همه‌چیز درباره راسل کرو و نکات جالب زندگی او

همه‌چیز درباره راسل کرو و نکات جالب زندگی او

راسل کرو (Russell Crowe) یک بازیگر، تولیدکننده و موزیسین استرالیایی زاده نیوزلند است.

نام کامل او راسل ایرا کرو است.

او در تاریخ 7 آوریل 1964 (18 فروردین 1343) در ولینگتون، نیوزلند به دنیا آمد.

پدر او جان الکساندر کرو مدیر برگزاری مراسم و مدیر هتل بود و مادرش، جوسلین یوونه هم مدیر برگزاری مراسم بود.

او یک برادر بزرگ‌تر به نام‌تری دارد.

نژاد او انگلیسی، آلمانی، ایرلندی، موآری، ایتالیایی، نروژی، اسکاتلندی، سوئدی و ولزی است.

زمانی که کرو چهارساله بود خانواده‌اش به سیدنی استرالیا نقل‌مکان کردند و در آنجا به شغل برگزاری از مراسم و تهیه غذا پرداختند.

او برای اولین بار در سن شش‌سالگی در سریال ماجراجویانه جنگی Spyforce نقش‌آفرینی کرد. این اولین نقش‌آفرینی او بود و بعدها به‌عنوان یک کودک نقش‌های کوچک ایفا کرد.

او برای ادامه بازیگری و حرفه موسیقی دبیرستان را رها کرد.

پس‌ازاینکه در سال‌های 1970 به نیوزلند بازگشت به یک گروه راک پیوست (Roman Antix) و به‌عنوان ترانه‌سرا، گیتاریست و خواننده اصلی فعالیت کرد. این گروه بعدها با عنوان 30 Odd Foot of Grunts به کار خود ادامه داد و پس از تولید سه آلبوم در سال 2005 به کار خود پایان داد. برخی از اعضای گروه در گروه جدید Russell Crowe & the Ordinary Fear of God به هم ملحق شدند.

او در سال‌های 1980 به استرالیا بازگشت تا به حرفه بازیگری ادامه دهد.

از سال‌های 1986 تا 1988 در فیلمی به کارگردانی دنیل آبینری، نسخه نیوزلندی The Rocky Horror Show، اولین نقش حرفه‌ای خود را به انجام رساند.

او در سال 1990 حرفه بازیگری را به‌طورجدی آغاز کرد و در درام جنگی aka Prisoners of the Sun و The Crossing، که یک درام درباره مثلث عشقی بود، ظاهر شد.

او در این آثار توانایی بازیگری خود را نشان داد و برای فیلم بعدی خود، برهان (Proof – 1991) جایزه بهترین بازیگر مکمل مرد جشنواره فیلم استرالیا (AFI) را دریافت نمود.

در سال 1992 در فیلم استرالیایی “رامپر استامپر” (Romper Stomper) به کارگردانی جفری رایت ظاهر شد، این فیلم درباره فعالیت‌های یک گروه نژادپرست در اطراف ملبورن بود. او برای این فیلم جایزه بهترین بازیگر مرد جشنواره فیلم استرالیا را دریافت کرد.

پس از موفقیت اولیه در استرالیا در سال 1993 در فیلم کانادایی “برای یک لحظه” (For the Moment) نقش‌آفرینی کرد.

سپس در سال 1994 در فیلم “جمع ما” (The Sum of Us) زندگی پسری را نشان داد که به همراه پدرش زندگی می‌کرد.

در سال 1995 به همراه دنزل واشنگتن در “ذوق هنرپیشگی” (Virtuosity) و به همراه شارون استون در “برنده و بازنده” (The Quick and the Dead) نقش‌آفرینی داشت.

بازی او در درام جنایی “محرمانه لس‌آنجلس” (L.A. Confidential) که فیلم‌نامه بسیار خوبی داشت در نقش یک پلیس آسیب‌پذیر باعث شد که توانایی او برای نقش‌های پیچیده مشخص شود. این فیلم هم در گیشه موفق شد و هم توجه منتقدان را به خود جلب کرد.

