعی و مستندگونه از زندگی دو شخصیت پیچیده هستیم.

همچنین بخوانید: 10 فیلمی که زندگی و نگرش شما را تغییر خواهند داد! 10 فیلم برای لذت بردن از سینما


17. فلوت سحرآمیز – The Magic Flute

گرچه اینگمار برگمان در زمان فیلمسازی یک کارگردان مشهور تئاتر هم بود اما فلوت سحرآمیز هنوز هم برای او بیش از حد تجربی است. هنوز هم ساخت یک فیلم نمایشنامه ای دشوار است چه برسد به یک اپرا، بنابراین این کار برای برگمان یک ریسک بود.

اپرای آن از موسیقی زیبای موتسارت سرشار بوده و برگمان تلاش خود را می کند تا دوربین را به یک زاویه صحنه محدود نکند.  برگمان نیکویست را وادار می کند تا با دوربین حرکت کند و تصویر سینمایی و سیال به وجود آورد.

آنچه که این فیلم را به یکی از برترین فیلم های برگمان تبدیل می کند استعاره زیبای آن است. ابزارهای اپرا و سینمایی نمودن یک اپرای زیبا این اثر را به یک اثر جادویی بدل می کند. یکی از زیباترین و خاص ترین فیلم های کارنامه برگمان که گواه توانایی های نامحدود اوست.

همچنین بخوانید: بهترین فیلم های دلهره آور (Thriller) سال 2019 که باید ببینید


16. لبخندهای یک شب تابستانی – Smiles of a Summer Night

معروف ترین کمدی برگمان و اولین فیلم او که با تحسین بین المللی مواجه شد. برگمان پس از این موفقیت هنری در بین استودیوهای مختلف به شهرت رسید و این شهرت تا پایان دوران حرفه ای اش همراه او بود.

این فیلم یکی از تاثیرگذارترین فیلم های برگمان است که بر فیلمسازان نسل او تاثیر گذاشت، از جمله بر وودی آلن و ژانر کمدی رمانتیک. این فیلم همچنین به دلیل نمایش استعداد گونار بیورنستراند و جنبه های جدید او شهرت دارد. او با ایفای نقش در این فیلم ثابت کرد که یک بازیگر تواناست و هیچ دو نقشی را شبیه هم ایفا نمی کند.

فیلم برگمان با وجود ارتباط زیبا میان بازیگرانش یک اثر زیباست. که علاوه بر دیالوگ های زیبا، پر از کنایه، هجو و محتوای هوشمندانه است. یک فیلم کمدی رمانتیک زیبا که در هر جنبه پیچیدگی خاصی را ارائه می دهد و هرگز قابل پیشبینی یا کلیشه وار نیست.

همچنین بخوانید: لیست 20 تایی از بهترین فیلم های ژانر کودک در سال 2019-2020


15. همچون در یک آینه – Through a Glass Darkly

دومین فیلم برنده جایزه اسکار برگمان و اولین فیلم از سه گانه ایمان که از دو فیلم دیگر کاملا متفاوت است. اگر بخواهیم به طور انفرادی فیلم را بررسی کنیم به مضمون بیماری روانی کارین می پردازد. همین بیماری اوست که باعث می شود نسبت به وجود خدا و عشق اطرافیانش مطمئن نباشد.

اولین فیلم برگمان که در جزیره فارو ضبط شد و آنقدر این منطقه را مشهور کرد که جزیره فارو را جزیره برگمان  می دانند (البته به طور غیررسمی). این جزیره یک تنگناهراسی تداعی می کند که بهترین فضا برای خلق یک داستان روان شناسانه است. شخصیت های فیلم با اینکه اعضای یک خانواده هستند اما آنقدر به هم نزدیک می شوند که به دلیل ماهیت این فضا می توانند احساسات، ترس ها و حسرت هایشان را به هم نشان دهند.

