10 حقیقت چندش‌آور درباره زندگی در انگلستان در قرون‌وسطی

اگر در گذشته زندگی می‌کردید احتمالاً متوجه می‌شدید که زندگی در آن دوران کمی چندش‌آور بود و ترجیح می‌دادید در دوره مدرن زندگی کنید. شاید هیچ جا از انگلستان کثیف‌تر نبود که با پیاده‌روی در خیابان‌های لندن با زشت‌ترین و چندش‌آورترین صحنه‌ها روبه‌رو می‌شدید. به همین دلیل با ما همراه باشید تا با حقایق چندش‌آور زندگی در گذشته انگلستان آشنا شوید.

10. مردم زباله و مدفوع را در مقابل خانه‌شان تلنبار می‌کردند

مردم زباله و مدفوع را در مقابل خانه‌شان تلنبار می‌کردند

زمانی که یک خانواده بریتانیایی خانه‌شان را پر از زباله و غذای فاسد می‌کردند تصمیم می‌گرفتند آن را تمیز کنند. ازنظر قانونی انتظار می‌رفت که تمام زباله‌شان را جمع کرده و به محدوده بیرون از شهر ببرند. اما برای مردم راحت‌تر بود که زباله خود را در خانه تلنبار نموده و سپس در کوچه بریزند.

زباله‌های مختلف، از استخوان‌های کهنه مرغ تا پس‌مانده‌های غذای حیوانات، در بیرون خانه آن‌ها تلنبار می‌شد و گفته می‌شد این زباله‌ها آن‌قدر زیاد بود که مردان محله باید به خانم‌ها کمک می‌کردند تا از میان زباله‌ها رد شود و گاهی اوقات این زباله‌ها به‌صورت‌های مردم برخورد می‌کرد.

هیچ‌کس نمی‌توانست مانع پرتاب کردن زباله از خانه‌ها شود تا اینکه در قرن 14 ام شاه ادوارد دوم اولین قانون علیه پرتاب کردن زباله به بیرون از خانه را تصویب کرد. حتی همان موقع هم انتظارات او پایین بود. “تمام زباله‌های اندوخته شده در مقابل خانه‌ها باید در عرض یک هفته جمع‌آوری شوند. و خوک‌ها هم نباید در خیابان‌ها بچرخند.”

این قانون تأثیری نداشت. مردم هنوز هم زباله‌های خود را در بیرون از خانه تلنبار می‌کردند. افراد ثروتمند در هنگام بیرون آمدن از خانه دستمال‌های عطر زده را در مقابل بینی خود می‌گرفتند تا حالشان بهم نخورد. و مردان پادشاه که مسئول پاک‌سازی خیابان‌ها بودند.

9. با بارش باران فاضلاب‌ها سرریز می‌شدند

با بارش باران فاضلاب‌ها سرریز می‌شدند

در یک روز عادی خیابان‌ها بوی بسیار بدی داشتند اما در روزهای بارانی وضع بدتر می‌شد. خیابان‌های انگلستان از گل و سنگفرش ساخته شده بودند تا ریزش باران را کنترل کرده و مانع سیل شود. اگر مردم زباله‌های خود را جمع‌آوری می‌کردند این طرح می‌توانست مثمر ثمر باشد.

مردم انگلستان هر چیزی که دم دستشان بود را در مجرای فاضلاب می‌ریختند تا از بیرون آمدن فاضلاب جلوگیری شود اما پس از بارش باران این کار بی‌نتیجه بود. این زباله‌ها به‌جای ممانعت از سیل آن را افزایش می‌دادند. زیرا در زمان سیل به بیرون ریخته و تمام کوچه و خیابان از این زباله‌های تلنبار شده پر می‌شد.

پس از اتمام باران و صاف شدن آسمان، کوچه‌ها پر از کثافت و فاضلاب بود که در مقابل آفتاب خشک می‌شد.

