فلسفی ترین فیلم های کل تاریخ سینما که نباید از دست بدهید

چه درک هنری فیلمسازی را درک کنید یا نکنید، در هر صورت باید بدانید که کارگردان ها و نویسنده ها اغلب برای بیان یک داستان از این واسطه بصری کمک می گیرند. ایدئولوژی، نظریه یا هر نوع پیام از طریق بصری منتقل می شود تا بیننده آن را بهتر درک کند. راز ساختن یک فیلم موفق، مخصوصا بیان یک داستان، این است که از موعظه دست برداریم.

از مل گیبسون گرفته تا ست مک فارلن، از فدریکو فلینی تا ریدلی اسکات و البته هیچکاک، فیلم هایشان پیام هایی دارد، پیام های نمادین تا دیالوگ های هوشمندانه. در اینجا فهرستی از فیلم هایی که پیام های فلسفی را در اختیار بیننده قرار می دهند، به شما معرفی می کنیم. این فیلم ها براساس تاریخ طبقه بندی شده اند. با پروشات همراه باشید.


18. طناب – 1948 – Rope ساخته آلفرد هیچکاک

هیچکاک، پدر ژانر راز رازآلود با تماشاگر بازی کرده و او را به یک دنیای شوکه کننده وارد می کند. این فیلم یکی از فیلم های هوشمندانه است که در یک شات خلق شده است: یک تجربه حقیقی.

بازیگران این کلاسیک عبارت اند از جیمز استوارت، فارلی گرنجر و جان دال. خاص ترین نوع فیلمسازی و نمایش انسان های والامقام و فرومایه از عناصر این فیلم است. داستانی براساس پرونده لیئوپولد و لئو در سال 1924، دو دانشجوی حقوق همجنسگرا در شیکاگو که یک پسر 14 ساله را به قتل می رسانند تا ثابت کنند باهوش بوده و می توانند از آن بگریزند.

این اثر ضد-اگزیستانسیالیسم بوده و جیمز استوارت با وحشت متوجه می شود که دو دانشجوی او براساس مفهوم اگزیستانسیالیسم همکلاسی خود را به قتل رسانده اند. جیمز استوارت در پایان متوجه می شود که براساس این فلسفه دنبال کننده آن و اطرافیان اش رنج می بینند. این فیلم همچنین به فلسفه “ابر انسان” نیچه و باورهای فروید اشاره دارد.

همچنین بخوانید: 18 فیلم بحث برانگیز کل تاریخ سینما : از خشونت و وحشت تا سیاست


17. سرچشمه – The Fountainhead  – 1949 ساخته کینگ ویدور

اقتباسی از رمان آین رند، یک ملودرام درباره فرد گرایی، که در سبک اکسپرسیونیست آلمانی ضبط شده است. گری کوپر نقش یک معمار مستقل را ایفا می کند که می خواهد استقلال خود را حفظ کند. فیلم یک بیانیه متافیزیکال، یک مانیفستوی زیبایی شناسانه، و نقدی برای معماری، اخلاقیات و قواعد سیاسی جامعه آمریکا، ارائه می دهد.

بازیگران این فیلم بهترین اجرای خود را ارائه داده و دیالوگ های دلنشین نیز بر زیبایی اجرایشان می افزاید. گیل وینارد، با بازی ریموند مسی، با وجود تغییرات رخ داده در شخصیت اش در طی فیلم، یک شخصیت جذاب دارد. در همین حال، گری کوپر در نقش روارک یک ابزار است، یک مرد ایده آل که نمی تواند با استانداردهای فعلی همراه شود.

همچنین بخوانید: 25 فیلم روان شناسی تاریخ سینما که اثری عمیق روی شما می گذارند


16. مهر هفتم – The Seventh Seal – 1957 ساخته اینگمار برگمن

اینگمار برگمن کارگردان که به دلیل ساخت فیلم های  “پرسونا” (Persona)، “توت فرنگی های وحشی” (Wild Strawberries) و “فنی و الکساندر” (Fanny & Alexander) شهرت دارد، فیلم مهر هفتم را ساخت تا ماجراجویی یک مرد برای یافتن معنا در زندگی را نشان داده و یک طرح از اگزیسانسیالیسم را به تصویر بکشد. این داستان خارق العاده درباره شوالیه ای است که مرگ را به یک بازی شطرنج دعوت می کند.