برگمان با وجود یک لوکیشن و چهار شخصیت این فیلم را به یک نمایشنامه تئاتری تبدیل می کند. این فیلم با تولید مینیمال خود برتری فیلمسازی برگمان را ثابت می کند.

نیکویست یک بار دیگر ثابت می کند که دست راست برگمان است و می تواند جزیره را به عنوان نماد انزوای انسانی از جامعه نشان دهد. و با نشان دادن خدا به عنوان عنصر اصلی عشق، جستجوی برگمان در روح و روان انسان کامل شده و نشان می دهد که در آغاز قرار دارد.

همچنین بخوانید: معرفی 22 فیلم برتر درباره سفر در زمان که باید ببینید


14. ساعت گرگ و میش – Hour of the Wolf

تنها فیلم ترسناک کارنامه برگمان (چندین فیلم دیگر او نیز می تواند به مرزهای این ژانر نزدیک شود)، که به همین دلیل نقطه عطف کارنامه حرفه ای اوست. فیلمی که لیو اولمان باردار فرزند برگمان را در شکم دارد و گویی فاصله میان شخصیت و خالق از بین رفته است.

شخصیت جوان سیدو نمادی از اینگار برگمان هنرمند است و کل داستان انعکاسی از وضعیت درونی کارگردان محسوب می شود. این کابوس سورئال استعاره ای مبنی بر چالش خلاقانه و گاها روانی هنرمند است که با غرق شدن در کارش به آن دچار می شود.

حقیقت و تخیل آمیخته شده و افکار دیوانه وار یک نابغه به ذهنش بازگشته و او را متشنج می کند. گویی برگمان در شکنجه روان انسانی به سطح جدیدی رسیده و در این کار موفق شده است.

همچنین بخوانید: معرفی20 فیلم برتر سینما که ذهن بیننده را به چالش می کشند


13. زندان – Prison

زندان فیلمی است که شاید در ظاهر نوشتن درباره آن آسان به نظر برسد زیرا آن را یکی از آثار کم اهمیت برگمان می دانند. با این حال اگر با دقت آن را تماشا کنید به نبوغ و استعدادی پی می برید که در سال 1949 نشان دهنده زایش یک کارگردان نابغه بود.

آنچه که برگمان خلق می کند یک نمایش اخلاقی تجربی است که حتی عنوان آن هم معنادار است. زندان نه به معنی زندان مجرمین بلکه زندان جسم که روح را در خود حبس کرده است. یک فیلم تاریک که بزرگ ترین مضامین آن ماهیت جهان را به تصویر کشیده و آن را به صورت یک جهنم مجسم نشان می دهد.

خودکشی مضمونی است که همیشه در آثار او اشاره می شود و عنوان فیلم تاثیر آن را نشان می دهد. انسانی که زندگی برایش جز جهنم نیست، انسان را به یک لاشه زنده تبدیل می کند و بنابراین جهان برای او به یک زندان بدل می شود.

انتخاب جنبه های تجربی در اوایل دوران حرفه ای برگمان بسیار جالب توجه است. فیلم از صحنه ای آغاز می شود که باعث می شود بیننده به جنبه های درونی فیلمساز توجه کند. درحالی که فیلمساز ایده ساخت فیلم را از پروفسورش گرفته است. از اینجا به بعد با شخصیت هایی مواجه می شویم که یکی پس از دیگری ارتباط خود با داستان و دلیل حضورشان را معرفی می کنند.

پس از حدود 10 دقیقه که از آغاز فیلم گذشته است متوجه می شویم که در حقیقت فیلم آغاز نشده است. به جای آن برگمان روایت گفتاری بازیگران در پشت صحنه را نشان داده و آن را جایگزین فیلمنامه اصلی می کند. اما استفاده او از این سبک به همینجا محدود نشده و همانطور که بعدها در “توت فرنگی های وحشی” می بینیم، او با خلق صحنه جنگل مردم و نماد حسرت ها، صحنه های رویامانند خود را ادامه می دهد.