8.  پزشکان روی زخمتان ادرار می‌کردند

پزشکان روی زخمتان ادرار می‌کردند

اگر یک سرباز در میدان جنگ زخمی می‌شد جای هیچ‌گونه نگرانی وجود نداشت زیرا پزشکانی حاضر بودند که روی زخم او ادرار کرده و آن را استریلیزه می‌کردند. برای این کار لازم نبود ادرار را بسته‌بندی و آماده کنند، بلکه پزشک در همان لحظه ادرار می‌کرد.

ادرار برای زخم‌های گوناگون مانند بریدگی، سوختگی و گاز، استفاده می‌شد. شاید چندش‌آور به نظر برسد اما مؤثر بود. آمونیاک موجود در ادرار از عفونی شدن زخم جلوگیری کرده و در شرایط مرگ و زندگی ارزش امتحان کردن دارد.

اما تنها پزشکان بریتانیایی این کار را انجام نمی‌دادند. یکی از عجیب‌ترین داستان‌ها درباره یک فیزیکدان ایتالیایی به نام لئوناردو فیوراوانتی است که پس از بریده شدن بینی یک سرباز بر آن بریدگی ادرار کرد. او بینی بریده‌شده را به‌سرعت از روی زمین برداشت، خاک آن را تمیز کرد و روی آن ادرار نمود.

این پزشک به طرز خارق‌العاده‌ای توانست بینی ادرارشده را روی صورت او قرار دهد و احتمالاً بوی ادرار تا پایان عمر به همراه آن سرباز بود.

7. مردم تصور می‌کردند حمام کردن آن‌ها را بیمار می‌کند

مردم تصور می‌کردند حمام کردن آن‌ها را بیمار می‌کند

در قرون‌وسطی مردم به‌طور مرتب به حمام می‌رفتند و خود را شستشو می‌دادند. اما پس از طاعون سیاه همه‌چیز تغییر کرد. مردم اروپا که شاهد مرگ دوسوم از هم‌وطنان خود بودند دراین‌باره حساس شدند. آن‌ها می‌خواستند هر چیزی را سرزنش کنند و حمام کردن بهانه خوبی بود.

با سرایت طاعون برخی از پزشکان اذعان کردند که شستشوی زیاد عامل این بیماری است. آن‌ها به مردم گفتند که شستشوی زیاد بدن را ضعیف نموده و حفره‌های پوست را باز کرده و در معرض ویروس قرار می‌دهد، بنابراین باید هرگونه شستشو را متوقف کنند. بنابراین پزشکان مسئول آن بودند.

6. لباس مردان بدن آن ها را نشان میداد

لباس مردان بدن آن ها را نشان میداد

حوالی قرن 14 تخیل در مد فراموش شد. در آن دوره مردان انگلستان در هنگام بیرون رفتن از خانه تقریباً هیچ‌چیز نمی‌پوشیدند. در سال‌های 1300 مردان بریتانیایی یکپارچه کوتاه دامن مانند می‌پوشیدند که تنها چند سانت از زیر شکم را می‌پوشانند. زیر آن‌ها هم باریک‌ترین و کوچک‌ترین لباس‌زیر ممکن را می‌پوشیدند تا آلت تناسلی‌شان تا جای ممکن به چشم بیاید.

به‌تدریج دنیای مد عجیب‌تر شد. مردان به‌جای اینکه بدنشان را به نمایش بگذارند زیر لباس‌های خود پدهای ضخیم قرار می‌دادند تا آلت تناسلی‌شان را از آنچه هست بیشتر نشان دهد.

شوالیه‌های قرن 16 آن را در جنگ می‌پوشیدند. این لباس‌ها از یک تکه فلزی بزرگ هم تشکیل شده بودند که بین پاهایشان قرار می‌گرفت. این لباس‌ها جنبه نظامی یا محافظتی نداشتند و فقط نمایشی بودند.