گرچه این فیلم به تماشاگر کمک می کند تا از طریق سوالات فلسفی و متافیزیک به ماهیت خود پی ببرد، اما این کارگردان سوئدی قصد دارد تا مسئله وجود شر، فلسفه مذهب و گزیستانسیالیسم را نیز به تصویر بکشد. برگمن مسئله بلوخ با باورهایش، وجود یک قادر مطلق در جهان را به خوبی نشان می دهد تا بیننده آن را دیده و خودش قضاوت کند.

گرچه در این فیلم شاهد سوالات بسیاری هستیم اما کارگردان هیچگاه در مقام موعظه قرار نمی گیرد. به جای آن نظرات مختلف را نشان داده و به مخاطب اجازه می دهد تا خودش تصمیم بگیرد.

همچنین بخوانید: نگاهی به سینمای آندری تارکوفسکی: رده بندی هر 7 فیلم مفهومی و شاعرانه تارکوفسکی


15. زندگی شیرین – La Dolce Vita – 1960 ساخته فدریکو فلینی

فیلم به کارگردانی فدریکو فلینی که به دلیل ساخت فیلم های چون “هشت و نیم” (8 ½)، “آمارکورد” (Amarcord)، “رم” (Roma) و “ستریکن” (Satyricon)، شهرت دارد. در این فیلم با یک نگاه تاریک و گزنده و البته حاوی طنز، سبک زندگی مردم رم زیر ذره بین می رود.

مارچللو روبینی نقش یک روزنامه نگار زرد را ایفا می کند که نمی داند چه قدم دیگری بردارد و حس می کند در یک جعبه گیر افتاده است. به نظر می رسد فلینی می خواهد از طریق این فیلم درباره گناهان هفت گانه صحبت کند که در هفت شب و هفت روز رخ داده اند.

کل فیلم در هفت تپه رم، در خیابان های کلوپ های شبانه و معابر کنار کافه ها رخ می دهد. اگر نمی توانید این فضا را تصور کنید چشمان خود را بسته و تابلوی تراس کافه در شب ون گوگ را مجسم کنید. معدود فیلم هایی وجود دارند که هربار که آن را تماشا کنید لایه هایی از فلسفه، زندگی و مرگ را نشان دهند و “زندگی شیرین” یکی از آنهاست. شاید تصور کنید زندگی خوب وجود دارد اما انتخاب های شما این را مشخص می کنند.

همچنین بخوانید: پیش بینی نامزدهای بهترین فیلم برای مراسم اسکار 2019


14. شب من نزد مود – My Night at Maud’s – 1969 ساخته اریک رومر

فیلمی به کارگردانی اریک رومر، داستان یک مهندس جوان (ژان) که درباره یک زن بلوند و کاتولیک جاسوسی می کند. اما زمانی که دوستش (پاسکال) کل عصر را در آنجا گذرانده و درباره مذهب و فلسفه بحث می کند، برنامه ریزی او به هم می خورد.

هردویشان توافق می کنند که روز بعد در خانه مود به بحث شان ادامه دهند. در این بحث پاسکال با اظهار نظرهای 1 تا 100 خود موجودیت خدا را زیر سوال می برد. به این معنا که شاید 1 درصد خدا وجود داشته باشد. اگر خدا وجود نداشته باشد، در این صورت تنها 1 درصد را از دست می دهند و این 1 درصد اهمیت ندارد. اما اگر وجود داشته باشد، در آن صورت زندگی شان معنا داشته و پاداش آن زندگی ابدی است.

شخصیت های این فیلم باهوش و ارتباط پذیر بوده و در فریب خود و دیگران مهارت دارند.

همچنین بخوانید: لیست بهترین فیلم ها با موضوع بیگانگان و فضایی ها که در سال 2018 اکران شدند


13. عشق و مرگ – Love and Death – 1975 ساخته وودی آلن

این فیلم همه چیز روسیه، از داستایوسکی گرفته تا سرجی آیزناستاین را به سخره می گیرد و هدف وودی آلن این بوده که نگرنی کافکایی خود را با ترس کی‌یرکگوری آمیخته و یک کمدی توقف ناپذیر از جنگ و صلح، جنایات و مکافات و پدران و پسران خلق کند.

آلن نقش بوریس را ایفا می کند، کسی که تا سن سی سالگی بدون وجود نور نمی خوابد. او قرار است برای جرمی که مرتکب نشده مجازات شود. در کل فیلم آلن صحنه های خاصی از فیلم های دیگر، مانند پارودی “پرسونا”، یک خطی های “آتیلا رهبر هون” و غیره را به نمایش می گذارد.