فیلم چندلایه برگمان با وجود صحنه های رویایی ترس از تنهایی و روابط انسانی را نشان می دهد. این مضامین نه تنها در مردی که قصد خودکشی دارد پیداست، بلکه در دوستی او با بریجیتا کارولینا (کسی که مجبور است زندگی فاحشگی را ادامه دهد) هویدا می باشد. زندان یکی از فیلم های دست کم گرفته شده کارنامه برگمان است که می تواند یکی از بهترین آثار او باشد.

همچنین بخوانید: معرفی 10 فیلم برتر برادران کوئن که نباید از دست بدهید


12. تابستان با مونیکا – Summer with Monika

یک فیلم استعاری، یک شعر و یک نامه عاشقانه با حضور هریت اندرسون. برگمان و دوربین او عاشق او شدند. آنچنان که برگمان او را نه تنها به نماد یک شی اروتیک بلکه به نماد استقلال و مقاومت زن از تسلط جامعه مردانه تبدیل نمود. او در این برهه از زمان فیلم را از نگاه زنانه و قهرمان زن داستان هایش نگاه می کرد.

تاریخ نشان می دهد که ایم فیلم در زمان اکران به دلیل وجود صحنه های برهنگی مجددا ویرایش شده و به عنوان یک فیلم کم ارزش، در حد فیلم های راس میر، نمایش درآمد. اما با ویرایش مجدد مورد ستایش قرار گرفت و به عنوان اثر درخشانی از برگمان تحسین شد.

حتی گدارد از دیدن این فیلم هیجان زده بود و با نوشتن یک نقد زیبا آن رابا آثار افرادی چون دی.دبلیو گریفیث مقایسه کرد و گفت: “سینمای امروز است که باعث می شود “تولد یک ملت” یک اثر کلاسیک باشد.”

همچنین بخوانید: معرفی 8 فیلم برتر که از داستان های استیون کینگ اقتباس شده اند


11. خاک ‌اره و پولک – Sawdust and Tinsel

این فیلم تصنیف مانند بیش از هر فیلم دیگری از برگمان مضمون تواضع انسانی را به نمایش می گذارد (و در حقیقت این مضمون اصلی فیلم است). همچنین این فیلم به دلیل آغاز همکاری او با سون نیکویست فیلمبردار افسانه ای آغازگر آزادی خلاقانه او بود.

خاک ‌اره و پولک یکی از تاریک ترین فیلم های برگمن و صحنه آغازین معروف آن با نمایش فراست و دقلک به عقیده بسیاری یکی از غم انگیزترین صحنه های این فیلم است. این نشان دهنده سلیقه زیبای برگمان در آغاز نمودن فیلمش با چنین صحنه ای است.

داستان فراست، دسته سربازان، نمادهای مردانه آن ها و تحقیر از جانب همسر فراست با مضامین وقار و غرور در ذات انسانی مرتبط است. فراست ترسو با گریم دلقک بدون لباس در لب ساحل منتظر همسرش است درحالی که سربازان دیگر به بیچارگی او می خندند.

در حقیقت برگمان در تلاش است تا با خلق یک کمدی سیاه معنای خنده بر حقارت انسان را زیرسوال ببرد. آنچه که این فیلم را در مقایسه با آثار اولیه برگمان اینچنین خاص و متفاوت می سازد شخصیت های جالب و تلاش ناتمام او برای آزمودن آنهاست.

یک اثر کمدی سیاه و وحشیانه که شخصیت ها را در معرض تغییر قرار می دهد. برگمان با ساخت این فیلم خود را به عنوان یک فیلمساز سوئدی سیاه نما ثابت می کند. یکی از برترین فیلم های او در آغاز فعالیت حرفه ای اش.