5. خانواده‌ها روی سطح کثیف می‌خوابیدند

خانواده‌ها روی سطح کثیف می‌خوابیدند

اغلب خانه‌های قرون‌وسطایی انگلستان کف نداشتند مگر اینکه ثروتمند بودند. در حقیقت کف خانه‌های آن‌ها پوشیده از خار و خاشاک بود. به همین دلیل برای گرم نگه داشتن خانه مجبور بودند کف آن را با زباله بپوشانند. در همان‌جا غذا می‌خوردند و دانه‌های گیاه در آنجا می‌رویید و به دنبال آن حیوانات و حشرات به داخل خانه می‌آمدند. مردم هم به‌ندرت خانه‌شان را تمیز می‌کردند. اگر هم این کار را انجام می‌دادند تنها لایه‌های رویی را تمیز می‌کردند و لایه‌های زیرین به مدت یک دهه باقی می‌ماندند.

یکی از شاهدان دانمارکی معتقد بود که خانه‌های بریتانیایی پر از فضولات انسانی و حیوانی، پس‌مانده غذا و مرغ و ماهی بود. دیدن این پس‌مانده‌ها در زیر پا چندش‌آور بود اما بدتر اینکه آن‌ها رختخواب نداشتند و مجبور بودند هر شب سرشان را روی زباله، استفراغ و غذای فاسد 20 ساله بگذارند.

4. پزشکان مادر در حال زایمان را در مدفوع می‌نشاندند

پزشکان مادر در حال زایمان را در مدفوع می‌نشاندند

زایمان هیچ‌گاه راحت نبود اما در آن زمان از آنچه که تصور می‌کنید دشوارتر است. در قرون‌وسطی پزشکان نمی‌دانستند که چگونه باید زن در حال زایمان را از مرگ نجات دهند. تنها چیزی که می‌دانستند این بود که باید به نیروهای غیبی توکل می‌کردند.

راهبه و کشیش‌ها در کنار مادر نشسته و دعا می‌خواندند تا بچه بیرون بیاید: “بدون مرگ خودش و بدون مرگ مادر”. یا اینکه به جادو تکیه می‌کردند. گاهی اوقات به مادر سرکه و شکر خورانده و او را در مدفوع عقاب می‌نشاندند و امیدوار بودند که مادر زنده بماند.

زمانی که جادو کارساز نبود به معجزه توسل می‌کردند. یک صومعه در یورکشایر یک جام داشت که معتقد بود با در دست نگه داشتن آن زن باردار در حال زایمان زنده می‌ماند. آن‌ها تنها کسانی نبودند که به آن اعتقاد داشتند. زمانی که همسر هنری سوم باردار شد شاه به کشیش‌ها دستور داد جام مقدس را برای او بیاورند.

اما به نظر می‌رسید که هیچ‌کدام از این‌ها کارساز نبودند. حدود یک‌سوم کودکان پیش از پنج‌سالگی و 2- درصد مادران در اثر زایمان، از دنیا می‌رفتند. متأسفانه درباره مادرانی که در مدفوع می‌نشستند یا جام به دست می‌گرفتند اطلاعاتی در دسترس نیست.

3. جنین‌های سقط شده به‌عنوان وسیله جلوگیری از بارداری استفاده می‌شدند

پزشکان مادر در حال زایمان را در مدفوع می‌نشاندند

در آن زمان برای جلوگیری از بارداری از روش‌های پیشگیری استفاده می‌شد. زنانی که می‌خواستند سقط‌جنین انجام دهند یا از بارداری پیشگیری کنند به سراغ زنانی می‌رفتند که جادوگر نامیده می‌شدند – اما این زنان کاندوم یا قرص پیشگیری از بارداری نمی‌فروختند.

اما محصولات جلوگیری از بارداری که آنان به فروش می‌رساندند کمی عجیب بود. آن‌ها طلسم‌های جادویی تهیه می‌کردند که مانع از بارداری زنان می‌شد. این طلسم‌ها از بیضه راسو، دندان کودک و یک انگشت بریده‌شده از جنین سقط شده، تهیه می‌شد.