در سال 1999 در فیلم “نفوذی” (The Insider) در نقش افشاگر مواد مخدر، جفری ویگناد، ظاهر شد که برای این نقش پنج جایزه به دست آورد که یکی از آن‌ها جایزه بهترین بازیگر مرد بود، همچنین برای جایزه بهترین بازیگر مرد اسکار هم نامزد شد.

اما برای بازی در فیلم گلادیاتور (Gladiator – 2000) جوایز بیشتری کسب کرد. او برای ایفای نقش ماکسیموس، یک ژنرال رومی که به گلادیاتور تبدیل شد، جایزه بهترین بازیگر مرد اسکار، جایزه بهترین بازیگر مرد منتقدین، جایزه بهترین بازیگر مرد امپایر، جایزه بهترین بازیگر مرد منتقدین لندن و 10 نامزد جوایز را دریافت نمود.

در سال 2001 در فیلم “یک ذهن زیبا” (A Beautiful Mind) جایزه ریاضی‌دان و برنده جایزه نوبل، جان اف ناش را ایفا کرد که برای آن جوایز مختلفی کسب نمود، ازجمله: جایزه بازیگر اصلی BAFTA، جایزه گلدن گلوب بهترین بازیگر مرد درام و جایزه بهترین بازیگر مرد اصلی Guild.

او همچنین در فیلم حماسی “ناخدا و فرمانده: آخر دنیا” در سال 2003 (Master and Commander: The Far Side of the World) نقش کاپیتان جک آبری را ایفا کرد. این فیلم بر اساس رمان پاتریک ابرایان ساخته شد.

در سال 2005 دوباره با کارگردان فیلم ذهن زیبا یعنی ران هوارد در فیلم “مرد سیندرلا” (Cinderella) بازی کرد. این فیلم درباره بوکسوری به نام جیمز جی برادداک بود که مبارزه را کنار گذاشته بود اما برای کمک مالی به خانواده در دوران رکود اقتصادی دوباره به میدان مبارزه بازگشت.

در سال 2006 در کنار کارگردان فیلم گلادیاتور، ریدلی اسکات، در فیلم “یک سال خوب” (A Good Year) نقش‌آفرینی کرد.

سپس در سال 2007 در فیلم “3:10 به یوما” (3:10 to Yuma) در نقش یک خلاف‌کار ظاهر شد.

سپس در فیلم “گانگستر آمریکایی” (American Gangster – 2007) به کارگردانی ریدلی اسکات، بازی کرد و در کنار دنزل واشنگتن ظاهر شد. در سال بعد هم در تریلر سیا “یک مشت دروغ” (Body of Lies) ظاهر شد.

سپس در تریلر سیاسی “وضعیت فعلی” (State of Play – 2009) در نقش یک خبرنگار ظاهر شد.

سپس در سال 2010 و در پنجمین همکاری خویش با ریدلی اسکات در فیلم “رابین‌هود” (Robin Hood) نقش‌آفرینی کرد.

در سال 2010 در فیلم پائول هاگیس “سه روز بعد” (The Next Three Days) ظاهر شد که اقتباس فیلم فرانسوی (Pour Elle) محصول سال 2008 بود.

در فیلم “مردی با مشت‌های آهنین” (The Man with the Iron Fists – 2012) که شبیه فیلم‌های کونگ فو ساخته شده بود نقش یک سرباز انگلیسی در فئودال چین را بر عهده داشت. در فیلم موزیکال “بی‌نوایان” (Les Misérables – 2012) نقش کارآگاه پلیس ژاواره را بر عهده داشت.

در سال 2013 نقش مهم بعدی خود را در “شهر ویران” (Broken City) به دست آورد که در نقش یک شهردار ظاهر شد. در همان سال در فیلم “مرد پولادین” (Man of Steel) از کریستوفر نولان، نقش پدر بیولوژیکی سوپرمن را بر عهده گرفت.