همچنین بخوانید: 12 فیلم برتر لهستانی در تاریخ فیلم سازی این کشور


10. میان پرده تابستانی – Summer Interlude

تصاویر بصری برگمان، چه یک تصویر نوستالژیک باشد، چه غم انگیز و چه یک عاشقانه تابستانی، در هر صورت می تواند احساسات مخاطب را برانگیزد. این فیلم برگمان در مقایسه با فیلم های دیگرش بسیار دست کم گرفته شده است (به همین دلیل است که در هنگام انتخاب بهترین فیلم های او دائما باید آثار ناشناخته را معرفی کنیم).

بدون شک یکی از بزرگ ترین قدرت های برگمان در توانایی او برای نشان دادن نه تنها احساسات انسانی، بلکه ذات و ماهیت اوست. به همین دلیل حتی در بیان یک داستان عاشقانه (اولین باری است که چنین موضوعی را انتخاب کرده است)، بازهم یک اثر بدیع و بی همتا خلق می کند.

همچنین بخوانید: لیست 30 فیلم برتر آخرالزمانی در تاریخ سینما که باید ببینید


9. فنی و الکساندر – Fanny and Alexander

فیلمی که به دلیل اندازه و وسعت حماسی خود یکی از برترین آثار برگمان محسوب می شود. یک اثر جادویی و بدیع در کارنامه فیلمسازی این کارگردان بزرگ.

یکی از اولین دفعاتی که برگمان از یک قهرمان کودک استفاده می کند و از طریق دیدگاه او داستان را نشان می دهد، به همین دلیل است که به دلیل تخیل و نگاه یک پسر جوان مضمون فانتزی دارد (نشان دهنده ذات جوان و خلاقانه برگمان در کودکی).

این درام خانوادگی یک درام زیباست که به دلیل پیشرفت داستان شبیه یک تراژدی یونانی است. مشکلی که یک خانواده را به زانو درمی آورد در گذشته خاستگاه قلمروی عشق و گرمای این خانواده بود. این خانواده تا حدودی با خانواده برگمان قابل ملاحظه است زیرا پدر برگمان هم یک کشیش سختگیر و رئیس خانواده بود.

فنی و الکساندر سفری به تاریک ترین و درخشان ترین اثر برگمان است که می توان به راحتی در زمره بهترین آثار او باشد.

همچنین بخوانید: معرفی 12 فیلم برتر سینما با موضوع هک و امنیت سایبری


8. فریادها و نجواها – Cries & Whispers

مهم ترین فیلم برگمان از نظر موفقیت هنری که با نقدهای مثبت مواجه شد و جوایز مختلفی را به همراه داشت. همچنین سه بازیگر زن محبوب او را به نمایش می گذارد: اینگرید تولین، لیو اولمان و هریت اندرسون. اگر می توانست در این فیلم به بیب اندرسون هم نقشی می داد در آن صورت فیلم بازیگران رویایی او به حقیقت بدل می شد.

با این حال این فیلم یک تجربه سینمایی رویایی است. فیلمبرداری زیبای نیکویست، استفاده از رنگ قرمز به عنوان استعاره روح، و پذیرش و جستجو برای عشقی فراتر از مرگ، از دلایل جذابیت این اثر هستند.

این فیلم او نشان دهنده مشکلاتی است که زنان را درگیر کرده و هرکدام از آن ها برای بقای خویش به طنابی چنگ می زنند. با اطمینان می توان گفت که فریادها و نجواها به عقیده بسیاری یکی از بهترین آثار برگمان است. حتی می توان گفت این فیلم نقطه عطف کارنامه فیلمسازی اوست.

همچنین بخوانید: 10 فیلم برتر فرانسیس فورد کاپولا که باید تماشا کنید


7. سونات پاییزی – Autumn Sonata

“چاپین احساسی بود، اما کسل کننده نبود. احساسات از سانتیمانتال بودن متفاوت است. میان پرده از درد سخن می گوید نه از توهم. آزاردهنده است اما او آن را نشان نمی دهد.” – شارلوت آندرگاست (انگرید برگمن)

اوا (اولمن) در یک زندگی عاری از احساسات و عشق زندگی می کند و با اینکه تشنه محبت است اما به آن نمی رسد. سونات پاییزی مانند هر روایت دیگری از برگمان پر از لایه های مختلف استعاره های نمادین، خشم، غم و خشونت احساسی است.