گرچه آلن در پایان داستان درباره عشق و مرگ موعظه می کند، او معتقد است آنچه که انسان درباره زندگی فهمیده، این است که ذهن قوی بوده و جسم معنایی ندارد، تصور می کنیم خدا دست نیافتنی است، درحالی که مرگ ما را به نیستی فرو می برد. این باور تا حدی شبیه این آیه از متیو 20:16 است، “پس آخرین اولین بوده، و اولین آخرین.”

همچنین بخوانید: لیست بهترین فیلم های فانتزی خارجی که در سال 2018 اکران شدند


12. حضور – Being There – 1979 ساخته هال اشبی

اقتباسی از رمان سال 1970 نوشته جرزی کوزینسکی که پتر سلرز نقش یک باغبان ساده را ایفا می کند که تا زمان مرگ اربابش (بن) آن ملک را ترک نکرده است. در خاکسپاری بن اتفاق جالبی رخ می دهد. رئیس جمهور و مردان سیاسی اش درباره انتخاب بعدی رئیس جمهور صحبت کرده و به نام چانسی (پتر سلرز) علاقه مند می شوند.

این فیلم عواقب اخلاقی و فکری ظهور تلویزیون را خاطرنشان کرده و درعین حال به مخاطبی که از تلویزیون فاصله گرفته توهین نمی کند. بنابراین در عین نمایش یک چیز جالب، هرگز جدیت فیلم را زیرسوال نبرده و تنها یکی از جنبه های آن نمایش انسانیت شخصیت هاست. او فیلم های بزرگی چون “هارولد و مود” (Harold & Maude) و “آخرین ماموریت” (The Last Detail) را ساخته، اما این یک کمدی هجوی است و درباره فلسفه هایدگر تاثیر بسیاری به جا می گذارد.

همچنین بخوانید: معرفی 10 فیلم عجیب و غریب تاریخ سینما که باید ببینید


11. شام با آندری – My Dinner with Andre – 1981 ساخته لویی مال

آندری گریگوری و والاس شان هم فیلمنامه این اثر را نوشته اند و هم در آن نقش آفرینی داشته اند. داستان درباره دو مرد است که در یک رستوران شیک شام صرف کرده و درباره زندگی بحث می کنند. بله کل داستان همین است. با وجود این طرح داستان مینیمال، گفتگوی آن ها دارای مضامین تفکربرانگیز است.

این گفتگو درباره دیگاه احساسی و کمال گرای آندری و دیدگاه انسان گرایی عملی و رئال والاس است. آندری و والاس دو مرد متفاوت هستند که یکی مرکز گریز و دیگری باثبات است.

معنای فلسفی و سبک مینیمال فیلم در کنار گفتگوهایی درباره زندگی، شرایط انسان، مذهب و ارتباط، باعث شده جامعه منتقدین و فیلمسازان آن را یک اثر کلاسیک بدانند. زیبایی این داستان در این است که هردو دیدگاه هم درست است و هم غلط.

گفتگوهایی بعدی والاس و آندری هردو را از نظر شخصی و احساسی درگیر کرده تا به گفتگویی بی انجامد که فراتر از اجتماعی شدن است. این فیلم حقیقی ترین نمایش ارتباط انسانی است.

همچنین بخوانید: معرفی20 فیلم برتر سینما که ذهن بیننده را به چالش می کشند


10. بلید رانر – Blade Runner – 1982 ساخته ریدلی اسکات

فیلمی براساس رمان علمی تخیلی فیلیپ کی دیک به نام ” آیا آدم مصنوعی‌ها خواب گوسفند برقی می‌ بینند؟” هریسون فورد به عنوان یکی از بلیدرانرها استخدام شده تا آدم مصنوعی ها را، که توسط مهندسین ژنتیک تیرل خلق شده اند تا به عنوان برده در سیارات دیگر کار کرده و آن ها را استثمار کنند، از بین ببرد.

این فیلم معنای انسانیت در دوره تکنولوژی و کامپیوتر را بررسی کرده و چنین سوالاتی پدید می آورد: اگر هوش مصنوعی در یک بدن انسانی قرار گیرد می توان آن را انسان نامید؟ آیا آدم های مصنوعی از آدم های حقیقی سازنده آن ها متفاوت خواهد بود؟ اگزیستانسیالیسم!

