نگاهی به فیلم های دارن آرنوفسکی: از عدد پی تا مادر!

دارن آرنوفسکی بازگشته است. آخرین فیلم این کارگردان نامزد اسکار، “مادر” با بازی جنیفر لارنس تاثیرگذار است. اما اگر با فیلم های پیشین او آشنا باشید، می دانید او اثری تولید می کند تا واکنش مخاطب را جلب نماید. از زمان اکران فیلم پی در سال 1998 در جشنواره فیلم ساندس تا فیلم “مادر” به نظر می رسد که او حتی مرزهای فیلمسازی خود را نیز گسترش داده است. در اینجا می خواهیم هفت فیلم تولید شده او را رتبه بندی کنیم. با پروشات همراه باشید.


7. نوح – Noah – 2014

بدون شک این فیلم ضعیف ترین فیلم آرنوفسکی است، اما نه به این معنا که یک شکست باشد. بزرگ ترین چالش این کارگردان در این اثر 125 میلیون دلاری حماسی این بود که ادیسه نوح را به یک نمایش نبرد با ویلنی به نام ری وینستون تبدیل کند. زمانی که نوح را به عنوان یک گلادیاتور میبینیم که باید با شجاع دل مبارزه کند، توجه مان کمتر جلب می شود. هرچه قدر آرنوفسکی بیشتر غرق ظواهر فیلم شده، داستان آن قابل پیشبینی تر می شود.

“نوح” شخصیت این فرد را درونی تر کرده و با تبدیل او به شخصیت مرکزی داستان او را به عنوان یک ضدقهرمان نشان می دهد. به نظر آرنوفسکی نوح وظیفه الهی سنگینی داشته و مجبور است کار خوب را انجام دهد. او یک ناجی مفتخر یا یک پیامبر منتخب نیست، یک مرد معمولی است که به دلیل عدم درک بصیرت هایش به دیوانگی دچار شده. به نظر آرونوفسکی نوح یک خودآزار است و به این جهت توجه این کارگردان را به خود جلب نموده است. داستان وقتی جذاب تر می شود که نبرد حقیقی نوح با تردید و تنهایی خویش است. اما فیلمنامه آرونوفسکی معنای جهان شمول تری نیز به خود می گیرد، زمانی که اسطوره آفرینش و محیط گرایی نیز به دل داستان وارد می شود. اغلب کارگردان ها این شانس را پیدا نمی کنند که روایت 125 میلیون دلاری خود از کتاب مقدس را بسازند و به همین دلیل “نوح” یک اثر ضعیف و البته تکان دهنده است.

همچنین بخوانید: 10 فیلم برتر فرانسیس فورد کاپولا که باید تماشا کنید


6. چشمه – The Fountain – 2006

بلندپروازی بزرگ ترین نقطه قوت آرنوفسکی است اما روایت لایه به لایه این فیلم از بلندپروازی هم فراتر می رود. داستان چند لایه، مضامین چند لایه و عناصر چند لایه، تنها بخشی از این فیلم محسوب می شوند. ساده ترین بخش داستان این پیام است که عشق انسان را میرا می سازد، اما داستان مذهب، عشق و رستگاری از آن هم فراتر می باشد. با این حال این اثر در تجربه سینمایی چندان موفق نیست.

اما در اینجا نمی توان کارگردان را مقصر دانست زیرا او فیلمنامه را برای پروژه 70 میلیون دلاری نوشت و سرانجام مجبور شد آن را برای یک پروژه 35 میلیون دلاری متناسب سازد. فیلم ساده ترین شکل طرح داستان را نشان داد، اما درصورتی که فیلم عظیم تر بوده و بودجه سنگین تری داشت، مضامین پیچیده آن هم به تصویر کشیده می شد. آرنوفسکی چشمه را نسخه مخصوص خود از مکعب کوبریک می نامد. بنابراین فیلم را می توان مقایسه 96 دقیقه ای از این مفهوم دانست. نسخه مخصوص کارگردان از نسخه توزیع شده بهتر است.

همچنین بخوانید: معرفی 8 فیلم برتر که از داستان های استیون کینگ اقتباس شده اند


5. مادر – mother – 2017

در حقیقت نمی توان این فیلم را با کلمات توصیف کرد. مخصوصا اگر تنها یک بار آن را تماشا کنید. عجیب ترین فیلم آرنوفسکی تنها به این دلیل در جایگاه پنجم قرار داد که جدیدترین فیلم اوست و مسلما با گذر زمان به جایگاه بالاتری دست می یابد. تنها او جرات می کند چنین موضوعی را انتخاب کند و آن را به زیبایی به تصویر می کشد. این فیلم مضامین فیلم های “چشمه” و “پی” را با عنصر مرگبار “قوی سیاه” آمیخته و یک تجربه زیبا خلق می کند. اگر این کارگردان با ساخت فیلم “نوخ” درک شخصی خود از کتاب مقدس را به تصویر کشید، با فیلم “مادر” بیانیه خود را صادر کرد. درباره این فیلم می توان ساعت ها حرف زد اما بهتر است خودتان آن را تماشا کنید.

