نگاهی به سینمای آندری تارکوفسکی: رده بندی هر 7 فیلم مفهومی و شاعرانه تارکوفسکی

در هنگام طبقه بندی فیلم های آندری تارکوفسکی باید یک نکته را به خاطر داشته باشیم، اینکه تک تک فیلم های او یک شاهکار محسوب می شوند. از بین هفت فیلم ساخته شده توسط او، هیچ کدام تحت تاثیر تهیه کننده قرار نگرفته و تمام آن ها بیانگر کامل هنر و فلسفه اوست.

او یکی از بزرگ ترین سبک گراهای سینماست که مانند میزوگوچی، رنوآر، برسون یا دریر، سبک خاص خود را دارد. اما آنچه او را متمایز می کند، اصرار او بر عدم شباهت به دیگری است. همانطور که خودش گفته بود، هربار یک صحنه به فیلم های دیگر شبیه می شد، آنچنان آن را تغییر می داد تا اصالت خود را حفظ کند.

او ویرایش و کارگردانی را به عنوان ابزاری برای نشان دادن یادآوری انسان ها و طبقه بندی خاطرات استفاده می کند. او بدون استفاده از داستان و دیالوگ های سنگین، اثری را به وجود می آورد که کاملا سینمایی خوانده می شد.

برداشت های طولانی و شیوا، استعاره های زیاد که به شکل های مختلف برداشت می شوند و طراحی غنی صدا و صحنه، به آثار تارکوفسکی اصالت بخشیده است. به همین دلیل، طبقه بندی نمودن فیلم های او برای مشخص کردن اثر برتر دشوار است.

بنابراین به جای انتخاب بدترین تا بهترین، باید به بهتر و بهترین ها فکر کنیم. بنابراین با پروشات همراه باشید تا طبقه بندی فیلم های تارکوفسکی را به شما معرفی کنیم.


7. نوستالژی – Nostalghia – 1983

متاسفانه این فیلم در مقایسه با آثار دیگر آندری نادیده گرفته شده است. اولین فیلم او خارج از حوزه زادگاه اش شوروی، با همکاری کمپانی تولید ایتالیایی، داستان یک نویسنده روسی را نشان می دهد که برای تحقیق درباره یک آهنگساز روسی قرن 18 که به ایتالیا رفته و پس از بازگشت به خانه خودکشی می کند، به این کشور سفر خواهد نمود.

شخصیت آندری با بازی اولگ یانکوفسکی، بازیگر توانای روسی، که از خانه خود دور افتاده و در شهر کوچک شمال ایتالیا اقامت می کند، به نوعی نمایانگر خود کارگردان است.  و بیننده را متاثر می کند.

آشنایی او با یک مرد محلی به نام دومنیکو، با بازی ارلاند یوسفسن، که با در دست داشتن یک شمع می خواهد به یک چشمه معدنی نزدیک شود، فیلم را جالب تر می کند. اوهم مانند شخصیت دیگر یوسفسن در “قربانی”، معتقد است این کار جهان را نجات می دهد. آندری بعدها متوجه می شود او رازی در سینه دارد که به ماهیت انسان مرتبط است.

صحنه پایانی تلاش آندری به محقق کردن آرزوی دوستش و حرکت به سمت چشمه با در دست داشتن شمع، از جمله زیباترین صحنه های کارنامه سینمایی تارکوفسکی است. گرچه از معنای دقیق فیلم مطمئن نیستیم اما بدون شک او می خواست بیهودگی انسان را نشان داده و ذات او با تمام پیچیدگی هایش را به تصویر بکشد.

همچنین بخوانید: لیست بهترین فیلم های فانتزی خارجی که در سال 2018 اکران شدند


6. کودکی ایوان – Ivan’s Childhood

تارکوفسکی استاد سینمای غیرسنتی بود و این اثر به عنوان اولین اثر او، که در سنین کم ساخته شده، منسجم ترین ساختار روایی را نشان می دهد. در دوران جنگ جهانی دوم، شخصیت ایوان یک کودک یتیم است که به عنوان سرباز شناسایی کننده در خط مقدم روسیه فعالیت می کند.

داستان ماموریت های او با صحنه های رویاگونه و فلش بک های غیرخطی نمایش داده شده و نشان می دهد که تارکوفسکی از سنین جوانی به جای بیان داستان های استاندارد به بیان داستان های احساسی علاقه داشته است.

گرچه این فیلم تماما مثبت نیست، اما برخی از لحظات آن لذتبخش هستند. لحظات رمانتیک ماشا و کاپیتان خولین در میان درختان تکیده، با صحنه سیاه و سفید، جز زیباترین صحنه های کارنامه اوست.