همچنین بخوانید: معرفی 25 فیلم با پیچیده ترین پایان بندی ها در تاریخ سینما


9. بارتون فینک – Barton Fink – 1991 ساخته برادران کوئن

فیلم به نویسندگی و کارگردانی جوئل و ایتان کوئن، برادرانی که فیلم های بزرگی چون “فارگو” (Fargo)، “لبوفسکی بزرگ” (The Big Lebowski)، “جایی برای پیرمردها نیست” (No Country for Old Men) و “دهشت زده” (Blood Simple) را ساخته اند. آن ها با کمک سینما داستان بارتون فینک را توصیف می کنند، کسی که از هنرش احساس غرور داشته و با ورود به هالیوود به قهقرا می رود.

فینک یک مرد متفکر که با تصور اینکه کار درست را انجام می دهد شخصیت خود را می فروشد. گاهی اوقات نمی دانیم که فاشیسم زندگی از ما سواستفاده می کند. درنتیجه فیلم استعاره ای از بهشت و جهنم است.

همچنین بخوانید: بهترین فیلم های ورزشی که در سال 2018 اکران شدند


8. اعتیاد – The Addiction – 1995 ساخته آبل فرارا

کاتلین یک فارغ التحصیل از کالج فلسفه است که در شهر نیویورک می چرخد. یک شب به زن خون آشامی برمی خورد که از او می خواهد با گفتن یک جمله زندگی اش را از او التماس کند، این جمله این است: “به من بگو برو به جهنم. التماس نکن؛ فقط به من بگو برو، انگار که همین منظور را داری.”

اما کاتلین می خواهد گاز گرفته شده و مبتلا شود. او می خواهد یک خون آشام باشد. اکنون با سبک زندگی جدیدش هم بیمار است و هم ترسیده و به دنبال خون در شهر می چرخد. درنتیجه درباره اهمیت انسان سوال می پرسد.

او تصور می کند فلسفه بی  هدف است، که تاریخچه انسانیت تنها نقابی است که ضعف و آشوب انسان را پنهان می کند. تمدنی که ما از آن سخن می گوییم تنها توده ای از اجساد است که در نتیجه جنگ به جا مانده اند. آبل فرارا یکی از سرگرم کننده ترین و جالب ترین فیلم های اخلاقی را ساخته که یک فیلم خون آشامی هم محسوب می شود.

همچنین بخوانید: معرفی 10 فیلم شبیه پالپ فیکشن (Pulp Fiction) که باید ببینید


7. نمایش ترومن – The Truman Show – 1998 ساخته پیتر وپر

جیم کری شخصیت اصلی این فیلم است و همه چیز درباره اوساختگی است. روابط اش، کارش و زندگی اش نمایشی است که برای میلیون ها بیننده تلویزیونی پخش می شود. چه چیز حقیقت است؟ این فیلم ارجاعی به تفکر فلاسفه بزرگ از دکارت تا سارتر و از شوپنهاور تا افلاطون است.

نمایش ترومن یک فیلم پرزحمت است که حداقل توسط 5،000 دوربین ضبط شده و 24 ساعت شبانه روز و 7 روز هفته برای مخاطب پخش می شود. گویی ما خدا بوده، ترومن را خلق کرده و هر لحظه او را دنبال کرده و تماشا می کنیم، درحالی که خودش از این موضوع اطلاع ندارد. درنتیجه این سوال به ذهن مان خطور می کند که آیا خدا پایبند اخلاقیات است یا اینکه می تواند آن ها را رها کند؟

این فیلم یک آزمایش روان شناسانه برای بیننده است که می تواند درباره آن بحث کند. همچنین این سوال را در ذهن مخاطب به وجود می آورد که آیا باید از همه چیز اطاعت کند یا اینکه ماجراجویی خود را خلق نماید؟ اگر قوانین خود را به وجود آوریم آیا اشتباه می کنیم؟ این این اعمال عواقبی دارند؟ یک فیلم کامل که به مخاطب اجازه می دهد چنین رفتار اجتماعی را تحلیل کند.

همچنین بخوانید: رده بندی فیلم های گای ریچی از بدترین تا بهترین


6. ماتریکس – The Matrix – 1999 – واچوفسکی ها

کیانو ریوز در نقش نئو در ماتریکس کاملا شناخته شده است. او روزها یک برنامه نویس و شب ها هکر است. اما در حین جستجوی مردی به نام مورفئوس پیامی را روی کامپیوتر خود دریافت می کند که زندگی اش را تغییر می دهد. با ملاقات این مرد متوجه می شود حقیقت از آنچه که او و مردم تصور می کنند کاملا متمایز است.