همچنین بخوانید: معرفی 10 فیلم برتر برادران کوئن که نباید از دست بدهید


4. قوی سیاه – Black Swan – 2010

“قوی سیاه” نقطه عطف کارنامه فیلمسازی آرنوفسکی است زیرا اولین فیلم اوست که در قسمت بهترین کارگردان و بهترین فیلم نامزد اسکار شد. چه طرفدار این فیلم ملودرام ترسناک باشید چه نه، در هر صورت نمی توانید زیبایی آن را انکار کنید. او با همکاری فیلمبردار همیشگی اش متیو لیباتیک، دوربین را به رقص درمی آورد. طراحی لنزهای دوربین جنبشی را به وجود می آورد که بیننده به لرزه درمی آید. نقش آفرینی زیبای ناتالی پورتمن که جایزه اسکار را برای او به ارمغان آورد، بدون کارگردانی درخشان آرنوفسکی در نمایش مسائل درونی و روانی او ممکن نبود. برخلاف دیگر آثار او، آرنوفسکی در این جا تنها با یک مضمون سروکار دارد: انگیزه هنری و حرص کمال گرایی، و کارگردانی اوست که این مضمون را گسترش داده، به چالش کشیده و بسط می دهد. همه قوی سیاه را با بازی زیبای ناتالی پورتمن به یاد دارند، اما نباید فراموش کنیم که این اثر حاصل کارگردانی قدرتمند آرنوفسکی است.

همچنین بخوانید: 10 فیلم برتر آکیرا کوروساوا که باید تماشا کنید


3. مرثیه‌ ای بر یک رؤیا – Requiem For a Dream – 2000

این فیلم همیشه به عنوان یکی از آزاردهنده ترین فیلم ها محسوب می شود و البته برای این مسئله دلیل موجهی دارد. نه تنها مضمون اعتیاد سنگین است، اما سبک خاص آرنوفسکی در نمایش چرخه پایان ناپذیر این مشکل است که بیننده را آزار می دهد. این فیلم تماما حاصل کار کارگردان است. برخی این فیلم را ترجیح سبک بر محتوا می دانند، اما محتوای اصلی این فیلم همانند سبک آرنوفسکی است. او با همکاری جی رابینویتز ویرایشگر، یک تجربه بصری از اعتیاد به مواد مخدر می سازد که جلوه جدیدی از این مسئله است. فیلم او نمایش کابوس وار مصرف بیش از حد مواد است. شما نه تنها با تماشای این فیلم با موضوع همراه شده بلکه با مجبور هستید تحت تاثیر قرار بگیرید. این فیلم یکی از آثار شاهکار سینماست و تعجبی ندارد که او این سبک را تکرار نمود.

همچنین بخوانید: 33 فیلم برتر اسپانیایی زبان که باید ببینید


2. پی – Pi – 1998

این فیلم همانند اغلب فیلم های اولیه همه کارگردان ها جسورانه است. همانند فیلم “چشمه” می توان مضمون آن را بسط داد و فیلمنامه آرنوفسکی با وجود اشاره به یهودیت، ریاضیات و عرفان، هرگز انسجام خود را از دست نمی دهد. او بر قهرمان خود مکس کوهن، با بازی شان گولت، تمرکز کرده و او را بسیار عالی به تصویر می کشد. در حقیقت این تریلر پارانوئید یک مطالعه شخصیت است، که آرنوفسکی توانسته از طریق نمایش مضامین از دید مکس، موضوع فیلم را نشان دهد. کارگردان دنیا را از چشم مکس دیده و به این ترتیب شیفتگی او به یک آشوب بدل می شود، درنتیجه بیننده متعجب خواهد شد. این فیلم برای کارگردانی که سینما را به عنوان وسیله ای برای نشان دادن ادراک خود می داند، یک موفقیت محسوب می شود. هیچ فیلم دیگری نمی تواند در نمایش دیدگاه های مختلف اینچنین متمرکز و منسجم باشد.

همچنین بخوانید: 38 فیلم برتر دهه 80 میلادی که باید ببینید


1. کشتی‌ گیر – The Wrestler – 2008

ساخت این فیلم هوشمندانه ترین تصمیم آرنوفسکی شش سال پس از ساخت “چشمه” بود. “کشتی گیر” زایش مجدد خلاقیت و غریزه کارگردانی فیلمساز است که هرگز نتوانست آن را متوقف کند. او شخصیت اصلی فیلم را به خوبی شکل می دهد، شخصیت رندی رابینسون میکی رورک آنقدر درگیر موفقیت حرفه ای است که زندگی شخصی اش تحت تاثیر قرار می گیرد و البته این اثر از آثار دیگر او خشونت کمتری دارد. اما این اثر او کاملا خاموش نیست، زیرا استفاده از شات های کلوزآپ و متمادی، تمام احساسات درونی رندی را نشان داده و اثر را آسیب پذیر می کند. کارگردانی آرنوفسکی به رورک این فرصت را می دهد تا درونش را ببیند و البته این بازیگر هم بهترین اجرای خود در قرن 21 را نشان می دهد. این فیلم در کارنامه درخشان آرنوفسکی یک معجزه به شمار می رود. اگر بخواهیم شاهکار آرنوفسکی را نام ببریم، بدون شک باید این فیلم را معرفی کنیم.

همچنین بخوانید: 10 فیلم برتر دیوید فینچر به انتخاب مخاطبین


امیدواریم از مطالعه این مقاله لذت برده باشید. منتظر شنیدن نظراتتان هستیم!

دیدگاه‌ها

بستن فرم