یک فیلم احساسی تمام و کمال که با نمایش رابطه مادر و دختری احساسات و عواطف بیننده را درگیر می کند. این فیلم که در یک فضای هراس انگیز ضبط شده به دو بازیگر زن توانا فرصت می دهد تا توانایی های خود را به رخ بکشند.

علاوه بر اجراها، فیلمبرداری نیکویست و دیالوگ های برگمن کیفیت و ساختار فیلم را تقویت می کند. این فیلم را می توان ترانه خداحافظی اینگرید برگمن با سینما دانست (زیرا او با یک فیلم تلویزیونی از بازیگری خداحافظی کرد)، زیرا در زمان اجرای این فیلم از سرطان مرگبار خود آگاه بود و گویی این غم و درد در نگاه او مشخص است.

همچنین بخوانید: 10 فیلم برتر آکیرا کوروساوا که باید تماشا کنید


6. چشمه باکره – The Virgin Spring

برگمان با ساخت این فیلم یک داستان اساطیری و کهن را بازگو می کند، داستان ساده ای از دل داستان های کتاب مقدس که به داستان هابیل و قابیل بی شباهت نیست. او با استفاده از ابزار سینمایی داستانی را به وجود می آورد که نه آنچنان ساده است و نه کاملا سیاه و سفید.

مضمون جهان شمول انتقام و مرگ این فیلم را به یک فیلم تاثیرگذار بدل می کند که شاید از تمام آثار او تاثیرگذارتر باشد. گرچه مضامین مربوط به خشونت و مذهب مضامین ساده و قابل درک هستند اما برگمان با کمک جلوه های سینمایی آن  را به یک داستان پیچیده تبدیل می کند.

پسر بیگناه هردرها ثابت می کند که همه چیز نمی تواند 100% شیطانی باشد و انتقام توره هم ثابت می کند که همه چیز 100% خوب نیست.  آشکار است احساسات انسانی در برخورد با این شرایط مختلف است. برگمان با ساخت این فیلم احساسات بیننده را برانگیخته و آن ها را به چالش می کشد.

همچنین بخوانید: 7 فیلم برتر جیمز کامرون که نباید از دست بدهید


5. توت فرنگی های وحشی – Wild Strawberries

گرم ترین و نوستالژیک ترین فیلم برگمان که فیلم جاده ای او محسوب  می شود. توت فرنگی های وحشی مخاطب را به سفری به دل رویاها و زمان دعوت می کند.

شاید برگمان کمتر این فرصت را به دست می یافت تا در یک فیلم کارگردانی بت خود یعنی ویکتور شوستروم را برعهده داشته باشد؛ مردی که باعث شد او به یک فیلمساز تبدیل شود. باوجود احترام متقابل این دو نسبت به یکدیگر تولید این فیلم بسیار پرفراز و نشیب بود و رابطه استاد و شاگردی این شرایط را پیچیده کرد.

با این حال از کنار هم قرار گرفتن این دو غول سینما و خلق یک اثر کلاسیک خوشحال هستیم. با این حال همکاری این دو در کنار هم هرچقدر هم که مشکل باشد نقش آفرینی شوستروم در نقش دکتر ایستاک بورگ، یک مرد مسن که به زندگی خود فکر کرده و گذشته خود را به یاد می آورد کاملا دیدنی است.

بنابراین مضامین پیر شدن و حسرت خوردن برای لحظات از دست رفته توسط افراد بسیاری درک می شود. برگمان در آغاز فیلم با نشان دادن چنین مضامینی قصه زیبای خود را آغاز می کند. ساعت بدون دسته نماد عدم وجود زمان یا به سر رسیدن زمان است. مردی با صورت ورم کرده در خیابان نشان دهنده جسم ضعیف انسانی است. و مهم ترین نماد این فیلم نماد سایه مرگ است که انسان را تعقیب می کند.