این فیلم نظریه های مذهبی و فلسفی ارائه شده توسط فلاسفه، که هنوز در دنیای آکادمیک مورد بررسی قرار می گیرند را نشان می دهد. نظریه افلاطون مبنی براینکه آنچه در این دنیا می بینیم تنها سایه ای از حقیقت است و حقیقت واقعی را با چشم نمیبینیم. مفهوم حقایق دوگانه ویلیام دوبوآ و توانایی دکارت برای تفکر هم مورد تحلیل قرار می گیرد.

پس حقیقت چیست؟ یادتان باشد که هیچ چیزی وجود ندارد تا ماهیت حقیقت را تغییر دهد. بلکه حواس و تفکرات ما، ما را فریب می دهند. این فیلم با نشان دادن پیامی درباره زندگی انسان، می تواند تصورات ما درباره حقیقت را تغییر دهد. درنتیجه می توانیم طرح خود از جهان را ارائه دهیم. مغز ما مسحور کننده است، مگر نه؟

همچنین بخوانید: لیست غم انگیزترین فیلم هایی که در سال 2018 اکران شدند


5. یادگاری – Memento – 2000 ساخته کریستوفر نولان

اقتباسی از داستان کوتاه جاناتان نولان به نام Memento Mori که یک تریلر نئو-نوآر روان شناسانه محسوب می شود که روایت را معکوس کرده و یک روایت غیرخطی و برعکس ایجاد می کند. نولان می خواهد بیننده را به بخشی از زندگی لئونارد تبدیل کند. با این حال همه چیز را از نگاه فردی که به فراموشی دچار شده و کارمند بیمه است می بینیم که همسرش به طور وحشیانه ای مورد تجاوز قرار گرفته و کشته شده و مرد هم در اثر یک ضربه به فراموشی دچار شده است.

حافظه، ادراک، اندوه، خود فریبی و انتقام انسانی از عناصر این فیلم است که در کنار آن به اهمیت فرد، خویشتن گرایی و مفهوم زمان، پرداخته می شود. لودویگ ویتگنشتاین، یک فیلسوف، زمانی پرسید، “یک سگ معتقد است صاحبش در کنار در است. اما آیا او می تواند تصور کند صاحب اش پس فردا بیاید؟” یک فیلم تاثیرگذار و آزاردهنده که با این سوال به پایان می رسد: “آیا این پایان لئونارد است یا یادگاری دیگری وجود خواهد داشت؟”

همچنین بخوانید: لیست بهترین فیلم های عاشقانه که در سال 2018 اکران شدند


4. زندگی بیداری – Waking Life – 2001 ساخته ریچارد لینکلاتر

اگر “یک پوینده تاریک” (A Scanner Darkly) را به یاد داشته باشید، در آن صورت شاهد یک انیمیشن روتسکپی دیگر هستید. ریچارد لینکلاتر کارگردان یک ماجراجویی عجیب را نشان می دهد که یک مرد بی نام در رویاهای دنباله دارد به دام افتاده است. لینکلاتر همچنین از بیننده می خواهد تا توانایی های ذهنی خود را با احتمالات رویاهای خود ادغام کنند، همانند یک تلقین، اما نه تلقین کریستوفر نولان.

با این حال فیلم یک فلسفه شخصی است که نشان داده تاثیرات لینکلاتر از دوستان و تفکرات خود است، گویی ما در قایق او نشسته و او به عنوان یک کاپیتان ما را به دنیای خود می برد. داستان این فیلم که با صدای او بیان می شود درباره ویلی ویگینز است که به رویاهای مختلف قدم می گذارد.

جزئیات و لایه های پیچیده رویاها نیازمند این است که چندین بار فیلم را تماشا کنید. فلسفه های مختلفی نظیر بوداییسم، اگزیستنسیالیسم و غیره در این فیلم به نمایش گذاشته می شوند. توجه داشته باشید که هر صحنه این فیلم حاوی پیامی بوده و هربار که فیلم را تماشا کنید به دیدگاه جدیدی پی می برید.

همچنین بخوانید: معرفی 10 فیلم برتر برادران کوئن که نباید از دست بدهید


3. قلب من هاکبی – I Heart Huckabees – 2004 ساخته دیوید او.راسل

یک فیلم درباره اگزیستانسیالیسم و معنای زندگی با بازی جیسون شوارتزمن، داستین هافمن، جود لاو و لیلی تاملین، که مباحثه فلسفی فردگرایی و ارتباط درونی فرد با محیط اطراف، کمال گرایی و موفقیت، را نشان می دهد. اما این همه چیز نیست.