در ژوئن 2013 با تولید فیلم تاریخی “آب شناس” (The Water Diviner) اولین تجربه کارگردانی خود را آغاز کرد که البته هنرپیشگی این فیلم را هم بر عهده داشت.

در سال 2014 در فیلم “افسانه زمستان” (Winter’s Tale) که از رمان محصول سال 1983 مارک هلپرین اقتباس شده بود نقش یک گانگستر را بر عهده داشت، در همان سال در فیلم “نوح” (Noah) دارن آرنوفسکی هم نقش‌آفرینی کرد.

در سال 2016 کرو و رایان گوسلینگ در کمدی سیاه “پسران خوب” (The Nice Guys) در نقش کارآگاه‌های خصوصی که درباره قتل یک ستاره فیلم پورن تحقیق می‌کردند ظاهر شدند.

در سال 2017 در اکشن ترسناک “مومیایی” (The Mummy) نقش دکتر هنری جکیل را بر عهده داشت.

حرفه بازیگری راسل کرو برای او افتخارات زیادی به همراه آورده است، ازجمله: دریافت ستاره در خیابان مشاهیر هالیوود، نامزدی در اسکار به مدت سه سال پیاپی (1999-2001)، یک جایزه گلدن گلوب برای بهترین بازیگر مرد، یک جایزه BAFTA و یک جایزه اسکار.

او در سال 2001 برای خدمات به جامعه استرالیا و تولید فیلم‌های استرالیایی مدال صدسالگی را دریافت نمود.

درآمد خالص او 95 میلیارد دلار است.

او از سال 1989 با خواننده استرالیایی دنیل اسپنسر رابطه داشت و سرانجام در سال 2003 باهم ازدواج کردند. آن‌ها دو پسر دارند: چارلز اسپنسر کرو (متولد 2003) و تنیسون اسپنسر کرو (متولد 2006). آن‌ها در سال 2012 از هم جدا شدند.

کرو ساکن استرالیا است. او و خانواده‌اش در سال 2011 به خانه‌ای در خلیج رز سیدنی نقل‌مکان کردند.

او یکی از صاحبین تیم راگبی استرالیا، South Sydney Rabbitohs، است.

او در سن ده‌سالگی زمانی که مشغول بازی راگبی بود دندان پیشین خود را از دست داد. اما هرگز آن را درست نکرد تا اینکه در سال 1990 کارگردان فیلم The Crossing اصرار کرد تا آن را درست کند و هزینه دندان را هم از جیب خود پرداخت نمود.

در سال‌های 1980 او را با نام Russ le Roq کی نامیدند زیرا آهنگی به نام “I Want To Be Like Marlon Brando” خوانده بود.

پس از فیلم گلادیاتور به همراه دوستانش یک سفر 6500 کیلومتری به دور استرالیا را با موتورسیکلت آغاز نمودند.

برای بازی در فیلم ” ناخدا و فرمانده: آخر دنیا ” به کلاس ویولون رفت زیرا جک آربی چندین بار در فیلم ویولون نواخت.

در طی تمرین برای فیلم “مرد سیندرلا” شانه‌اش در رفت و این آسیب تولید فیلم را دو ماه به تأخیر انداخت.

برای بازی در فیلم “یک مشت دروغ” 29 کیلوگرم اضافه‌وزن به دست آورد.

در 9 مارس 2005 طی یک مصاحبه عنوان کرد که پیش از هفتاد و سومین مراسم اسکار در مارس 2001، مأموران اف بی آی او را دنبال می‌کردند و به او گفته بودند که گروه تروریستی القاعده می‌خواهد او را بدزدد. به گفته خودش این اولین باری بود که نام القاعده را شنید.

در سال 2015 مشخص شد که او در سال‌های 2006 و 2013 برای دریافت شهروندی استرالیا اقدام کرده است. اما به دلیل واجد شرایط نبودن تقاضایش پذیرفته نشد. بااین‌حال سازمان مهاجرت استرالیا این گفته را تکذیب نمود.

 

                               
بوتکمپ پایتون

دیدگاه‌ها

بستن فرم