همین تفکر است که دکتر بورگ را وادار می کند در این مسیر به کشف خود ادامه داده و به سمت آینده قدم بردارد. توت فرنگی های وحشی یکی از معدود آثار برگمان است که او را از یک کارگردان سیاه نما دور می کند. یک داستان خوشبینانه از رشد انسانی و درک همنوع.

همچنین بخوانید: 10 فیلم برتر ادوارد نورتون که باید تماشا کنید


4. سکوت – The Silence

وجه تمایز این فیلم با فیلم های دیگر برگمان این است که عنوان فیلم کاملا صادق بوده و دیالوگ این فیلم از فیلم های دیگر او کمتر است. این سبک جادویی و روایت بصری به جای مونولوگ ها و دیالوگ های همیشگی او بین شخصیت هایش استفاده شده است. این مسئله در تمام قسمت های فیلم وجود دارد در لحظات نزدیک به اوج بیشتر است.

نحوه فیلمبرداری این فیلم نیز یکی دیگر از جنبه های تمایز آن است. تنها در این فیلم و فیلم فنی و الکساندر است که داستان از نگاه یک کودک روایت می شود. سون نیکویست با تبدیل کردن یک هتل باروک به تخیلات پیچیده یک کودک این امر را به حقیقت تبدیل می کند. جریان سیار دوربین که همه جا به دنبال این پسربچه است، و حتی در بخش هایی از سقف آویزان می شود تا صحنه های زیبا را خلق کند، نشان دهنده اوج هنر فیلمبردار است.

این فیلم را بخشی از سه گانه ایمان می دانند که در کنار ” همچون در یک آینه” و “نور زمستانی” (Winter’s Light) مضامین مشترک را به نمایش می گذارد و با این حال ارتباط شان اندک است. عنصر خدا در این فیلم کاملا مشخص است، زیرا خدا در آن وجود ندارد، خدا از این جهان غایب و ساکت است. بنابراین شاهد مضامین تاریک هستیم.

با نمایش سبک زندگی مادر کودک، حسرت کمرنگ شده و گلایه های عمه و رها شدن توسط عزیزان، معصومیت این کودک را از بین می برد. سکوت یک ترکیب پیچیده از کارنامه برگمان است.

همچنین بخوانید: 20 فیلم برتر ژانر آدم ربایی در تاریخ سینما که باید ببینید


3. مهر هفتم – The Seventh Seal

تصاویر مرگبار و سوالات فلسفی درباره زندگی و مرگ مبنای این فیلم هستند. مهر هفتم فیلمی بود که برگمان را به دنیای سینما معرفی کرد. با وجود اینکه او به دلیل تولید فیلم “لبخندهای یک شب تابستانی” در سال گذشته با استقبال مواجه شده بود اما این فیلم بود که جایزه هیئت داوران فستیوال کن را به همراه آورد و مسیر موفقیت در میان منتقدین را برای او هموار ساخت.

از جمله دلایل موفقیت مهر هفتم انتخاب مقیاس تولید محدود، لوکیشن های معدود و ایده های فلسفی و هوشمندانه اوست که این فیلم را به سطح حماسی رساند. با وجود اینکه فیلم یادآور یک اثر حماسی است اما شخصیت ها و صحنه های معدود دارد. این نشانه نبوغ برگمان و هنر نویسندگی اوست که می تواند یک محتوای وسیع را با حداقل فضا و امکانات تولید کند.

فیلم یادآور جنگ های صلیبی است با این حال برگمان هرگز به طور مستقیم از نبردهای عظیم یا صحنه های وحشیانه و خشونت آمیز استفاده نمی کند اما بیننده را به این باور می رساند که به یک جنگ تاریخی قدم گذاشته است. با این حال عناصر اهریمنی و اخرالزمانی در جای جای فیلم مشخص هستند به طوریکه هرلحظه منتظریم تا دست های خدا گلوله های آتش را بر شخصیت ها فرود آورند. طاعون چیزی است که گرچه به طور مستقیم نمیبینیم اما سایه مرگبار آن در همه جای داستان حضور دارد.