آن‌ها طلسم عشق هم به فروش می‌رساندند که به همین شکل بود. این طلسم از عصاره جنین سقط شده تهیه می‌شد. مشتری‌ها هم باید این نوشیدنی را می‌نوشیدند. اگرچه چندش‌آور به نظر می‌رسد اما هر زن مجبور بود یک طلسم از بیضه راسو، دندان بچه و جنین سقط شده را به همراه خود داشته باشد تا پیش از موعد باردار نشود.

2. همه افراد به شپش آلوده بودند

همه افراد به شپش آلوده بودند

مردم قرون‌وسطی با شپش مشکلی نداشتند. در حقیقت تمام افراد قرون‌وسطی، چه فقیر و چه غنی، به شپش آلوده بودند. آن‌ها رسم داشتند که روزها دورهم جمع شده و از بدن یکدیگر شپش بگیرند. مخصوصاً افرادی که سفر می‌کردند. برخی از زنانی که لباس‌ها را می‌شستند از بدن بقیه شپش هم می‌گرفتند و در این کار متخصص بودند.

در افراد فقیرتر این مشکل بیشتر دیده می‌شد و تنها به انگلستان محدود نبود. یک مسافر انگلیسی به نام مارگری کمپ که به یکی از شهرهای آلمانی سفر کرده بود در نامه‌ای که به خانه نوشته بود گفته بود که مردم آلمان عادت داشتند عصرها به‌صورت برهنه دایره‌وار در کنار هم بنشینند و از بدن هم شپش بگیرند.

1. رودخانه تیمز پر از گوشت فاسد بود

رودخانه تیمز پر از گوشت فاسد بود

کمتر جایی پیدا می‌شد که از رودخانه تیمز کثیف‌تر باشد. در قرون‌وسطی قصاب‌ها عادت داشتند گوشت‌های فاسد و بدون استفاده خود را از پل درون رودخانه بیندازند. این کار آن‌قدر رایج بود که یکی از پل‌های این رودخانه پل قصاب‌ها نام داشت و چندش‌آورترین نقطه کل کشور بود. این پل پوشیده از خون و گوشت حیوانات بود.

تا اینکه در سال 1369 قانونی علیه آن صادر شد اما چندان فایده نداشت. حتی پیش از اینکه قانونی علیه آن صادر شوند مردم از آن شکایت می‌کردند. شکایت آن‌ها این بود که نمی‌توانستند زندگی در آن نزدیکی و بوی بد آنجا را تحمل کنند. اما این کار چندش‌آور در اینجا متوقف نشد. حدود 500 سال طول کشید تا مردم از انداختن گوشت فاسد به رودخانه تیمز دست بردارند. سرانجام در قرن 19 مردم از این کار دست برداشتند. اما به مدت 500 سال رودخانه تیمز یکی از بدبوترین نقطه‌های روی زمین بود.

                               

دیدگاه‌ها (3)

بستن فرم

  1. یعقوب

    تیر 6, 1398

    حتما سفرنامه ابن بطوطه جهانگرد مسلمان که در قرون وسطی به اروپا سفر کرده بود را بخوانید تا بفهمید چقدر اروپا کثیف بوده که برای یک مسلمان در آن زمان باورنکردنی بوده

    پاسخ

    • احمد در پاسخ به یعقوب

      مرداد 16, 1398

      الانم ۲ روز شهرداری زباله ها رو جمع نکنن شهرهای ما هم همین وضعیت رو دارن کافیه یه نگاه به مکانهای عمومی و سواحل دریا ،سرویسهای بهداشتی بین راه و …بندازین😑

      پاسخ

  2. vary

    شهریور 12, 1397

    بعد میان میگن طاعون از از شرق به اروپا شیوع پیدا کرد تنها چیزی که ما به اونا دادیم علم گران بهای دانشمندان اون دوران بود حیف

    پاسخ