با این حال، با درنظر گرفتن سیاه نمایی فیلم، به نظر می رسد که او قصد داشت یک نمایش گزنده را ارائه دهد. این فیلم که در دوران سینمای جنگ جهانی دوم شوروی و در کنار فیلم هایی چون “درناها پرواز می کنند” (The Cranes are Flying) و “نغمه یک سرباز” (Ballad of A Soldier) ساخته شد، صفحه جدیدی از هنر سینما را به نمایش می گذارد.


5. ایثار – The Sacrifice

گرچه این فیلم در جزیره فارو، که اینگمار برگمن در آن زندگی کرد و اغلب فیلم های خود را ساخت، ساخته نشده و در جزیره مجاور گاتلند ساخته شده است، تارکوفسکی از دو تن از همکارانش، سون نیکویست فیلمبردار و ارلاند یوسفسن بازیگر استفاده می کند تا درباره موضوع مورد علاقه این کارگردان سوئدی فیلم بسازد: فیلمی درباره مردی که می خواهد با خدا معامله کند.

کارگردان که می دانست مرگش نزدیک است، این اثر را به عنوان آخرین اثر خود ساخت. قهرمان داستان یک بازیگر اسبق است که حرفه اش را کنار گذاشته تا بازیگر شود. او در روز تولدش درخت می کارد، زیرا می داند درخت از او عمر بیشتری دارد. با شنیدن خبر هولوکاست هسته ای احتمالی، جشن تولدش بهم می خورد.

او تصور می کند با ایثار زادگاه اش می تواند از این هولوکاست پیشگیری کند. بسیاری از ابزار موجود در فیلم های مذهبی برگمن، مانند وزن دراماتیک، در این فیلم تارکوفسکی استفاده شده تا مفاهیم رویاگونه را نشان دهد.

تارکوفسکی با نشان دادن تاثیر اتفاقات بر فجایع جهانی رابطه انسان با خدا را به تصور می کشد. درنتیجه یک شاهکار ساخته که تا به امروز پابرجاست.

همچنین بخوانید: معرفی 10 فیلم عجیب و غریب تاریخ سینما که باید ببینید


4. استاکر – Stalker – 1979

سه مرد به مکانی به نام “منطقه” که به نظر می رسد تمام نیازها و آرزوها را برطرف می کند، می روند. رهبر آن ها استاکر نام داشته و دو تن دیگر یک نویسنده و یک پروفسور هستند. با ورود بیشتر و بیشتر آن ها به این منطقه، درباره ماهیت آن ها سوالات بسیاری ایجاد شده که برایشان پاسخی نیست. این فیلم همانند “سولاریس” (Solaris)، جنبه های علمی تخیلی را به شکل غیرمتعارف نشان می دهد تا دنیای عجیب و ماهیت جامه درحال گذر را به خوبی نشان دهد.

وجه تمایز دیگر این فیلم با فیلم قبلی این است که منطقه آنچه که به نظر می رسد نیست و نیازهای مردم را برآورده نمی کند. دیالوگ های فلسفی فیلم و تفکرشخصیت ها نشانگر این مضمون می باشد. اگر از ادغام مضامین علمی تخیلی و شاعرانه خوشتان می آید از این فیلم لذت می برید.

آیا فیلم در معنای عمیق تر خود جامعه شوروی را نشان می دهد یا بهشت را؟ هیچکس نمی داند. پس از رسیدk به این مکان، مشخص می شود که استاکر یک تمثیل بوده، اما مشخص نیست که این تمثیل نشان دهنده چیست. هیچ فیلمسازی بهتر از تارکوفسکی نمی توانست بیننده را در معنای این فیلم شرکت دهد. فضای آرام و مبهم با طول شات ها نشان داده شده و به بیننده اجازه می دهد تا در دنیای این اثر غرق شده و زندگی خود را در آن تصور کند.

همچنین بخوانید: معرفی20 فیلم برتر سینما که ذهن بیننده را به چالش می کشند


3. آینه – Mirror – 1975

زندگی نامه ای ترین اثر تارکوفسکی و احتمالا دشوارترین اثر او، که هرگونه تلاش برای ساختاربندی آن بیهوده به نظر می رسد. این فیلم درباره حافظه و احساسات و ساختاربندی آن توسط مغز، است. با این کار تارکوفسکی نشان می دهد که مغز انسان چگونه تصاویر منتخبی را به ذهن سپرده تا به کمک آن زندگی را درک نماید.

این اثر ذهن یک مرد چهل ساله را به نمایش می گذارد که او را چندان نمیبینیم اما صدایش را می شنویم. سه دوره زمانی پیش از جنگ جهانی دوم، دوران جنگ و پس از جنگ، به نمایش درآمده و با وجود ارتباط ملت و انسانیت، دوره شوروی به معرض نمایش گذاشته می شود.