این عناصر به طور برجسته و در یک صحنه خاص وجود ندارند بلکه به طور کلی وجود داشته و همانند یک دیدگاه جهانی داستان را تحت تاثیر قرار می دهند. شاید مهر هفتم بهترین فیلم برگمان نباشد اما دارای عناصری است که باعث می شود امروزه برگمان را یک کارگردان بزرگ بنامیم.

فیلمبرداری زیبا، فضا و صدا و تفکر فلسفی پس زمینه شخصیت ها از دلایل موفقیت این فیلم است. شاید این فیلم شاهکار کارنامه برگمان نباشد اما بدون شک در نوع خود یک شاهکار است.

همچنین بخوانید: 33 فیلم برتر اسپانیایی زبان که باید ببینید


2. نور زمستانی – Winter Light

نمونه ای از یک فیلم کامل حداقل در دامنه لغات برگمان. یک فیلم که از لحاظ نمایشی مینیمال است، با این حال یک اثر سینمایی مهیب و تاثیرگذار است که در عرض یک ساعت یک تاثیر بدیع ایجاد می کند.

در فضای میان جماعت صبحگاهی و مراسم های عصر، زندگی گروه کوچکی از مردم به حقیقی ترین شکل ممکن آزمایش می شود. برگمان که در نشان دادن شرایط انسانی متخصص است، روابط شخصیت ها را نشان داده و آن را به زیبایی انجام می دهد.

یادتان باشد که شاهد یک عصر با گروهی از شخصیت ها و یک نامه افشاکننده هستیم، یک تجربه تاثیرگذار و غم انگیز، که نه تنها می توانیم با شخصیت های داستان ارتباط برقرار کنیم بلکه غم و درد آن ها را حس کرده و با آن ها همدردی کنیم.

در این دنیای فراموش شده و تاریک نور زمستانی عشق و گرما وجود ندارد و اگر همانگونه که در همچون در یک آینه دیدیم خدا عشق باشد، پس خدا در اینجا غایب است.

همچنین بخوانید: 38 فیلم برتر دهه 80 میلادی که باید ببینید


1. پرسونا – Persona

با صحبت درباره این فیلم اغراق معنایی ندارد زیرا این فیلم نه تنها بهترین فیلم برگمان بلکه یکی از بهترین فیلم های تاریخ سینماست. پرسونا به دلایل مختلف به این موفقیت دست یافته است و لازم به ذکر نیست که این فیلم تمام عناصر لازم برای تبدیل شدن به یک شاهکار را داراست.

از صحنه آغازین فیلم که بهشت ویرایشگر است (و یکی از نمونه های بهترین ویرایش های تاریخ است) تا فیلمبرداری زیبای نیکویست و نور و صحنه، اجرای دو بازیگر زن و کارگردانی برگمان، همه و همه باعث برتری این فیلم می شوند. اما بزرگ ترین دلیل موفقیت این فیلم هنر فیلمسازی برگمان است که یک داستان پیچیده را به یک فیلم منسجم و یکپارچه بدل کرده است.

این فیلم شمشیر دو لبه سورئالیسم و رئالیسم است که هم بیننده را مشتاق نگه داشته و هم او رابا خود همراه می کند. نمونه بارزی از یک فیلم تفسیری که محتوای بسیاری برای بحث کردن را در اختیار مخاطب قرار می دهد. درباره این فیلم می توان ساعت ها حرف زد. می توان درباره آن چندین کتاب نوشت. یک اثر فراموش نشدنی تاریخ سینما که هرگز کنار نمی رود.

همچنین بخوانید: 25 فیلم برتر سینما درباره اختلال چند شخصیتی


امیدواریم از مطالعه این مقاله لذت برده باشید. منتظر شنیدن نظراتتان هستیم!

دیدگاه‌ها

بستن فرم