ایده های فلسفی و هنری مختلف، از سارتر گرفته تا فروید و سورئالیسم، اشاره می شوند، گرچه دیوید او.راسل اظهار داشت که این فیلم از مکتب بوداییسم ذن ریشه گرفته که حاصل رویایرویی او با رابرت ثرمن بودایی می باشد. بنابراین نمی توان دقیقا گفت که کدام فلسفه بیشتر در فیلم دیده می شود.

افکار نامحدود درباره درد و رنج زندگی می توانند به زندگی معنا ببخشند، همانطور که رابرت متوجه می شودکه می تواند روان شناسی افکار درباره دشمن بزرگ انسان را تغییر داده و انسان را فردی بنامد که هم رنج برده و هم به دنبال معنای زندگی است. اینجاست که انسان به اهمیت شقفت پی برده که به بودای ذن پاسخ می دهد.

همچنین بخوانید: 33 فیلم برتر اسپانیایی زبان که باید ببینید


2. درخشش ابدی یک ذهن پاک – Eternal Sunshine of the Spotless Mind – 2004 ساخته میشل گوندری

یک درام کمدی رمانتیک ساخته میشل گوندری با بازی جیم کری و کیت وینسلت، نوشته چارلی کافمن، نویسنده فیلم هایی چون “اقتباس” (Adaptation)، “بخش گویی” (Synecdoche)، “نیویورک” (New York) و “جان مالکوویچ بودن” (Being John Malkovich). یک زوج پس از دعوا می خواهند خاطرات خود را پاک کنند تا اینکه متوجه می شوند پیش از این هم این مراحل را طی کرده اند.

یک داستان عمیق، شخصی و غنی، و که زمانی که همه چیز بد پیش می رود آسیب پذیر می شود. میشل گوندری حافظه، روابط، فراق و ارتباط بین دو روح را نشان می دهد. این فیلم یکی از بهترین آثار درباره عشق، اصالت و سورئالیسم است.

همچنین بخوانید: 10 فیلم برتر دیوید فینچر به انتخاب مخاطبین


1. چشمه – The Fountain – 2006 ساخته دارن آرونوفسکی

فیلمی به کارگردانی دارن آرونوفسکی، خالق آثاری چون “قوی سیاه” (Black Swan)، “پی” (PI) و “مرثیه ای بر یک رویا” (Requiem for a Dream)، درباره احساسات و فناناپذیری، زندگی و مرگ، پایداری عشق، درخت زندگی و چشمه جوانی. این داستان بسیار پیچیده بوده و با گذشت زمان عمیق تر می شود.

هیو جکمن نقش تامی را ایفا می کند، کسی که برای یافتن درمان همسرش ایزی (ریچل وایس) بر روی میمون ها آزمایش می کند. در این میان شاهد داستان دیگری هستیم که هیو یک فاتح اسپانیایی است که توسط ریچل فرستاده می شود تا درخت زندگی اساطیری را که زندگی جاوادانه می بخشد، پیدا کند.

در داستان دیگر هیو یک فضانورد است که با درخت زندگی در فضا شناور می شود. او معتقد است ایزی بخشی از درخت زندگی بوده و با رسیدن به شیبالبا، دنیای مردگان مایا، با همسرش یکی می شود.

سه شخصیت دانشمند، مبارز و ماجراجو از هیو جکمن در سه داستان، که هرسه این شخصیت ها مرگ را دشمنی می پندارند که باید با آن مبارزه نمود. او در هر داستان عشقی که در مقابل اش قرار گرفته را رد کرده و می خواهد به دنبال معجزه باشد.

همچنین بخوانید: 25 فیلم برتر سینما درباره اختلال چند شخصیتی


امیدواریم از مطالعه این مقاله لذت برده باشید. منتظر شنیدن نظراتتان هستیم!

دیدگاه‌ها (2)

بستن فرم

  1. عباس

    دی 26, 1397

    سلام خسته نباشین بعد از فونتاین دیگه فیلم فلسفی نداشتیم که باارزش باشه؟؟؟

    پاسخ

  2. hamed

    دی 5, 1397

    مرسی بابت مقاله…The Fountain فوق العاده بود و Eternal Sunshine…بقیه شونم خیلی عالی ن…سرچشمه 1949 رو ندیدن البته

    پاسخ