هنر تارکوفسکی در این بود که بدون اجبار بیننده و استفاده از روایت های سنگین، بیننده را با خود همراه می کرد. به جای آن از تصاویر زیبا، مانند مادر، چمن، سلاخی جوجه ها و چرخش دوربین در راهرو را به نمایش می گذارد تا تاثیر زمان را نشان دهد. به همین دلیل از روایت سیال ذهن استفاده کرده و با خواندن شعر پدرش، گذشته و حال را ادغام کرده تا یک اثر جدید به نمایش بگذارد. گرچه تماشای آن برای برخی دشوار است، اما تجربه زیبایی را در اختیارتان قرار میدهد.

پس از اکران این اثر، اکنون به عنوان یک شاهکار خاص پذیرفته می شود. تاثیر آن بر روی یکی از شناخته شده ترین آثار قرن بیست و یک، “درخت زندگی” (The Tree of Life) از ترانس مالیک دیده می شود.

همچنین بخوانید: معرفی 25 فیلم با پیچیده ترین پایان بندی ها در تاریخ سینما


2. سولاریس – Solaris – 1972

متاسفانه این اثر را به اشتباه پاسخ تارکوفسکی به “2001: ادیسه فضایی” (2001: A Space Odyssey) استنلی کوبریک می دانند. زمانی که کوبریک برای تصور وجودی فراتر از انسان به بعد چهارم چشم دوخت، تاکوفسکی سفر یک انسان به فضا را نشان دهد تا به کمک آن اندوه و خودشناسی را به معرض نمایش بگذارد. درنتیجه این دو فیلم از هم متمایزند.

هردوی آن ها روی زمین و یک سیاره با اقاینوس زیبا رخ می دهند، با این تفاوت که در این فیلم عواطف با جنبه های علمی تخیلی ادغام شده اند. درحالی که فیلمسازان دیگر با کمک این ژانر یک ماجراجویی عظیم را نشان می دهند، تارکوفسکی یک داستان کند را نشان می دهد تا زندگی شخصی شخصیت ها را به نمایش بگذارد.

یک روان شناس برای فهمیدن درباره سرنوشت مردم به یک سفینه فضایی وارد شده و در آنجا بدل همسر فقیدش را می بیند که خودکشی کرده بود و متوجه می شود این موجودات توسط بیگانه ها خلق شده اند. گرچه او آگاه و باهوش به نظر می رسد اما گویی از مرگ خود اطلاع ندارد.

تارکوفسکی با ساخت این فیلم مفهوم عشق را به معرض نمایش می گذارد. گرچه برای نشان دادن این امر از عناصر رازآلود استفاده می کند اما نمی توان آن را یک اثر رازآلود دانست. اگر به دنبال دیدن فیلم های فضایی هستید این فیلم را تماشا نکنید، زیرا تارکوفسکی به جای توجه به زندگی بیگانه ها، بیشتر به زندگی انسان تمایل نشان می دهد، که سوال دشوارتری است.

همچنین بخوانید: رده بندی فیلم های گای ریچی از بدترین تا بهترین


1. آندری روبلوف – Andrei Rublev – 1966

شاهکار او، که طولانی ترین فیلم تارکوفسکی و کامل ترین تجربه او به شمار می رود. یک اثر حماسی مذهبی در قرن 15 درباره ماهیت ایمان، رنج و ارتباط زندگی با هنر.

آندری روبلوف به جای نشان دادن اثرش، بیشتر بر روح نقاش و نحوه زندگی او تمرکز داشت. از آنجاییکه پیام مذهبی فیلم با مضامین شوروی در تضاد بودند، به همین دلیل این فیلم در شوروی ممنوع شد، زیرا این فیلم 205 دقیقه ای جریان این کشور در آن شرایط دشوار و تغییرات را نشان می داد.

از صحنه آغازین بالون تا صحنه های نبرد، که در آن حیوانات حقیقی کشته می شوند، داستان آندری روبلوف به شیوه ای و رسایی هرچه تمام تر به نمایش گذاشته می شود. در این فیلم، زندگی، از وحشت جنگ گرفته تا شگفتی کودکان، یک لحظه تصور می شود. با این حال، صحنه پایان فیلم بود که تارکوفسکی را به عنوان یکی از برترین فیلمسازهای سینما معرفی کرد.

این فیلم با نمایش زندگی آندری روبلوف، داستان ساخت یک زنگ برای یک شاهزاده را نشان می دهد که پسر جوان زنگ ساز در این باره چیزی نمی داند. تا به حال سینما ارزش ایمان در انجام کارهای خوب را به این اندازه نشان نداده است. گرچه شاید در نگاه اول صحنه پایانی عجیب باشد، اما ماهیت محبوب ترین هنرمند روسیه را به خوبی نشان می دهد.

همچنین بخوانید: لیست غم انگیزترین فیلم هایی که در سال 2018 اکران شدند


امیدواریم از مطالعه این مقاله لذت برده باشید. منتظر شنیدن نظراتتان هستیم!

دیدگاه‌ها (1)

بستن فرم

  1. جوان

    اردیبهشت 14, 1398

    عالیه عااااااااااااااااااااااااااااااالیه

    پاسخ